تبليغاتX
تازه های جهان سینما - بيمار / Sicko
معرفی فیلم های روز سینمای جهان

 

روزنامه اعتماد    دوشنبه، 18 تير 1386 - شماره 1437  صفحه 10

 

درباره «بيمار»، فيلم تازه مايکل مور

 

جنجال بر سر هيچ

 

نگارش گزارشات جنجالي در مورد مايکل مور براي روزنامه نگاران تبديل به کليشه شده است و مبداء اين جنجال نيز گزارشات رسانه يي پرسروصداي منتشر شده در مورد او بوده اند. در واقع هر فيلمسازي (گذشته از مواضع سياسي اش) اگر اثرش ارزش مورد بحث قرار گرفتن را داشته باشد در معرض چنين قضاوت هايي قرار خواهد گرفت. اما مساله اينجا است که در مورد مور آنچه منشاء بحث و مناقشه مي شود خود او است نه فيلم هايش. مقصر بخش زيادي از اين داستان خود مور است يا دست کم مي توان جنجال هاي پيرامون او را به نوعي محصول جانبي منش و روش او دانست.

اثر جديد مايکل مور «بيمار» (سيکو) عملکرد سيستم درماني ايالات متحده در بخش خصوصي و غيردولتي را به چالش مي کشد و با ارائه مجموعه يي از حکايت ها و آمار استدلال مي کند سيستم درماني دولتي بسيار کاراتر از بخش خصوصي خواهد بود. مثال هاي مور شامل ارقام هراس برانگيزي از ميزان رضايت از زندگي و مرگ و مير نوزادان و همين طور شهرونداني که امکانات پزشکي از آنها دريغ شده يا زير بار کمرشکن هزينه اين امکانات نابود شده اند مي شود که در کنار آنها سخن از دلارهايي مي گويد که به احزاب سياسي اهدا مي شوند.

در «بيمار» هدف مور به دام انداختن مديريت شرکت هاي بيمه يا اشاره به تصور منفي موجود عليه «بيمار» و ذات بيماري نيست. او اثر خود را بر روي آن دسته از مردم امريکا که صاحب بيمه هستند متمرکز مي کند. (و در همين حين با بياني گزنده اعلام مي کند بسياري از مردم کشور بيمه نيستند) و در ادامه با گفت وگو با افرادي که از بوروکراسي سودمحور حاکم بر سيستم درماني اين کشور آسيب هاي جدي و حتي مرگبار ديده اند و همين طور افراد جزء سيستم درماني که از اين طريق امرار معاش مي کنند تصويري زننده و آزاردهنده از سيستم درماني خصوصي امريکا ارائه مي دهد. اما اين تصوير آزاردهنده در عين حال چندان چالش برانگيز يا ناشناخته و حيرت آور نيست، چون هيچ کس حتي سياستمداران دو حزب جمهوري خواه و دموکرات هم در مقام تاييد و دفاع از سيستم درماني نيستند. در واقع فيلم «بيمار» را مي توان غيرجنجالي ترين اثر مور دانست، زيرا موضوع مورد ادعاي آن چيزي نيست که کسي با آن مخالفتي داشته باشد، حتي سران دو حزب اصلي امريکا هم به ضعف هاي سيستم درماني اين کشور معترفند. مبحث اصلي که اين فيلم مي توانست برانگيزد ذات «درمان» بود که نتيجه آن مي توانست بسيار مفيد و مناقشه برانگيز باشد. مايکل مور همواره دست و دلبازانه باورهاي سياسي خود را در آثارش به نمايش درآورده است. اما هيچ يک از آثار پيشين او به اندازه اثر اخيرش اصول ايدئولوژي او را به وضوح و دست يافتني نمايش نداده اند. فيلم هاي پيشين مور بيشتر حکايات اخلاقي پر از قطب هاي مثبت و منفي و شرير و قرباني بود ه اند که کارگردان در آنها در نقش يک قاضي با مظلومان همدردي مي کند و به جنگ بدکاران که در لانه هاي قدرت و افتخارشان پنهانند، مي رود. «بيمار» بيش از آنکه به راه حل هاي جايگزين در سياستگذاري امور درماني امريکا بپردازد، به سادگي تنها الگويي مقايسه يي را دنبال مي کند. او پس از نمايش تصوير مخوف سيستم درماني امريکا به سراغ سيستم هاي درماني مختلف موجود در ساير کشورها (کانادا، فرانسه، انگلستان و کوبا) مي رود، عمده ترين تفاوت کشورهاي ياد شده با ايالات متحده اين است که در آنها دولت براي شهروندان خدمات درماني رايگان فراهم مي کند.

خصوصاً تصوير اتوپيايي که مور از فرانسه ارائه مي دهد ممکن است کمي اغراق آميز به نظر برسد. اما کمتر فيلمسازي را مي توان يافت (خصوصاً در ميان برندگان جشنواره کن) که به نوعي عشق به فرانسه نداشته باشد. اما اين عشق هم مانند گفت وگوي جالب مور با «توني بن» يکي از اعضاي حزب کارگر انگلستان وسيله يي براي دستيابي به مقصود اصلي کارگردان است؛ بن در فيلم از روي يک دفترچه چاپي متن اطلاعيه ايجاد سرويس ملي سلامت و درمان انگليس در سال 1948 را مي خواند، آن هم به گونه يي که گويي آن را نمونه يي عالي از دموکراسي به شمار مي آورد نه مثالي از پدرسالاري دولتي در آن دوران.

در هر حال دموکراسي سوسياليستي اصطلاحي است که مدت ها است از دايره لغات سياسي امريکا حذف شده و يافتن چرايي اين موضوع بر عهده پژوهشگران است. مايکل مور در اين ميان ترجيح مي دهد به جاي دريابي ريشه برتري طلبي و خودبزرگ بيني امريکايي، تنها به دشمني با آن بپردازد. او مايل است مردم امريکا مانند بقيه مردم جهان باشند. وقتي مور در فيلم هايش نالان مي پرسد؛ «ما که هستيم؟» مقصود او بررسي دلايل وضعيت فعلي جامعه امريکا نيست. او نمي پرسد «چرا» اثري از فرهنگ همسايگي يا سخاوتمندي و خيرخواهي در سيستم خدمات عمومي و رفاه اجتماعي اين کشور ديده نمي شود يا چرا روحيات عامه مردم در نحوه اداره کشور منعکس و لحاظ نمي شود، او تنها مصر است که «بايد» اين طور باشد و جز اين نيست و آنگاه منتقدانش را به مبارزه مي خواند تا با برهان و دليل بگويند چرا با نظر او موافق نيستند.