تبليغاتX
تازه های جهان سینما - آزاد زندگي کن يا سخت بمير / Live Free or Die Hard
معرفی فیلم های روز سینمای جهان

 

 

 

 

 

روزنامه اعتماد دوشنبه، 11 تير 1386 - شماره 1431     صفحه 10

پرفروش ها و پرستاره ها

 

ساسان گلفر

sasangolfar@yahoo.com

فيلم هايي که پيش بيني مي شود از پرفروش هاي امسال باشند، کمدي ها و درام هاي پرستاره و يک فيلم مستند که ستاره آن راوي چاق و چله نکته سنج و فضول و سمج آن است، در فهرست اکران چهارشنبه تا جمعه گذشته قرار دارند.

آزاد زندگي کن يا سخت بمير


Live Free or Die Hard

بار ديگر يکه بزني به نام «جان مک کلين» با يک گروه تروريست در مي افتد و هر چند به شدت لت و پار مي شود، عاقبت همه را -اين بار يک کشور را- نجات مي دهد. چهارمين قسمت مجموعه «جان سخت» به کارگرداني لن وايزمن چهارشنبه گذشته با عنوان «آزاد زندگي کن يا سخت بمير» روي پرده رفت. افسر پليس، جان مک کلين (بروس ويليس) که در زندگي شکست خورده و از همسرش طلاق گرفته است با گروهي از هکرها به سرکردگي تاماس گابريل (تيموتي اوليفنت) - که از دولت بي مهري ديده و تصميم به انتقام گرفته- درمي افتد. هکرها قصد دارند تمام زيرساختارهاي رايانه يي امريکا را از بين ببرند و براي شروع کار، سيستم ترافيک را انتخاب کرده اند و مک کلين با کمک يک جوانک هکر (جاستين لانگ) دمار از روزگار آنها درمي آورد.

راتاتوي

Ratatouille

انيميشن تازه يي در مايه هاي «زندگي يک حشره» و«شکار موش» که قرار است امسال فقط در امريکا بيش از 200 ميليون دلار بليت بفروشد، محصول پيکسار و به کارگرداني براد برد (برنده جايزه اسکار به خاطر انيميشن «خانواده باورنکردني») داستان موشي است که روياي سرآشپز شدن را در سر مي پروراند. پتن اسوالت به جاي رمي موش صحبت مي کند و لو رومانو، يان هولم، پيتر اوتول و جانين گاروفالو از جمله صداپيشگان ديگر اين فيلم هستند.

بيمار

Sicko

مايکل مور در اين مستند محصول 2007 سيستم بيمه بهداشتي و صنايع دارويي امريکا را هدف نقد و هجو هميشگي خود قرار داده است. به گفته مور؛ «به هر کس که بپرسد، مي گوييم اين فيلم يک کمدي درباره 45 ميليون نفر است که در ثروتمند ترين کشور روي زمين از هرگونه امکانات بهداشتي محرومند.» اين فيلم با زمان 113 دقيقه ماه گذشته در جشنواره کن به نمايش درآمده و از جمعه با درجه بندي PG-13 در امريکا و کانادا اکران شده است.

مرگ در تشييع جنازه

Death at a Funeral

کمدي سياه فرانک اوز -بازيگر و کارگردان انگليسي که بيشتر به خاطر آثار عروسکي خود شهرت دارد و فيلم هايي مانند «بو فينگر» و «همسران استپفورد» را نيز کارگرداني کرده است- درباره خانواده نابساماني است که اعضاي آن در يک مراسم تشييع جنازه بحران هايي را از سر مي گذرانند و رازهاي سر به مهر آنها افشا مي شود. ماتيو مک فايدن، کيلي هيوز و اندي نايمن در اين فيلم 90 دقيقه يي داراي درجه بندي R بازي مي کنند.

شامگاه

Evening

مريل استريپ و دخترش (ميمي گامر)، ونسا ردگريو و دخترش (ناتاشا ريچاردسون)، در کنار گلن کلوز، کلر دينز و توني کولت در درامي زنانه از لايوس کولتي (فيلمبردار مشهور زاده مجارستان و نامزد جايزه اسکار براي فيلمبرداري «مالنا») با فيلمنامه مايکل کانينگهام بر اساس رمان سوزان مينوت، زندگي عاطفي چند زن را در يک دوره پنجاه ساله به تصوير مي کشند. شعار تبليغاتي فيلم اين است؛ «بزرگ ترين راز زندگي اين زن، بزرگ ترين موهبت او بود.»

-------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

روزنامه اعتماد دوشنبه، 11 تير 1386 - شماره 1431     صفحه 10

 

گفت وگو با «بروس ويليس» بازيگر فيلم «آزاد زندگي کن يا سخت بمير»

 

خشونت عريان پليس قانون شکن

 

ترجمه؛ پولا د امين

گفته مي شود که پس از «جان وين» ، «جان مک کلين» نمونه يي ترين قهرمان امريکايي دنياي سينما است. آيا به نظرتان اين درست است و در ضمن به نظرتان چرا مردم با کاراکتري چون «جان مک کلين» ارتباط خوبي برقرار مي کنند؟

فکر مي کنم بايد قسمت عمده يي از خصايص شخصيتي کاراکتري چون «جان مک کلين» را در سال هاي 87-1986 رديابي کرد. اگر به آن سال ها برگرديم، به اين مساله بر مي خوريم که من فقط چند فيلم کار کرده بودم و هنوز ريشه هاي جنوبي خودم را داشتم. مسائل طبقاتي، ريشه هاي اجتماعي، طبقه اجتماعي، نوعي ياغيگري در مقابل نظم و البته حدي از طنز تلخ، که ريشه در خودم در آن سال ها داشت کنار هم جمع شدند و کاراکتري چون «جان مک کلين» را از نظر ويژگي هاي رفتاري شکل دادند. من هيچ گاه آگاهانه و عامدانه سراغ بازي اين نقش به عنوان يک «آدم معمولي» نرفتم، ولي اين چيزها باعث شد تا عملاً اين اتفاق بيفتد،

مي توان گفت در سوال قبلي هم به اين سوال جواب دادي ولي روشن تر مي تواني بگويي که چه تشابهاتي ميان خودت و «جان مک کلين» مي بيني؟

خب، قسمتي از بحثي که اکنون ريشه شناسي شخصيتي «جان سخت» ناميده مي شود، چنين شکل مي گيرد؛ جان مک کلين يک پليس خشن، بي اعتنا به نظم موجود و با نوعي طنز تلخ است. «جان» اول خانواده اش را دوست دارد و سپس در وهله دوم است که به حقيقت مي انديشد. او کوچک ترين تسامحي در مقابل کساني که مردم بيگناه را در شرايط خطرناک و خشن قرار مي دهند ندارد و البته اگر ضرورتي باشد براي اينکه چنين اتفاقي رخ ندهد حتي مي تواند خودش را نيز قرباني کند.

آيا اين نکته که داري نقش افسري بي توجه به قانون و مقررات را بازي مي کني، باعث شده است که اذيت شوي يا اذيتت کنند؟

نه اصلاً، در زندگي واقعي هم افسران و ماموران قانوني وجود دارند که طبق درک خودشان از درستي و نادرستي کارهاي شان را پيش مي برند...

چه شد که در اين فيلم بازي کردي؟

وقتي فرصتي پيش مي آمد تا «جان سخت» و دو دنباله آن را ببينم، هميشه اين آرزو را مي کردم که کاش مي توانستم يک فيلم ديگر از اين مجموعه را کار کنم که اگر نه بهتر، ولي حداقل در سطح اولين فيلم اين سري فيلم باشد. من اصلاً از فيلم هاي دوم و سوم اين سري خوشم نمي آيد و خيلي دلم مي خواست مي توانستم موفقيت فيلم اول را در چهارمين فيلم به نحوي تکرار کنم.

گفتي که «آزاد زندگي کن يا سخت بمير» هم مثل فيلم اول، يک کار قدرتمند است، آيا مي تواني دليل اين اتفاق را شرح دهي؟

«لن وايزمن» کارگردان اين فيلم و من هر دو نگاهي مشابه به اين فيلم داشتيم. هر دومان تصميم داشتيم تا حد امکان از جلوه هاي ويژه کامپيوتري دوري کنيم و تا حد ممکن فيلم را متکي به شخصيت و سخت و لخت از کار درآوريم. مي خواستيم خشونت فيلم چنان باشد که بتوان آن را حس کرد. نمي خواستيم خشونت بازي هاي کامپيوتري را تکرار کنيم. مي دانيد از زمان ساخته شدن اين فيلم ها تاکنون، فيلم هاي زيادي چون «اسلحه مرگبار» ها يا مجموعه هاي تلويزيوني تحت تاثير آنها ساخته شده است. ما نه تنها بايد با سه فيلم قبلي مان رقابت مي کرديم، بلکه بايد آنها را نيز مدنظر مي داشتيم، چرا که در هر صورت قرار بود با آن کارها مقايسه شويم.بنابراين، بدون جلوه هاي ويژه خاص، بايد فيلم اکشن از کار درمي آمد، که به نظرم با حس مسووليتي که کارگردان کار داشت اين اتفاق رخ داده است...

نظرت در مورد اينکه در اين فيلم يک شخصيت زن منفي هم مقابل تو هست، چيست؟

کمي ناراحت و نگران بودم.«جان مک کلين» هيچ گاه يک زن را نزده بود و من هم در زندگي واقعي ام هرگز دست روي زنان بلند نکرده ام. خوشبختانه در فيلم هم، من هيچ گاه برخوردي با «مگي کيو» نداشتم و او بود که چند برخورد با «جان مک کلين» داشت. در هر حال «مک کلين» که تاکنون با يک زن مقابله نکرده بود، به اين نتيجه مي رسد که اين يک موضوع ديگر است و بايد کاري انجام شود،

کارگردان جواني چون «لن وايزمن» آيا توانست انرژي تازه يي به کار بدهد؟

او با خودش تازگي و طراوت را به فيلم آورد. او وقتي اولين «جان سخت» را ديد شانزده سالش بود. به نظر مي رسد که قصد او در اين فيلم اين بود که ورسيون خودش را از «جان سخت» بسازد؛ چنان که در سال 1988 هم با کمک رفقايش يک «جان سخت» کوچک و خودماني ساخته بودند، که هيچ گاه آن را به ما نشان نداد. سپس فکر ساخت «جان سخت» سال ها در ذهن و فکر او بوده است و وقتي فرصت مناسب را پيدا کرد، سعي کرد براي رسيدن به رويايي که بيست سال داشته است، چيزي کم نگذارد.

در بازاري که پر است از فيلم هاي ساخته شده با جلوه هاي کامپيوتري، «آزاد زندگي کن يا سخت بمير» از يک جهت يک استثنا است و از اين حيث نمي توان آن را با کارهاي ديگري مقايسه کرد. در اين فيلم همه چيز روي صورت تو و عکس العمل هايت فوکوس شده است و در نهايت همين مساله اين حس را ايجاد مي کند که داريم با يک اکشن واقعي مواجه مي شويم...

دقيقاً. اگر از من بخواهند اين اپيزود «جان سخت» را در يک کلمه تعريف کنم، ناچارم که از واژه هاي «اکشن مدرسه يي قديمي» براي شرح آن استفاده کنم. در حقيقت نه تنها اين فيلم نوعي حال و هواي قرن بيست و يکمي دارد، در عين حال آن رنگ و بوي قديمي اش را هم حفظ کرده و اين ارزشمند است.

نظرت راجع به بازي کردن ورسيون قديمي تري از «جان مک کلين» چيست؟

بعضي وقت ها ايده ساخت يک «پيش قصه» براي «جان سخت» به ذهن مان مي رسد. چيزي مثل «روزهاي آغازين جان مک کلين» و از اين چيزها. فکر مي کنم قادر به اجراي آن نيستم و اين خيلي آزارم مي دهد، مگر اينکه با تکنولوژي جديد بتوانند چين و چروک هاي صورتم را از بين ببرند و بتوانم جواني اين کاراکتر را بازي کنم. در آن صورت اين فيلم را بازي خواهم کرد. مشکلم در حال حاضر فقط اين است که در آن فيلم با اين ظاهر نمي توانم حضور داشته باشم.

بالا رفتن سن، بازي در صحنه هاي اکشن را برايت سخت نکرده است؟ چگونه خودت را در فرم مناسب براي يک فيلم جديد قرار مي دهي؟

اول اين را بگويم که الزاماً مساله اين نيست که در فيلم ها روي فرم به نظر برسم. من اصلاً پيراهنم را در فيلم ها از تن درنمي آ ورم که شکل بدنم و گذشت سن معلوم باشد. عضلات ورزيده ام هم بيشتر براي محافظت خودم و نوعي ايمني است که وقتي از يک جايي مي پرم و زمين مي خورم استخوان هايم نشکند،

نظرت راجع به «جان سخت 5» چيست؟ مي گويند قرار است اين فيلم در مکزيک ساخته شود...

نمي دانم. با من صحبتي نشده است. اما بايد قصه ايجاب کند تا فيلمي در مکزيک ساخته شود. از اينکه عنوان شده «جان سخت 5» ساخته مي شود خوشحالم؛ هر جا هم که داستان رخ بدهد باز هم خوشحالم، با اينکه ترجيح مي دهم فيلم در امريکا ساخته شود. به نظرم همچنان «جان سخت» يک کار امريکايي است...

روياي بازي در چه نوع فيلمي را داري؟

من کارنامه خوبي دارم. تقريباً در همه نوع فيلمي بازي کرده ام و حداقل پيشنهادش را داشته ام. پيشنهاداتي چون بازي در فيلم هاي مستقلي چون «ملت غذاي آماده»؛ در فيلم هاي بزرگ استوديويي کار کرده ام و حتي در انيميشن هايي هم کار صدا را انجام داده ام. با بازيگران مورد علاقه ام در فيلم هاي گوناگوني همکاري داشته ام.

بازيگران محبوبت که با آنها کار کرده يي، مي تواني بگويي کيستند؟

با «پل نيومن» کار کرده ام و حدود يک ماه پيش هم اين شانس را به دست آوردم که با «رابرت دنيرو» که يکي از قهرمانان هميشگي زندگي ام است همکاري کنم. در «بيلي بتگيت» با «داستين هافمن» کنار هم بوديم. در فيلم «مرگ برازنده او است» زمه کيس با «مريل استريپ»، «گلدي هاون» و «ايزابلا روسليني» همکاري داشته ام. فقط چند هنرپيشه هست که دوست دارم آنها کار کنم...

آيا کسي هست که قهرمان تمام زندگي ات باشد و در سال هاي کودکي مثلاً اگر مي خواستي يک نفر باشي، آن يک فرد را انتخاب مي کردي؟

استيو مک کوئين.

فيلم محبوبت از ميان فيلم هاي استيو مک کوئين چيست؟

او بي شمار فيلم خوب دارد. به نظر من «بوليت» بهترين فيلم او است. «فرار بزرگ» هم ديگر فيلم محبوبم. او در يک وسترن به نام «نوادا اسميت» هم کار کرده است که ارزش بارها ديدن را دارد.

به کساني که مي خواهند بازيگر شوند چه نصيحتي مي تواني بکني؟

اگر هنر ديگري دارند، نقاشي بلدند، نويسندگي بلدند يا هر چيز ديگري... بهتر است سراغ آن هنرشان بروند. بازيگري کار خيلي خيلي سختي است و فقط اگر حس کردند که بدون بازيگري قادر به ادامه زندگي نيستند سراغ اين رشته بيايند. تازه در آن صورت هم بايد به نيويورک رفته و کلاس بازيگري ببينند، چون در کاليفرنيا و در هاليوود معلم خوبي براي بازيگري نداريم.