تبليغاتX
تازه های جهان سینما - جاده رزرويشن / Reservation Road
معرفی فیلم های روز سینمای جهان
 

 

روزنامه اعتماد    دوشنبه، 30 مهر 1386 - شماره 1520   صفحه 10

هفته شخصيت هاي سوگوار

 

ساسان گلفر - sasangolfar@yahoo.com

معلوم نيست چه اتفاقي افتاده که اکثر شخصيت هايي که از جمعه روي پرده سينما آمده اند، عزيزي را از دست داده اند يا گم کرده اند. حتي يکي از فيلم هايي که در اين ستون معرفي نکرده ايم، «عزيزم از دست رفت» (
Gone Baby Gone) اولين تجربه کارگرداني بن افلک درباره دو پليس است که به دنبال کودکي گمشده مي گردند. شايد فقط فيلم تين ايجري «دختر چاق» بتواند تماشاگران را تسکين دهد، چون در نسخه سه بعدي «کابوس قبل از کريسمس» تيم برتون هم تسلايي در کار نيست.

استرداد
Rendition

گاوين هود فيلمساز اهل آفريقاي جنوبي که پارسال با فيلم «ساتسي» خوش درخشيد، در اولين اثر هاليوودي خود سياست هاي امنيتي ضدتروريستي دولت امريکا را به چالش کشيده است. ريس ويترسپون در اين فيلم نقش زني امريکايي را بازي مي کند که شوهر مصري او در يک سفر هوايي ناپديد مي شود و در واقع قرباني اقدامات ضدتروريستي سازمان سيا مي شود. جيک جيلنهال، مريل استريپ و آلن آرکين نيز در اين فيلم 120 دقيقه يي محصول مشترک ايالات متحده و آفريقاي جنوبي که براساس پرونده واقعي يک عرب کانادايي به نام ماهر عرار ساخته شده، بازي مي کنند.

30 روز از شب 30
Days of Night

در اين فيلم ترسناک که براساس مجموعه کتاب هاي کميک به همين نام ساخته شده، 30 روز بدون خورشيد زمستان در منطقه يي در آلاسکا خون آشام هايي را که تاريکي مطلق اين سرزمين يخ زده را مي پسندند، به جان افراد يک شهر کوچک مي اندازد و تنها اميد اهالي شهر به کلانتر شهر است که نقش او را جاش هارتنت بازي مي کند. اين محصول مشترک سال 2007 نيوزيلند و ايالات متحده که ديويد اسليد کارگرداني کرده و سام ريمي تهيه کننده اش است، به خاطر خشونت بيش از حد و اهانت هاي کلامي درجه R گرفته است.

جاده رزرويشن Reservation Road

تصادفي مرگبار در جاده يي به نام «رزرويشن» دو خانواده را در هاله يي از غم فرو مي برد و آنها را به اتخاذ سخت ترين تصميم زندگي شان وادار مي کند. يکي از اين دو خانواده تشکيل شده است از خواکين فونيکس، جينفر کانلي و دو فرزندشان و ديگري مرکب است از مارک رافالو، ميرا سوروينو و پسر يازده ساله آن دو. اين درام را تري جرج براساس رماني به قلم جان بارنهاوم شوارتز ساخته است.

آنچه در آتش از دست داديم    Things We Lost in the Fire

هال بري در نقشي که ممکن است اسکار ديگري را براي او رقم بزند، شوهر مهربانش را از دست مي دهد و از بهترين دوست شوهرش، مرد معتادي که نقش او را بنيچيو دل تورو بازي مي کند، کمک مي خواهد.

اين درام محصول مشترک ايالات متحده و انگلستان را آلن لوئب نوشته و سوزان بي ير کارگرداني کرده است. «آنچه در آتش از دست داديم» به خاطر مضامين مربوط به مواد مخدر و خشونت کلامي درجه
R گرفته است.

اقدام غيرمترقبه Out of the Blue

اين فيلم محصول 2006 نيوزيلند که اولين بار سال گذشته در جشنواره تورنتو کانادا به نمايش درآمد، داستان کشتار «آراموانا» را به تصوير مي کشد که در دو روز 13 و 14 نوامبر 1990 اتفاق افتاد. در اين ماجرا، يک کلکسيونر اسلحه به نام ديويد گري حمام خوني به راه انداخت که 13 قرباني برجا گذاشت و خودش هم به ضرب گلوله پليس از پا درآمد. رابرت سرکيس کارگردان فيلم است و کارل اورباي نقش ديويد گري را بازي کرده است.

 

 

=====================

 

روزنامه اعتماد    شنبه، 5 آبان 1386 - شماره 1524   صفحه 10

 

يادداشتي بر «جاده رزرويشن»

 

ابهام در اصول اخلاقي

 

جيمز براردينلي

ترجمه؛ يحيي نطنزي

از منظر روان شناختي جالب است که چرا اين روزها فيلم هايي با مضمون انتقام و اجراي خودسرانه عدالت (دو روي يک سکه) تا اين حد با اقبال مخاطبان روبه رو شده اند. ابتدا با «شجاع» مواجه بوديم و سپس با «حکم اعدام» و « پيش از آنکه شيطان بفهمد مرده اي» و اکنون هم «جاده رزرويشن». اقبال به ساخت چنين فيلم هايي شايد از وجود حسي در جامعه ناشي شده باشد مبني بر اينکه جنايتکاران عموماً به سزاي عمل شان نمي رسند و قربانيان نيز هيچ گاه به عدالت دست نمي يايند. حسي مبني بر اينکه حفاظت از خانواده و اموال ما از شر قاتلان، سارقان، متجاوزان و البته تروريست ها اغلب با سستي و ضعف نيروهاي قانوني و دولتي همراه است. از اين جهت مي توان فيلم هايي با مضمون انتقام را نوعي تلاش براي خلق توهم کنترل در افراد جامعه و ميل فردي آنان به عدالت هاي موردي دانست که بازتاب مستقيم ناکارآمدي نظام هاي قانوني و دولتي است. سوال اين است که آيا اقبال به ساخت چنين فيلم هايي در ايام اخير تنها يک تصادف اتفاقي است يا پاي علل مهم تري در ميان است؟

«
جاده رزرويشن» به کارگرداني تري جرج (هتل روندا) از رماني تاثيرگذار به قلم جان بارنهام شوارتز اقتباس شده است. متاسفانه تغييرات فيلم نسبت به رمان که توسط خود شوارتز (در مقام همکار فيلمنامه نويس) براي انتقال داستان از صفحات کاغذ به پرده سينما انجام شده، از تاثيرات و ارزش هاي متن اصلي کاسته است. در نسخه سينمايي رويداد هاي اتفاقي بيش از حد در فيلم وجود دارند به همراه پايان سستي که بي شک از پايان رمان ضعيف تر است. معمولاً زماني فيلم ها به چنين بلايي مبتلا مي شوند که فيلمسازان بيش از حد نگران حفظ ارتباط مخاطب با خط داستاني اثر باشند که به همين دليل با تاکيد هاي مکرر و بي مورد وي را از فيلم دل زده مي کنند. در مورد اين اثر اما بايد بگويم هر چقدر که جذب رمان شوارتز شدم و از آن تاثير گرفتم، با فيلم نتوانستم هيچ ارتباطي برقرار کنم.

فيلم با تصادفي غيرعادي در جاده يي متروک آغاز مي شود. ساعات پاياني شب است و اتان و گريس ليرنر (خواکين فونيکس و جنيفر کانلي) همراه با پسرشان جاش (شان کرلي) و دخترشان اًما (الا فنينگ) از کنسرتي که جاش در آن برنامه داشته است به خانه برمي گردند. اًما به دستشويي رفتن احتياج دارد و به همين خاطر ماشين در يک پمپ بنزين توقف مي کند. در همين زمان دوايت آرنو (مارک رافالو) به همراه پسرش سم (ادي آلدرسون) در همين جاده با سرعت در حال راندن است تا بتواند سر وقت به خانه همسر سابقش روث (ميرا سوروينو) برسد و سم را به وي تحويل دهد. عجله دوايت به اين خاطر است که مي داند اگر دير به مقصد برسد به دليل تخلف از قانون حضانت فرزند با مشکل مواجه مي شود. ديگر لازم به گفتن نيست که دوايت به خاطر سرعت زياد و بي توجهي در هنگام رانندگي از جاده منحرف شده و به دليل برخورد با جاش باعث مرگ او مي شود.

دوايت اما بعد از تصادف با اينکه از احساس گناه رنج مي برد توقف نکرده و به رانندگي اش ادامه مي دهد تا اثري از خود باقي نگذارد. در مقابل اتان که مرگ پسرش وي را به شدت متاثر کرده است تصميم مي گيرد به هر طريقي شده قاتل جاش را پيدا کند؛ به اقدامات پليس بي اعتقاد است و ترجيح مي دهد نقش قاضي، هيات منصفه و مامور اعدام را خودش به تنهايي بازي کند.

وجه قوت محدود اين فيلم به مضمون اصلي رمان بازمي گردد؛ ابهام و نسبيت در اصول اخلاقي. دوايت در اين فيلم قاتلي بي هويت و بي وجدان نيست که پس از مرگ جاش بتواند به زندگي معمول خودش بازگردد. آن شب دائماً جلوي چشمش است و نمي تواند از احساس گناه و ترس رها شود. در مقابل اتان هم خود را به دست احساساتي سپرده است که با وي بيگانه اند. وي در نقش شوهر و پدري بامحبت و مهربان از يک سو نمي تواند از کنار اين حادثه به راحتي بگذرد و از سوي ديگر راهي هم براي ارضاي خشم خود ندارد. به همين دلايل است که اين فيلم هم مانند فيلم «شجاع» در بخشي اثري کاملاً دراماتيک است و در بخشي ديگر از وجوه تريلر برخوردار است.

ده دقيقه اول فيلم به گونه يي تدوين شده است که مخاطب به راحتي وقوع واقعه يي شوم را پيش بيني مي کند و در ادامه نيز به دليل وجود حس اضطرار و تشويش دائمي در بطن اثر، با وقوع اتفاقات جديد و در مواجهه با نقاط اوج داستان غافلگير و هيجان زده نمي شود. دليلش شايد اين باشد که جرج و شوارتز نتوانسته اند مخاطبان فيلم را با شخصيت هاي داستان درگير کرده و درونيات آنان را به تصوير بکشند؛ مشکلي که در رمان به هيچ وجه احساس نمي شود چراکه در کتاب قوت همين امر باعث جذابيت اثر شده و تاثيرگذاري آن بر مخاطب را تضمين کرده است. به همين خاطر «جاده رزرويشن» به عنوان يک اثر اقتباسي و در بحث از کيفيتً اقتباس حرف چنداني براي گفتن ندارد و به عنوان يک فيلم نيز تنها مجموعه يي از شخصيت ها و ماجراهاي جذاب و گيرا است که بدون چفت و بست مناسبي کنار هم قرار گرفته اند. منبع؛ ريل ويوز