تبليغاتX
تازه های جهان سینما - بوئنوس آيرس 1977 / Crónica de una fuga
معرفی فیلم های روز سینمای جهان

 

روزنامه اعتماد       شنبه، 10 آذر 1386 - شماره 1553 صفحه 10

 

نگاهي به فيلم «بوئنوس آيرس 1977» 

 

جنگ کثيف 

 

 

 

دبورا يانگ ترجمه؛هومن نصر

 

اکران محدود فيلم «بوئنوس آيرس 1977» با عنوان انگليسي «وقايع نگاري يک فرار» در امريکا، باعث شداين فيلم محصول 2006 آرژانتين که اوايل امسال در جشنواره هاي مختلف توجه بسياري را به خود جلب کرده بود، دوباره مطرح شود و ماجراي «جنگ کثيف» سه دهه پيش در آرژانتين دوباره بر سر زبان ها بيفتد. دبورا يانگ نويسنده ورايتي در اين مقاله از زاويه ديد يک غيرآرژانتيني به فيلم نگاه کرده است.

 

«بوئنوس آيرس 1977» فيلمي است با داستاني واقعي که با اشاره به فعاليت هاي وحشتناک و مخوف رژيم نظامي حاکم بر آرژانتين و جنايت هاي سياسي گسترده آن، داستان فراري مهيج و پرتنش را به تصوير مي کشد. ايسرائل آدرين کايتانو در چهارمين فيلم خود به ترس و وحشت موجود در فضاي سياسي آرژانتين دهه هفتاد پرداخته و تاريخ سياه کشورش در آن سال ها و شرايط دشوار و يأس آلود اهالي آرژانتين را به تصوير کشيده است. فيلم به لحاظ بصري قابل دفاع است و با استفاده از شيوه داستان گويي منسجم خود به راحتي تماشاگر را تحت تاثير قرار مي دهد. فيلم اگرچه از برخي جهات در سطح مانده و نتوانسته به ديدگاه انتقادي عميقي نزديک شود اما با اين حال و به رغم زبان اسپانيايي اش مي تواند گيشه ساير کشورها را نيز به تصاحب خود درآورد. فيلم حاضر ارتباطي کمرنگ با دو فيلم تاثيرگذار ديگر آرژانتيني به نام هاي «داستان رسمي»(1985) و «گاراژ اوليمپو»(1999) دارد که لوئيز پنانزو و مارکو بچيس کارگرداني کرده اند و هر دو آنها مانند آدرين کايتانو نگاهي انتقادي نسبت به حکومت نظامي آرژانتين داشته و بر وجوه همان فضاي مخوف تاکيد کرده اند. تاکيد کايتانو در اين فيلم بر گروهي از فعالان جوان سياسي آرژانتين است که نيروهاي نظامي دولت وقت آرژانتين آنها را دستگير مي کنند و به ويلاهاي اطراف بوئنوس آيرس مي فرستند. جالب اينجاست که تنها تعداد محدودي از جوانان دستگير شده فعال سياسي هستند و بيشترشان قرباني سوءتفاهم شده اند و به اشتباه يا به عمد به شکنجه گاه هاي دولتي فرستاده شده اند. آدرين کايتانو در اين فيلم مانند کريستين همپتون در اثر بحث انگيزش به نام «به تصوير کشيدن آرژانتين» (2003) درام سياسي منسجم و مبتني بر شرايط دشوار زيستي شخصيت هاي داستان را در قالبي سرگرم کننده و جذاب به مخاطبان عرضه کرده است تا فضاي تيره و تار فيلم باعث کاهش مخاطبان احتمالي در سالن هاي سينما نشود. به خصوص مخاطبان غيرآرژانتيني که چندان با جو سياسي حاکم بر آرژانتين آن زمان آشنا نيستند و به سختي سير وقايع را درک مي کنند. داستان اصلي فيلم از خاطرات کلوديو تامبوريني و گيلرمو فرناندز اقتباس شده است. شخصيت فيلم اصلي تامبوريني است و فرناندز در نقش يکي از هم بندهاي وي در زندان سياسي نيروهاي دولتي ظاهر مي شود. تامبوريني دروازه بان حرفه يي يکي از تيم هاي مطرح آژانتين است که به جاي يکي از تروريست هاي ضدحکومتي ربوده مي شود و در دام ماموران بي رحم دولتي مي افتد (شخصيتي که رودريگو دلا سرنا بازي قابل قبولي را در نقش او به نمايش مي گذارد).فيلم در راستاي جلوگيري از غلبه حس و حال بيش از حد تيره و تار خود به مخاطب از بيان جزئيات کامل اقدامات وحشيانه دولت آرژانتين در دهه هفتاد طفره مي رود و به عنوان مثال اشاره نمي کند که حدود سي هزار نفر از مردان جوان و زنان باردار آرژانتيني در همان دهه هفتاد جان خود را از دست داده و قرباني اقدامات توجيه ناپذير دولت نظامي شده اند. حتي فيلم در همين راستا در تيتراژ ابتدايي خود ماجراها و رويداد هاي فيلم را به شهادت دو تن از شاهدان اين اقدامات در دادگاهي در سال 1985 منتسب مي کند تا مخاطب راهي براي خلاصي از واقعيت تلخ و آزاردهنده داشته باشد. با اين حال تامبوريني در اين فيلم بي آنکه فعاليتي سياسي داشته باشد در کنار فعالان سياسي هم بندش مانند گيلرمو (نازارينو کاسيرو) و تانو (مارتين اوروتي) به شکل وحشيانه يي شکنجه مي شود. تا حدي که مي توان گفت رفتار ساديستي مردي که کت چرمي به تن دارد مانند ديگر شکنجه گر بي رحم فيلم هوگو (پابلو اکاري) هيچ حد و مرزي نمي شناسد. همين شکنجه ها و خشونت عريان و عنان گسيخته زندانبانان است که موجب مي شود شخصيت هاي فيلم از ترس مرگ قريب الوقوع تصميم بگيرند بي آنکه لباس مناسبي بر تن داشته باشند و بي توجه به هواي توفاني و سرد شب از راه پنجره فرار کنند و جان خود را نجات دهند. فرار آنها يک سوم پاياني فيلم را با تنش و تعليقي همراه مي کند که استادانه اجرا شده و بسيار تحسين برانگيز است.مطمئن باشيد زماني که زندانيان ساکن اين شکنجه گاه هاي دولتي دسته دسته تيرباران مي شوند و به اتومبيل هاي در حال انتظار منتقل مي شوند روي سخن فيلم با مخاطبان آرژانتيني است که اين روز ها شرايط پيشين خود را از ياد برده اند و اشتباهات گذشته را تکرار مي کنند.موفقيت کايتانو در «بوئنوس آيرس 1977» به مانند اثر قبلي اش «خرس سرخ» متاثر از رويکرد وي در تلفيق ژانرهاي سينمايي و تزريق پس زمينه اجتماعي به فيلم خود است. در اين فيلم اگرچه موسيقي انتخابي چندان به خدمت اثر درنيامده و گوش مخاطب را آزار مي هد اما مانند «خرس سرخ» بازيگران قدرتمندي همچون د لا سرنا و کاسيرو را دارد که در قالب شخصيت هاي داستان فرو رفته اند و همچنين فيلمبرداري جولين آپستيگوا که به سرتاسر اثر جلوه يي خاص و منحصر به فرد بخشيده است.