تبليغاتX
تازه های جهان سینما - شک/ Doubt
معرفی فیلم های روز سینمای جهان

روزنامه كارگزاران شماره 671 ، پنجشنبه، 5 دی ، 1387 صفحه 11

 

 

ورای شك معقول

سیدحسام فروزان: «شك» اقتباسی است از نمایشنامه‌ای به همین نام نوشته جان پاتریك شانلی كه پیش از این جایزه ادبی پولیتزر و همچنین جایزه تونی را برده بود. فیلم با بودجه 25 میلیون دلاری در نیویورك ساخته شده است. شاید برای علاقه‌مندان جدی سینما این سوال پیش بیاید كه چرا خود نمایشنامه‌نویس فیلم را كارگردانی كرده و اینكه شاید اگر كمپانی كارگردانی حرفه‌ای را بر سر این كار می‌گذاشت نتیجه بهتری گرفته می‌شد. خب باید گفت در هالیوود از این چیزها زیاد اتفاق می‌افتد.

داستان فیلم به ماجرایی اخلاقی در یك مدرسه كاتولیكی می‌پردازد. سال 1964 است. پدر فلین (فیلیپ سیمور هافمن) كشیشی است كه شخصیت كاریزماتیكی دارد. او با ورودش به مدرسه كاتولیكی سنت نیكولاس در محله برانكس نیویورك، قصد دارد قوانین و آداب و رسوم سخت و خشك مدرسه را تغییر دهد. آداب و رسومی كه سالیان سال از سوی خواهر آلوسیوس (مریل استریپ) مدیر مدرسه با شدت محافظت و اجرا شده‌اند. خواهر آلوسیوس از آن مدیرهایی است كه مثل فولاد سخت هستند و به قدرت ترس و نظم آهنین اعتقاد دارند. داستان فیلم در زمانی می‌گذرد كه بادهای تغییر سیاسی بر فراز جامعه آمریكا می‌وزد. در همین حال، مدرسه اولین دانش‌آموز سیاهپوست خود را قبول می‌كند: دانلد میلر. روابط خصوصی پدر فلین و این دانش‌آموز سیاهپوست تازه‌وارد تا حدی زیاد می‌شود كه سوءظن خواهر جیمز را برمی‌انگیزد. خواهر جیمز از آن راهبه‌های معصوم و امیدواری است كه صادقانه همه چیز را تعریف می‌كنند. وقتی خواهر جیمز سوءظن خود را نسبت به پدر فلین با خواهر آلوسیوس مطرح می‌كند، خواهر آلوسیوس شخصا جد و جهد زیادی از خود بروز می‌دهد تا حقیقت ماجرا را بفهمد و پدر فلین را از مدرسه بیرون كند. حالا خواهر آلوسیوس بدون داشتن هیچ مدركی، تنها با احتمال قوی‌اش گرفتار جنگی اعتقادی با پدر فلین می‌شود كه تهدیدی است برای از هم‌پاشیده شدن جامعه اخلاقی مدرسه آنها. حضور پدر فلین ممكن است عواقب جبران‌ناپذیری به بار بیاورد.

فیلم «شك» از عوامل تولید خوبی بهره می‌برد. نمایشنامه‌نویسی معروف و بااستعداد، دو تن از بهترین بازیگران حال حاضر سینمای جهان و فیلمبرداری تحسین‌شده مانند راجر دیكینز (همكار برادران كوئن) چیزهایی هستند كه می‌توانند هر فیلمی را به شاهكار كوچكی تبدیل كنند. فیلم به لحاظ سطح بازیگری دستاوردی مثال‌زدنی محسوب می‌شود. هر لحظه از فیلم برای مشتاقان بازیگری می‌تواند كلاس درسی باشد. تقابل‌ها و كش و قوس‌های اخلاقی مریل استریپ و فیلیپ سیمور هافمن بسیار دیدنی از كار درآمده‌اند. یكی از منتقدان بازی مریل استریپ را به بازی بت دیویس تشبیه كرده است. ایمی آدامز هم در نقش خواهر جیمز شخصیتی در میانه دو شخصیت اصلی است، از آن راهبه‌های معصوم كه معتقدند همه چیز خوب است و باید ایمان قلبی را حفظ كرد. فیلم در چهار رشته بازیگری و همچنین برای فیلمنامه‌اش نامزد جوایز گلدن‌گلوب شده است.

«شك» از دیدگاه بیشتر منتقدان قابل توجه بوده است و مخصوصا نقش‌آفرینی بازیگران اصلی مورد تحسین قرار گرفته است. در سایت Rotten Tomato فیلم توانسته 75 درصد از نقدهای مثبت را به خود اختصاص دهد. در رأی‌گیری كاربران سایت IMDB هم فیلم از 10 امتیاز نمره 9/7 آورده است. راجر ایبرت نیز فیلم را در فهرست برترین فیلم‌های سال خودش قرار داده است. ایبرت در اشاره به شخصیت خواهر آلوسیوس و بازی مریل استریپ به تجربه هشت‌ساله خودش در مدرسه كاتولیكی اشاره می‌كند و اینكه همه راهبه‌ها به جز مدیر مدرسه مهربان بودند. او صحنه 10 دقیقه‌ای تقابل مادر پسرك سیاهپوست با خواهر آلوسیوس را یكی از بهترین صحنه‌های احساسی امسال می‌داند و تعجب می‌كند كه چرا ویولا دیویس بازیگر نقش مادرسیاهپوست نامزد اسكار نشده است. ایبرت شك را فیلمی درباره احتمال سوء‌استفاده در مدرسه‌های كاتولیكی نمی‌داند، از نظر او این فیلم چیزی است درباره عنوان فیلم؛ درباره شك در جهانی كه قطعیت و اطمینان اصلی‌ترین پایه‌اش است. ایبرت می‌نویسد در سال 1964 شك و تردید به سراغ كلیسای آمریكا آمده بود. این سوال مطرح بود كه آیا هنوز اگر در روز جمعه گوشت بخورید به جهنم می‌روید؟ پس از ترور كندی و شروع جنگ ویتنام، شك و تردید به‌طور كلی قطعیت را در جامعه آمریكا ویران كرده بود. از چه چیزی می‌توانستید مطمئن باشید؟ تقابل خواهر آلوسیوس و پدر فلین تقابل كهنه و نو است، تقابل وضع موجود و تغییر است.

به باور ایبرت، جان پاتریك شانلی ما را در حال شك و تردید رها می‌كند و نتیجه قطعی نمی‌گیرد. او می‌نویسد فیلم از اولین سكانس‌ها ما را به فكر وامی‌دارد و این فكر كردن متوقف نمی‌شود و نقدش را با این جمله تمام می‌كند كه ببینید این روزها فیلم‌هایی اینچنین تفكربرانگیز چقدر كم شده‌اند.
گفتنی است كه درجه‌بندی فیلم به خاطر مضمونی كه دارد PG-13 در نظر گرفته شده و فیلم تاكنون 4/1 میلیون دلار فروش داشته است.

 

روزنامه كارگزاران شماره 671 ، پنجشنبه، 5 دی ، 1387 صفحه 11

 

گفت‌و‌گو با جان پاتریك‌شانلی، نویسنده و كارگردان فیلم «شك»

مبارزه با چنگ و دندان

اقتباس سینمایی جان پاتریك‌شانلی از داستان راهبه‌ای كه به كشیش كلیسای محله‌اش در مورد سوءرفتار با كودكان مشكوك می‌شود، به واسطه كارگردانی خود شانلی كه نویسنده نمایشنامه نیز هست و حضور بازیگران برجسته‌ای همچون مریل‌ استریپ (خواهر آلوسیوس)، فیلیپ سیمور هافمن (پدر فلین) ایمی آدامز (خواهر جیمز) و ویولا دیویس (خانم میلر) تجربه متفاوتی محسوب می‌شود. جان پاتریك‌شانلی نویسنده نمایشنامه موفق و برنده جایزه پولیتزر «شك» در گفت‌وگویی كه در ادامه می‌خوانید از چالش‌های موجود بر سر راه ساخت و كارگردانی اقتباس سینمایی این نمایشنامه با بازی مریل‌ استریپ و فیلیپ سیمورهافمن می‌گوید.

برایان اسکات لیپتون: تو كه پیش‌تر نیز تجربه فیلمنامه‌نویسی را داشته‌ای و به خاطر فیلمنامه فیلم «ماه‌زده» (1987- نورمن جویسن) برنده جایزه اسكار شده‌ای، بهتر می‌دانی كه تبدیل یك نمایشنامه به فیلم سینمایی كار چندان ساده‌ای نیست.
شانلی (با خنده): مجبور بودم 50 صفحه از فیلمنامه را مجددا بررسی و صفحه‌بندی كنم چون اصولا از صفحه‌های تكی متنفرم و انجام چنین كاری برای من كه تا به حال آن را انجام نداده‌ام واقعا وحشتناك است. هنگامی كه به بخش مربوط به موعظه پدر فلین در مورد غیبت رسیدم با خودم فكر كردم كه خوب می‌توانم آن را به صورت یك فیلم سینمایی درآورم (این صحنه در فیلم با بازی مری‌لوئیز بورك كه پدر فلین برای او در مورد غیبت و بدگویی موعظه می‌كند، آمده است.) من یك‌بار دیگر از آن استفاده كردم و دوباره به صفحه اول برگشتم و سعی كردم تمامی مشكلات را حل كنم تا بتوانم فیلم را آنطور كه باید بسازم و اینگونه شد كه فیلم دیگر خسته‌كننده به‌نظر نمی‌رسد.
شخصیت‌های فیلم با صحنه چشمگیری معرفی می‌شوند. در آن صحنه پدر فلین برای جمعیت حاضر در كلیسا در مورد شك موعظه می‌كند ما برای اولین‌بار خواهر آلوسیوس را می‌بینیم كه برای تنبیه بچه‌های سركش به سمت راهرو می‌رود.
من احساس كردم كه باید ورود بسیار باشكوهی برای مریل‌ استریپ در نظر بگیرم و به همین جهت است كه تنها در فیلم دو نفر را می‌بینیم كه در حالی كه خود را برای مبارزه آماده می‌كنند، به یكدیگر نزدیك می‌شوند چون این همان چیزی است كه فیلم به آن اشاره می‌كند. شك فیلمی در مورد كلیسا نیست - در حقیقت من مدام به طراح صحنه خود می‌گفتم كه تمامی شمایل‌های عیسی مسیح را از صحنه خارج كند- چون خود من هم علاقه چندانی به مشكلات مربوط به كودكان به عنوان یك موضوع ندارم و تمایل بیشتر من معطوف به ایده شك و پیامدهای زندگی با آن است.
فیلم شك به نحوی اولین تلاش‌های تو را در مقام كارگردان از زمان ساخته شدن فیلم «جو در مقابل آتشفشان» در سال 1990 نشان می‌دهد اما زمانی كه تهیه‌كننده فیلم «شك»، اسكات رادین، از تو می‌خواهد كه كارگردانی آن را بپذیری تو هم هیچ تردیدی به خود راه ندادی.
من فقط متوجه اجتناب‌ناپذیر بودن كار شدم و حس كردم كه آمادگی لازم برای ساخت فیلم دیگری را دارم اما از سویی دیگر احساس كردم كه ما هرچند هفته تمرین احتیاج داریم. چون بخش اعظمی از اطلاعات كاملا درهم و فشرده شده بود. مانند صحنه‌ای كه در آن عده‌ای در اتاق خواهر آلوسیوس مشغول صرف چای هستند و همینطور صحنه رویارویی و برخورد نهایی كه اگر ما آن صحنه‌ها را در آن هنگام و برای بار اول كار می‌كردیم قطعا كل روز فیلمبرداری را خراب می‌كردند و حتما فاجعه‌ای به وقوع می‌پیوست اما در پایان همه از اینكه با موفقیت ساخته شد، خوشحال بودیم.
چری جونز و آدریان لناكس، دو بازیگر نمایش برنده جایزه تونی شدند و زوج برایان ابیرن و هتر گلدن‌هرش نامزد دریافت این جایزه بودند. چرا برای فیلمت از بازیگرانی غیر از آنها استفاده كردی؟
داگ هیوز نمایش را بسیار عالی كارگردانی كرده بود و من به هیچ عنوان قصد نداشتم كار او را بدزدم و آن را كار خودم بنامم و یا اینكه از بازیگران او استفاده كنم و برداشت‌ها و ایده‌های خودم را به جای آنچه كه او و گروهش روی صحنه انجام داده بودند، بگذارم. آن كار عملی نبود. من علاقه زیادی به انتخاب افراد بسیار زبده و با استعدادی داشتم كه بتوانند ایده‌های جدیدی را وارد كار كنند و بتوانیم فیلم بسیار متفاوتی با كمك یكدیگر بسازیم. می‌دانم كه كمترین وجه اشتراكی میان فیلیپ سیمور هافمن و برایان ابیرن وجود ندارد و مریل‌ استریپ و چری جونز كاملا با هم فرق دارند. در هر حال فرآیند انتخاب بازیگران با یك تماس تلفنی شروع شد. اسكات به من زنگ زد و از من پرسید كه بیشتر مایلم چه كسی نقش خواهر آلوسیوس را بازی كند و من مریل‌ استریپ را پیشنهاد كردم. او هم با نظر من موافق بود بنابراین مریل تماس گرفت و ترتیب یك قرار ناهار را داد. من فیلمنامه را با خودم بردم و او پذیرفت كه در فیلم بازی كند.
ایمی آدامز انتخاب اول تو برای نقش خواهر جیمز نبود. ابتدا ناتالی پورتمن را برای این نقش انتخاب كرده بودی.
پورتمن مدام می‌گفت كه خیلی دوست دارد كه این نقش را بازی كند اما یك مشكل وجود داشت و من بالاخره سر درآوردم كه مشكل چیست. پورتمن اساسا نمی‌توانست مفهوم تجردگزینی را درك كند و این شد كه ایمی آدامز برای بازی در نقش خواهر جیمز به نیویورك آمد.
از طرف دیگر هافمن در صدر لیست بازیگرانی كه در ذهنت انتخاب كرده بودی قرار داشت.
به مریل گفتم من برای نقش پدر فلین به فیلیپ هافمن فكر كرده‌ام و مریل گفت عالیه، فیلیپ خیلی شبیه برادرم است. می‌دانستم كه باید كسی را برای نقش مقابل مریل انتخاب كنم كه بتواند از پس او برآید چون در غیر این صورت مریل حتما روی او را كم می‌كرد و دخلش را می‌آورد. همچنین به كسی احتیاج داشتم كه نتوانم از كارش سر دربیاورم و بتواند هر لحظه من را غافلگیر كند. چون هركس كه می‌توانست من را غافلگیر كند در حقیقت مریل را هم می‌توانست غافلگیر كند و این دقیقا چیزی بود كه مریل به آن احتیاج داشت و این اتفاق دقیقا رخ داد. مریل به شدت با فیلیپ رقابت می‌كرد. قبل از هر برداشت مریل مدام می‌گفت الان می‌روم پدرش را در می‌آورم و آنها واقعا با هم مبارزه كردند و به این طریق بود كه ما آن صحنه‌های بسیار پیچیده و رنگارنگ را از كار درآوردیم. فیل واقعا یكی از باهوش‌ترین و با استعدادترین اشخاصی است كه تا به حال دیده‌ام و به‌نظرم او از آن آدم‌هایی است كه دست تقدیر او را برای بازیگر شدن در نظر گرفته است.

روزنامه كارگزاران شماره 671 ، پنجشنبه، 5 دی ، 1387 صفحه 11

 

 مریل استریپ، فیلیپ سمیور هافمن، ایمی آدامز و ویولا دیویس از بازی در فیلم «شك» می‌‌گویند

راهبه پرادا نمی‌پوشد

برایان اسكات لیپتون/ ترجمه: آزاده حاج اسفندیاری:شخصیت خواهر آلوسیوس، مدیر مدرسه كاتولیك‌ها با رفتارهای رئیس‌‌مآبانه، شاید از لحاظ ظاهری چندان شبیه به میراندا پریستلی فیلم «شیطان‌پرادا می‌پوشد» نباشد اما وجوه شخصیتی مشتركی با او دارد. من موقعی كه این نكته را می‌گویم، تردیدی در توانایی بازیگر این دو نقش- مریل استریپ كه علاوه بر 14 بار نامزدی اسكار دو بار برنده این جایزه شده - ندارم اما ظاهرا این حرف، مریل استریپ را قدری عصبانی می‌كند. «بله، هر دوی آنها زنان قدرتمندی هستند در حالی كه دقیقا 20 نقش مشابه آن برای مردها وجود دارد- مردانی صادق و برقراركننده نظم- كه حتی در مقیاس ریشتر هم ثبت نشده است اما از طرفی این حقیقت نیز وجود دارد كه ما هنوز هم با آنكه به این مرحله از تكامل رسیده‌ایم نسبت به زنان مقتدری كه در جایگاه ریاست قرار دارند، احساس خوبی نداریم.» اگرچه تلاش‌های راهبه پرهیزكار و شریف فیلم در به‌اثبات رساندن وجود تمایلات مشكوك در پدر فلین (با بازی فیلیپ سیمور هافمن) سبب ناراحتی و نگرانی برخی از تماشاگران فیلم شده اما به باور مریل ‌‌‌استریپ وجود افرادی نظیر این زن در زندگی ما بسیار ضروری است. «ما واقعا به افرادی كه مراقب همه چیز هستند، احتیاج داریم. همیشه زندگی بین كسانی كه به دنبال شفافیت، انضباط و اطمینان هستند و كسانی كه می‌گویند ما همیشه خواستار آزادی هستیم تعادل برقرار می‌كند.»

از نظر استریپ تمامی اعمال خواهر آلوسیوس كه او نقشش را بازی كرده، موجه هستند. «من به او به چشم فردی كه ماموریتی برعهده‌اش است نگاه می‌كردم، به نظر من او مامور بود كه از آن بچه‌های بی‌دفاع حمایت كند و فكر نمی‌كنم از اینكه او را به واسطه انجام ماموریتش یك اژدها بنامند ناراحت شود. همه ما براساس حسی كه ممكن است كاملا منطقی نباشد عمل می‌كنیم و او همچنین رفتار می‌كند اما او پیش از این هم با چنین شیطانی رویارو شده و توانسته آن را تشخیص بدهد و در وجود پدر فلین ببیند؛ بنابراین هر كاری را كه از دستش برمی‌آید برای روكردن دست آن مرد انجام می‌دهد.»

احساس آلوسیوس نسبت به پدر فلین به هیچ‌وجه شبیه احساس استریپ به هافمن یا سایر شخصیت‌های فیلم و خصوصا خواهر جیمز ساده و زودباور با بازی ایمی ‌آدامز و ویولا دیویس در نقش یك مادر نگران نیست. مریل می‌گوید: «كار كردن با هیچكسی به اندازه فیلیپ برای من لذت‌بخش و مفرح نیست، فیلیپ آتشفشانی از عواطف و احساسات و رفتارهای مختلف و متضاد هم است و هیچ‌وقت نمی‌شود پیش‌بینی كرد كه فیلیپ قصد نشان‌دادن كدامیك از حالات و احساساتش را دارد.»
مریل می‌افزاید: «ایمی واقعا معركه بود. او كاملا پاكدامن و روراست به نظر می‌رسید باور كنید كه 32 ساله‌های كمی پیدا می‌شوند كه می‌توانند نقش یك راهبه را به‌‌طور قابل قبولی بازی كنند و ویولا دیویس هم واقعا حیرت‌‌انگیز بود.»

هافمن كه نمایش را بیش از یك‌بار دیده، می‌گوید: «هنگامی كه شانلی از من خواست نقش پدر فلین را بازی كنم به‌رغم رابطه دوستانه و كاری دیرینه‌مان كاملا متحیر شدم. حدود 12 سال پیش برای بازی در یكی از نمایش‌‌های او تست داده بودم و همیشه یكی از طرفداران نمایشنامه «شك» بودم و حالا خوشحالم كه در صف طولانی افرادی كه می‌خواستند نقش پدر فلین را بازی كنند، من پذیرفته شده‌ام.»كاركردن با مریل‌ استریپ برای بار سوم هم به همان اندازه خوب بود. «این به من ثابت كرد كه رابطه دوستانه ما به‌اندازه رابطه كاری‌مان ارزشمند است. همین كه با او در مورد خیلی مسائل صحبت كنم به قدر كافی ارزشمند است و البته، بله من عاشق كار با او هستم. چون او سرشار از هوش و ذكاوت و شور زندگی است و كمك می‌كند بهتر و هیجان‌انگیزتر بازی‌ كنید. اگرچه بازیگری همیشه لذت‌بخش‌ترین و هیجان‌انگیزترین كار دنیا نیست اما كار با مریل واقعا عالی است.»
در پاسخ به این پرسش كه «آیا پدر فلین واقعا مقصر است یا بی‌گناه»، هافمن می‌گوید: «مسئله مهم و نكته اصلی فیلم، ندادن پاسخ به این پرسش است. به نظر من اینكه به عنوان یك بازیگر این راز را برملا نكنم خیلی اهمیت دارد چون با این كار حتما كل فیلم را خراب خواهیم كرد. ممكن است شما این فیلم را پنج‌بار تماشا كنید و دو بار بسته به شخصیت خود و حال و هوایی كه در آن روز دارید، نظرات منطقی در مورد فیلم داشته باشید. جان و من در مورد گذشته این شخصیت خیلی با هم صحبت كردیم ولی من قطعا هیچ‌یك از آن صحبت‌ها را برای شما بازگو نخواهم كرد.»

برخلاف هافمن و استریپ، ایمی آدامز این شانس را داشته كه با زنی كه شخصیت خواهر جیمز از او الهام گرفته شده، ملاقات كند. ایمی می‌گوید: «خواهر مگی مشاور تكنیكی ما بود. جان در زمان نگارش نمایشنامه تصور می‌كرد كه این زن مرده است و به همین خاطر با خیال راحت از نام واقعی او استفاده كرده بود. چیزی كه در ملاقاتم با او برایم بسیار جذاب بود بامزگی و شهامت این زن بود. خود من هم نمی‌دانستم كه انتظار چه چیزی را دارم. در زمان بررسی و مطالعه نقش، به این فكر می‌كردم كه نقش یك زن شلخته بی‌عرضه و ساكت را بازی كنم. ولی ملاقاتم با خواهر مگی باعث شد كه شهامت و اعتمادبه‌نفس باور نكردنی او را وارد نقشم كنم.»

روحیه گرم و صمیمی آدامز كه تمام بازیگران می‌توانستند در صحنه احساس كنند، در صحنه خاصی از از فیلم مشكل‌آفرین شد، جایی كه خواهر جیمز در برابر شاگردان نوجوانش حسابی از كوره درمی‌رود.
ایمی می‌‌‌گوید: «آن صحنه واقعا من را نابود كرد. تا آن موقع بچه‌ها خیلی خودشان را به من نزدیك احساس می‌كردند اما قبل از آن نگذاشته بودم آنها متوجه شوند كه من به مرحله فریادكشیدن رسیده‌ام و بعد از آن چهره و نگاهشان به كلی تغییر كرد. می‌دانستند من در حال بازی هستم اما در بقیه روز سر صحنه اصلا نخندیدند.» آخرین صحنه فیلم هم صحنه‌ای به‌یاد ماندنی برای او بود. «فكر می‌كنم با آنكه خواهر جیمز واقعا می‌خواست در مورد آنچه انجام داده به اطمینان برسد اما تا انتها در شك و تردید باقی می‌ماند. بنابراین زمانی كه سرانجام خواهر آلوسیوس در آن صحنه به شك و تردید خودش اعتراف می‌كند، خواهر جیمز به آرامش می‌رسد. فكر می‌كنم حس همدردی او سرانجام با آن اعتراف دوباره جان می‌گیرد.»

اگرچه نقش دیویس كه فقط شامل یك صحنه بسیار طولانی و كشدار می‌شود برای او جایزه انجمن ملی منتقدان را به ارمغان آورده است و زمزمه نامزدی اسكار را نیز به همراه دارد. با این حال، وسوسه دریافت مجسمه طلایی اسكار نبود كه این بازیگر برنده جایزه تونی را متقاعد به پذیرفتن نقشی كوچك اما پرمحتوا كرد.

دیویس می‌گوید: «این واقعیت را دوست دارم كه شخصیت خانم میلر صرفا یك موجود كاربردی یا ابزار یا كهن‌‌الگویی نیست. جان پاتریك شانلی یك انسان كاملا واقعی را خلق كرده بود از آن نوع نقش‌هایی كه آدم همیشه نمی‌تواند گیر بیاورد. این نقش سختی‌های زیادی نیز داشت- به عنوان مثال من مجبور بودم كه رابطه‌ام با پسرم را در حالی كه هرگز با او در یك صحنه نبودم، خلق كنم اما من این سختی‌ها را دوست داشتم.» لازم به گفتن نیست كه دیویس همه آنچه برای نقش خود لازم داشته، در صفحات فیلمنامه یافته است. «البته من خودم تاریخچه و گذشته این شخصیت را نوشته بودم كه حدودا 50 صفحه می‌شد اما با آنكه حافظه‌ام مشكلی ندارد، كاركردن با مریل به قدری من را عصبی كرده بود كه بیشتر داستان خودم را فراموش كردم. باور كنید از دیدن خونسردی و راحتی مریل در موقع تمرین و در زمان فیلمبرداری واقعا تعجب می‌كردم. فكر می‌كردم لابد یك گوشه می‌نشیند و برای خودش تمركز می‌كند و فكر می‌كند... اما او می‌نشست بافتنی می‌بافت، تلفن می‌زد، می‌خورد و می‌پرسید: آهای ویولا، نمی‌خواهی به بوفه بروی و غذا بخوری؟»