روزنامه كارگزاران شماره 540 ، شنبه،22 تیر ، 1387 ، صفحه 11
بیگانههای درون ما
ساسان گلفر www.cinemaglobe.blogfa.com:به غیر از سه فیلم با مایههای علمی- تخیلی یا فانتزی درباره مخلوقات عجیب و غریب زیر زمین یا گریخته از اسطورهها یا بیگانههای فضایی درون تن انسان، دو درام و سه مستند «سروصدای جنگ تمامعیار»، «مردی به نام مروارید» و «رومن پولانسكی: تحت تعقیب و دوستداشتنی» در دو، سه روز گذشته روی پرده رفتهاند.
پسر جهنمی 2: ارتش طلایی
Hellboy ll: The Golden Army
گییرمو دلتورو فیلمساز بااستعداد متولد مكزیك و سازنده «هزار توی پن»، چهار سال پس از ساختن فیلم «پسر جهنمی» قسمت دوم آن را روی پرده برده و فیلمنامهاش را خود او همراه با مایك میگنولا نویسنده كتاب كامیك و طراح شخصیت «پسر جهنمی» نوشته است. بار دیگر ران پرلمان در نقش «پسر جهنمی» ظاهر شده كه بعد از شورش مخلوقات اسطورهای علیه انسانها همراه با تیمی مركب از لیز شرمن (سلمابلر)، آبه (داگ جونز) و كراوس (جیمز داد) اعضای «سازمان تحقیقات و دفاع پارانورمال» به نجات دنیا میشتابد. این فیلم 110 دقیقهای با بودجه 75 میلیون دلار در لوكیشنهای بوداپست مجارستان ساخته شده، محصول استودیو یونیورسال است و درجه 13-PG گرفته است.
سفر به مركز زمین- سه بعدی Journey to the center of the Earth 3D
رمان مشهور ژول ورن كه از چند دهه پیش دستمایه چند فیلم زنده و انیمیشن قرار گرفته، بار دیگر به صورت سهبعدی بازسازی شده است. بیشتر صحنهها و شخصیتهای اصلی به صورت زنده فیلمبرداری شدهاند ولی چشماندازها و بعضی از مخلوقات ساخته كامپیوتر هستند. داستان فیلم در زمان حاضر میگذرد. پروفسور تروور (برندان فریزر) كه در مورد آتشفشانها تحقیق میكند همراه با برادرزادهاش به نام شال (جاش هاچرسن) و راهنمای كوهنوردی به نام هانا (آنیتا بریم) از گودالی عمیق به سوی مركز زمین حركت كرده و با دایناسورها و مخلوقات ناشناخته برخورد میكنند. فیلم در لوكیشنهای ایسلند وكبك كانادا فیلمبرداری شده است و اریك برویگ كارگردان این فیلم 92 دقیقهای، 45 میلیون دلار برای تولید در اختیار داشته است.
با دِیو ملاقات كن Meet Dave
در كمدی تازه ادی مورفی، گروهی از موجودات بیگانه فضایی كوچك، سفینهای فضایی دارند كه به شكل یك انسان است و این سفینه، كسی نیست جز آقای دیو كه نقش او را ادی مورفی بازی میكند. موجودات بیگانه قصد دارند به سیاره خود بازگردند و آن را نجات بدهند اما به این مشكل برمیخورند كه آقای دیو عاشق میشود. در این فیلم 90 دقیقهای به كارگردانی برایان رابینز همچنین الیزابت بنكز، گابریل یونیون، اد هلمز و جودا فریدلندر بازی میكنند. «با دیو ملاقات كن» با بودجه 100 میلیون دلار در منهتن نیویورك و پاسادنا در كالیفرنیا تولید شده است.
آگوست August
یك ماه پیش از وقایع 11 سپتامبر و در جریان سقوط بازار سهام نیویورك در ماه آگوست 2001، دو برادر (جاش هارتنت و آدام اسكات) برای نجات شركتی كه تازه تاسیس كردهاند، میجنگند. این فیلم به كارگردانی آستین چیك و با فیلمنامه هاوارد رادمن برای اولینبار در جشنواره ساندنس 2008 نمایش داده شده است. نیامی هریس، امانوئلچریكی، ریپ تورن و دیوید بووی بازیگران دیگر این درام هستند كه با درجه R به نمایش درآمده است.
فرشته سنگی The Stone Angel
این فیلم كانادایی به كارگردانی كری اسكاگلند بر اساس رمان سال 1964 مارگارت لورنس به همین نام ساخته شده و برای اولینبار سال 2007 در جشنواره فیلم تورنتو به نمایش درآمده است. زن پا به سن گذاشتهای به نام هاگار (الن برستین) متوجه میشود كه پسر و عروساش قصد دارند او را به خانه سالمندان بسپارند. از خانه میگریزد و در سفری دور و دراز، خاطرات گذشتهاش را به یاد میآورد و با رازی كه همیشه در دل نگه داشته - نقش او در مرگ پسر كوچكش- روبهرو میشود. الن پیچ نیز در این فیلم بازی میكند.
=====================================
روزنامه كارگزاران شماره 540 ، شنبه،22 تیر ، 1387 ، صفحه 11
گفتوگو با عوامل فیلم «پسر جهنمی2: ارتش طلایی»
آزادی عمل کامل برای تخیل و جنون
ربكا موری/ ترجمه: یحیی نطنزی: بیدفاع در جهان داستان: گییرمو دل تورو ،كارگردان: چه چیزی در جهان «پسر جهنمی» وجود دارد كه شما را مجذوب خود میكند؟ خب! عاشق شخصیت پسر جهنمی هستم؛ با او همذاتپنداری میكنم. حتی گاهی اوقات مانند او لباس میپوشم! بهتر است اینطور بگویم كه بخش زیادی از وجود من در «پسر جهنمی» وجود دارد. البته در فیلم «پسر جهنمی» نه در كامیك بوك آن. در برابر جذابیت جهان آبه ساپین و لیز بیدفاع هستم... زیبایی این جهان، صداقت موجود در آن. عاشق جهان داستانی «پسر جهنمی» هستم. در «پسر جهنمی2» كامیك بوك را تا حدی تغییر دادهاید. تشخیص مسیر صحیح برای كارگردانی این فیلم چقدر سخت بود؟ خب! واقعیت این است كه احساس میكنم كه هنگام تولید فیلم دوم وظیفهای جز آزادی بیشتر نداشتهایم. در عین حال پذیرای جوانب جادویی و فولكوریك كامیك بوك بودیم و برعكس فیلم اول به آنها توجه كردیم. اما نمیتوان انكار كرد كه این فیلم حاصل برداشت من از مضامین كامیك بوك است. در فیلم دوم نسبت به فیلم اول به لحاظ مضمونی و بصری آزادی عمل بیشتری به خرج دادهام.
به طور کلی درباره این مضامین و صحنهها چه فكر میكنید؟
رك و پوستكنده میگویم كه فاصله گرفتن از این چیزها برایم سخت و دشوار است. تا به حال هفت فیلم كارگردانی كردهام، شاید هم هشت تا. نمیدانم! در هیچكدام از این فیلمها برای ساختن جهانی با ویژگیهای مورد نظرم آزادی عمل كاملی در اختیار نداشتهام.
حتی در «هزارتوی پن»؟
حتی در «هزارتوی پن». امیدارم یك روز این اتفاق بیفتد و بتوانم جهان داستانی دلخواهم را خلق كنم. دوست دارم جنون تخیل را بر پرده سینما به تصویر بكشم.
چگونه میخواهید این كار را بكنید؟
فكر میكنم در فیلمهای كه آینده كارگردانی میكنم نمونه این جهان را خواهید دید. بزنم به تخته «هابیت» را در راه دارم، همینطور «كوهستانهای جنو» و «پسر جهنمی3». امیدوارم در آینده روزی برسد كه تخیل، بودجه و ابزار كافی برای خلق این جهان در اختیار داشته باشم.
هر چیزی را دوست داری عوض كن
مایک میگنولا نویسنده پسر جهنمی
«پسر جهنمی» تا به حال در اشکال متنوعی در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است. علاوه بر کتاب نسخههای سینمایی آن هم طرفداران زیادی دارد و نسخه انیمیشناش هم خوراک هواداران خردسال است. این تنوع برای شما که نویسنده کتاب اصلی هستید عجیب نیست؟
در این قبیل مواقع باید امیدوار باشید که کتابتان دست آدم کاربلدی بیفتد. مثلا من خیلی خوش شانس بودم که دل تورو نسخههای سینمایی «پسر جهنمی» را کارگردانی کرد چون او خودش یکی از هوادراران دو آتشه داستان است. تاد استون که نسخه انیمیشن را کارگردانی کرده است هم مانند دل تورو علاقه زیادی به کتابها داشت. با این حال میدانستم که این دو نفر آدمهای متفاوتی هستند و مطمئنا محصولی که از زیر دستشان بیرون میآید با آنچه در ذهن من وجود دارد متفاوت خواهد بود. به همین دلیل وقتی هنگام فیلمبرداری فیلم اول با دل تورو ملاقات کردم به او گفتم: «هر چیزی را دوست داری عوض کن».
نظرتان درباره شیوه اقتباس دل تورو از کتابهای شما چیست؟ فکر میکنید او کارش را درست انجام داده است؟
مدتها است که دل تورو را میشناسم و با اخلاق و روحیاتش آشنایی کامل دارم. دل تورو عاشق داستانهای فولکلور جن و پری است و در ذهنش دائما ماجراهای عجیب و غریب تخیلی را پرورش میدهد. یکی از چندمینباری که با هم ملاقات کردیم حرف «هابیت» به میان آمد و خودش به من گفت یکی از علاقهمندان جدی این داستان فانتزی معروف است. مسلما علاقه وی به این داستانها باعث شده است همیشه کارش را درست انجام بدهد و از پس از این داستانهای تخیلی سخت و دشوار بربیاید و هر بار از شخصیتهای شگفتانگیزی استفاده کند. اگر همه کارگردانهایی که به سراغ کامیک بوکها میروند مانند دل تورو دلبسته کامیک بوکها باشند حاصل کار مطمئنا درخشان از کار در میآید و تماشاگران زیادی را به سینماها میکشاند.
سرمایهگذاری روی كارگردان
ران پرلمن بازیگر نقش پسر جهنمی
بازگشت مجدد به «پسر جهنمی» چقدر برایتان لذتبخش بود؟
بسیار بسیار لذتبخش. امیدارم همه بهخصوص دوستان واقعیام حداقل بتوانند یك روز نقش پسر جهنمی را بازی كنند. بازی در این نقش واقعا لذت زیادی دارد.
قبول دارید كه در فیلم دوم چون دیگر مجبور نبودید به عقب برگردید و داستانی اصلی را تعریف كنید مسیر چندان دشواری پیش رو نداشتید؟ آزادی عمل بیشتر در فیلم دوم را تایید میكنید؟
اینبار در عوض با فیلمنامه پیچیدهای سر و كار داشتیم. منظورم این است كه پایه و اساس داستان در فیلم اول بنا شده بود. همینطور جهان داستانی. اما در مقابل وسعت كار به نحو چشمگیری افزایش یافته بود. در فیلم دوم صحنههای اكشن پر زد و خوردتر هستند و رابطه عاشقانه میان پسر جهنمی و لیز شرح و بسط بیشتری یافتهاند.
طرفداران كامیك بوک از فیلم اول خوششان آمد و به همین دلیل در فروش فیلم دوم هم مشكلی نخواهید داشت. زمانی كه فیلمنامه را میخواندید چقدر نگران انتظارات هواداران فیلم بودید؟
در اینگونه مواقع فقط كافی است به گییرمو دل تورو ایمان داشته باشید چراكه در جهان، سهامی ارزشمندتر از او پیدا نمیشود. روی دل تورو سرمایهگذاری میكنید و با گروه همراه میشوید و بهترین تجربه زندگیتان را به دست میآورید. در طول كار هم دائما میدانید كه در دست كارگردان ماهری هستید و اصلا نیاز نیست نگران خوب یا بد شدن فیلم باشید و میدانید كه حاصل كار حداقل جذاب و حتما تماشایی از كار درمیآید.
تاكنون چندینبار با دل تو رو همكاری كردهاید. سبك فیلمسازی او در طول این سالها چقدر تغییر كرده است؟
وی دقیقا همان آدمی است كه در سال 1990 دیدم. دقیقا همان آدم. تنها چیزی كه تغییر كرده است نوع كرباسی است كه برای تابلوی نقاشیاش استفاده میكند. وی معمولا اول فیلمهای كوچكی مانند «هزارتوی پن» را كارگردانی میكند و سپس به سراغ یك فیلم پرهزینه استودیویی میرود. این شرایط است كه عوض شده است وگرنه گییرمو هنوز هم به زیباییشناسی، هوش و اشتیاق اصیل خود وفادار است.
بازی بینقاب
سلما بلر بازیگر نقش لیز
بازی در قسمت دوم «پسر جهنمی» برای شما هم لذت بخش بود؟
فوقالعاده لذتبخش. از همكاری با همكارانم در این فیلم بینهایت لذت بردم. شخصیتی هم كه در فیلم بازی میكنم شخصیت بیعیب و نقص و فوقالعادهای است. هر روز با عشق سر صحنه فیلمبرداری حاضر میشدم چون عاشق همه همكارانم در این فیلم بودم. همگی ما عاشق گییرمو دل تورو بودیم و چون بخشی از داستان پسر جهنمی بودیم هیجان زیادی داشتیم. همگیمان میدانستیم كه خوش شانسترین آدمهای روی زمین هستیم.
گییرمو دل تورو تخیل قدرتمندی دارد. ارتباط با تصورات ذهنی او چقدر سخت بود؟
بخشی از فیلم مانند صحنههای ارتش طلایی با پرده سبز فیلمبرداری شده است و چون در میان بازیگران اصلی تنها بازیگری بودم كه نقاب بر چهره نداشتم و با صورت خودم بازی میكردم در این صحنهها با دشواریهای خاصی روبهرو بودم. پسر جهنمی و دیگر شخصیتها همگی صورتی پوشیده دارند و الزاما به حضور فیزیكیشان نیاز نبود. فكر میكنم غیر از صحنه فروشگاه در فیلم جنگهای ستارهای هرگز با چنین شخصیتهایی مواجه نبودهایم. تمامی این جهان تخیلی زاییده ذهن گییرمو دل تورو است.
من هم از آن كسانی هستم كه بعد از تماشای فیلم به سراغ كامیك بوكهای پسر جهنمی رفتم. فكر میكنی چه چیزی در این شخصیت وجود دارد كه اینطور تماشاگران را به هیجان میآورد.
پسر جهنمی شخصیت عجیبی دارد؛ یك شخصیت عجیب و جذاب كه شبیه یك مرد واقعی است. پسر جهنمی عشق تمام زندگی من است. شخصیت لیز هم یك انسان واقعی است كه به مقتضای داستان امكان آتش افروزی دارد. وی عاشق پسر جهنمی میشود كه ظاهری اهریمنی دارد كه در واقع یك آدم معمولی جذاب و متعلق به طبقه كارگر است. آدمی كه حس شوخ طبعی خوبی دارد از پس هر كاری برمیآید.
تحمل گریم سنگین
لوك گاس بازیگر نقش پرنس نادا
از بازی در نقش منفی این فیلم پشیمان نیستید؟
اتفاقا باید راضی باشم که نقش منفی فیلم را بازی کردهام که دل تورو نویسنده آن است. بازی در این فیلم را به دلیل پول و یا شهرت قبول نکردم و صرفا به دلیل جذابیتهای شخصیت پرنس نادا قرارداد را امضا کردم. پرنس نادا در این فیلم با چیزهای فوقالعادهای مانند رمانس و عشق و مسئله ارث و میراث دست به گریبان است و به هیچ وجه شخصیت سیاه و سفیدی نیست. به عنوان بازیگر آن باید بگویم پیچیدگیهای شخصیت پرنس نادا شگفت انگیز و رویایی است.
شما هم از آن بازیگرانی هستید که قبلا با دل تورو همکاری کردهاید. تحربه همکاری با وی را چگونه ارزیابی میکنید؟
در فیلم «بلید» هم با او همکاری کردهام. وی کارگردانی است که با اطمینان سر صحنه فیلمبرداری حاضر میشود و کاملا میداند چه کار میخواهد انجام دهد و از حدس و گمان دوری میکند. بار دومی که با دل تورو در «پسر جهنمی» کار کردم فیلم «هزارتوی پن» در چندین رشته نامزد اسکار شده بود. دل تورو در آن زمان کمی غرور داشت اما هرگز به خودستایی نزدیک نشد.
هواداران «پسر جهنمی» از قسمت اول فیلم حسابی استقبال کردند. فکر میکنید آنها در مواجهه با قسمت دوم چه عکسالعملی نشان دهند؟
مطمئنا رضایت بیشتری از فیلم خواهند داشت. در فیلم دوم آزادی عمل بیشتری خصوصا از جانب دل تورو اعمال شده است؛ صحنههای اکشن بیشتری وجود دارد و رنگهای بیشتری در آن کار رفته است. در فیلم دوم همه چیز بزرگتر است اما زرق و برقدار نیست. به تعبیر دیگر قسمت دوم «پسر جهنمی» با فیلمهای معمول تابستانی تفاوت دارد. باشکوه بهترین عنوانی است که درباره او میتوانم به کار ببرم.
با گریم سنگین فیلم چگونه کنار آمدید؟
گریم من برای بازی در این فیلم پنج ساعت طول میکشید و هر روز قبل از شروع فیلمبرداری باید پنج ساعت پشت میز گریم مینشستم تا میلیمتر میلیمتر و با ظرافت به نتیجه دلخواه گریمور و کارگردان برسم. در این فیلم برعکس فیلمهای قبلی امکان سرعت بخشیدن به فرآیند گریم نبود و چارهای جز تحمل کردن گریم پنج ساعته نداشتم.
ملاقات با دوست قدیمی
داگ جونز بازیگر نقش آبه ساپین
امشب برای اولینبار نسخه کامل فیلم را خواهید دید. چه احساسی دارید؟
احساسی شبیه شرکت در جشن فارغ التحصیلی یا چیزی مانند آن. میدانید منظورم چیست؟ چهار سال به شدت منتظر فیلم دوم بودهایم و حالا بعد از مدتی طولانی به تماشای فیلمی نشستهایم که شش ماه و نیم وقت صرف فیلمبرداریاش شده است.
صدای شما در این فیلم متعلق به خودتان است؟
بله! به همین دلیل از خوشحالی در پوست خود نمیگنجم.
بعد از بازی در هزارتوی پن دیگر به هر زبانی دل تورو بخواهد میتوانید صحبت کنید. در واقع او مجبور بوده است به شما اجازه دهد تا از صدای خودتان استفاده کنید.
درسته! دل تورو به خاطر آن فیلم یکی به من بدهکار بود.
از بازی مجدد در نقش آبه راضی هستید؟
ملاقات با آبه و بازی در نقش آن مانند ملاقات با یک دوست قدیمی بود که چند سال همدیگر را ندیدهاند. من هم شخصیت آبه را مانند یک دوست قدیمی به آغوش کشیدم و بغلش کردم. البته آبه در این فیلم تفاوتهایی با فیلم اول دارد. رفاقتش با پسر جهنمی تقویت شده است و به رابطه خواهر و برادریاش با لیز شرمن با بازی سلما بلر بیشتر پرداخته شده است.
پس از همین الان برای قسمت سوم آماده هستید.
آه! بله. بله. دل تورو قسمت سوم را در ذهنش آماده کرده است و از مدتها پیش با مایک میگنولا بر سر قسمت سوم کلنجار رفته است.
ظاهرا در قسمت دوم علاوه بر شخصیت آبه نقشهای دیگری همبازی کردهاید.
نقش فرشته مرگ را هم بر عهده دارم که حضورش در فیلم جزء لحظات دلچسب و مفرح فیلم است. نقش کوچک دیگری هم به نام خزانهدار بازی میکنم که کمی احمق است. با این حال ظاهر موجهی دارد و چیزی شبیه دربان شاه در جهان زیرزمینی جن و پری است. در این فیلم وظیفه سهگانهای بر عهده داشتهام و به همین دلیل الان به شدت خسته هستم.
===================================
نگاهی به فیلم «پسر جهنمی 2: ارتش طلایی»
فورانهای یك ذهن تصویرساز
جان اندرسن: گرچه پسر جهنمی یك سیگاری دوآتشه بدخلق و بدعنق و تركیبی از كارآگاههای فیلمهای نوآر دهه 40 و یك شومینه همیشه روشن است با این حال به اندازه كافی جذاب است تا دستمایه جدیدترین فیلم تابستان امسال یعنی «پسر جهنمی 2: ارتش طلایی» قرار بگیرد. بله! تصویرسازی كاتولیكی همواره در فیلمهای كارگردان این فیلم گییرمو دل تورو به وفور یافت میشود و حتی در «هزارتوی پن» كه بین دو قسمت «پسر جهنمی» كارگردانی كرده است هم میتوان این تصویرسازیها را مشاهده كرد؛ اما وی در واقع یك اوانجلیست سرسپرده و افراطی است: اگر به اندازه كافی یونیورسال را تحت فشار قرار دهید دل تورو با استفاده از عناصری كه پیش از این میانهای با الهیات نداشتهاند فیلمهای فانتزی- ترسناكی تولید خواهد كرد كه میتوانند نقشی در حد خادمان كلیسا داشته باشند. دقت و ظرافت در آراستگیهای بصری «پسر جهنمی 2» به راحتی از نسخه اولیه این فیلم پیشی میگیرد. به همین دلیل نسخه جدید قطعا فیلم یك مفرحِ سنجیدهتر (و موفقتر) است كه تا حد زیادی وامدار پسر جهنمی (ران پرلمن) عبوس و تندخوی خود است كه با بقیه دار و دستهاش در این فیلم هم حضور دارد. «پسر جهنمی 2» كه با كمك همكار فیلمنامهنویس دل تورو، مایك میگنولا از یك كامیك بوك اقتباس شده است اینبار به جای داستان هل بوی (پسر جهنمی) ماجرای هل من (مرد جهنمی) را تعریف میكند كه همسر آتش افروزش لیز (سلما بلر) باردار شده است اما قضیه بارداریاش را تا بخشی از فیلم مخفی نگه میدارد. در واقع تماشاگران زودتر از پسر جهنمی از این قضیه متوجه میشوند كه البته بر تمام ماجراهای ادامه فیلم سایه میاندازد. نمونهاش سكانس استادانه ابتدای فیلم كه در آن پسر جهنمی در خیابانهای نیویورك در حالی كه كودكی را در آغوش گرفته است با ربالنوع غولآسا و سبزرنگ جنگل مبارزه میكند. این سكانس برای تماشاگری كه از بارداری لیز خبر دارد نشانهای از شمایل پدرانه و مهربانانه پسر جهنمی است كه لباس پلاستكی چسبان قرمزرنگ مارك ناگاهید به تن دارد و خلق و خویش به یك پستاندار گوشتخوار شبیه است تا پدری مهربان. اما ویژگیهای مثبت «پسر جهنمی 2» بیش از آنكه وامدار غرایز پدرانه نقش اولش باشد در غرایز روكوكویی دل تورو ریشه دارد كه نمودش در ترس و وحشت فراگیر و البته مد روز فیلم و استعداد وی در تركیب تكنولوژی مدرن با گزینههای آنتیك، گوتیك و كاتولیكی مشهود است. نمیخواهم زحمت دیگر عوامل فیلم را نادیده بگیرم اما «پسر جهنمی 2» صرفا حاصل فوران ذهنی دل تورور است. مقایسه فیلمهای وی با دیگر فیلمهای فانتزی تاریخ سینما مانند مقایسه نقاشیهای روی دیوار غارها با نقاشیهای كلیسای جامع است. «پسر جهنمی 2» با فلاشبكی به سال كریسمس سال 1955 شروع میشود. پدر پسر جهنمی، پروفسور بروم (جان هارت) داستانی درباره موجودات دوران باستان برای پسرش تعریف میكند كه ارتش طلایی شكستناپذیر و بیرحمی مهیا كرده بودند كه باید بازنشسته میشده است. ارتش با نژاد انسانی پیمانی بسته بوده است تا تاج و تخت جهان به دو قسمت تقسیم شود: قسمتی برای موجودات باستانی و قسمتی برای نژاد انسانها. قرار میشود ارتش طلایی روزی كه جنگ بر سر تاج و تخت دوباره آغاز شود بازنشستگی را كنار بگذارد و وارد گود شود. بعد از این فلاش بك داستان اصلی آغاز میشود و پسر جهنمی را در نقش كارمند اداره تحقیقات و دفاع ماوراءالطبیعه میبینیم كه در كنار لیز و آبه ساپین (داگ جونز) كارش را انجام میدهد. سرپرست آنها فردی به نام تام منینگ (جفری تمبر) است كه اصرار دارد پسر جهنمی كارش را ترك كند. پشت پرده تمام كشت و كشتار فیلم كسی نیست جز پرنس نادا (لوك گاس) به دنبال به دست آوردن جایگاه سابق خود به عنوان فرمانروایی قدرتمند است. اما خواهر دوقلوی وی پرنسس نالا (آنا والتون) كه از جنون برادرش خبر دارد علاوه بر اینكه به جانب انسانها میپیوندد بخش مهمی از تاج را هم همراه خود میبرد. نتیجه اما به تعقیب و گریزها و مبارزههای پی در پی در خلال صحنههای فیلم منجر میشود. فیلم تنها زمانی افت میكند كه داستان از شهر فاصله میگیرد و رهسپار جزیره محل سكونت ارتش طلایی میشود. بیداری و مبارزه ارتش طلایی هم ضعیفترین سكانس فیلم است اما سایر سكانسها خصوصا مبارزه پسر جهنمی با پرنس نادا از قدرت كافی برخوردارند.
منبع: ورایتی