تبليغاتX
تازه های جهان سینما - میلیونر زاغه نشین/Slumdog Millionaire
معرفی فیلم های روز سینمای جهان

سايت خبرآنلاين                               كد خبر: 4423

زمان انتشار:جمعه 9 اسفند 1387 - 13:41:14

 ساقه لوبیا در ظرف سالاد

پوستر فیلم میلیونر زاغه نشین

فرهنگ > سینما - «میلیونر زاغه نشین» از منظر تکثر فرهنگی

ساسان گلفر: موفقیت بین‌المللی فیلم «میلیونر زاغه‌نشین» و رسیدن آن به نقطه اوج مراسم آیینی سالانه دهکده جهانی و قرار گرفتنش بر قله اسکار  را می‌توان یکی از نشانه‌های قوت گرفتن پدیده «حرکت از جنوب به شمال» و «از حاشیه به مرکز» در عصر جهانی شدن دانست؛ حرکتی در جهت خلاف آنچه انتظار می‌رود و اغلب ادعا می‌شود.

اقدام دنی بویل کارگردان و کریستین کالسن تهیه‌کننده بریتانیایی «میلیونر زاغه‌نشین» در وام گرفتن عناصر مشخص فرهنگ و سینمای بومی هندوستان و ریختن این عناصر در قالب  فیلمی با مضامین و فرم های مختلط به عنوان  محصولی از  انگلستان که نمودی کاملاً هندی دارد، بسیار متفاوت با تولید فیلم‌های هالیوودی با ظاهر شرقی در گذشته‌های دور یا محصولات مشترک در سال‌های اخیر است.

آنچه در هالیوود کلاسیک اتفاق می افتاد، ساختن فضایی شرقی در استودیو یا لوکیشن‌های مشابه یا حتی واقعی با استفاده از بازیگران غربی و به ندرت بومی بود؛ ساختن فیلم‌هایی مانند «تقاطع بووانی» ، «فاتح»، «مردی که می‌خواست سلطان باشد» و «گاندی» که اگر احیاناً می‌توانستند ظاهری شرقی داشته باشند، غربی بودن از درونمایه‌ها و تمام عوامل اصلی آنها می‌بارید و در آنها «شمال» بر «جنوب» سلطه مطلق داشت.

در سال‌های اخیر که تولید مشترک به یک رسم و یک اصل در عصر جهانی سازی تبدیل شده، ارتباط شمال و جنوب بیشتر در شکل تولیدی بروز می‌کند که یکی دو فرد اصلی تیم خلاق هنری فیلم، وابسته به فرهنگی شرقی هستند. در این چهارچوب افرادی مانند جان وو، آنگ لی، شیکار کاپور و وونگ کاروای ممکن است «تغییر چهره»، «هالک»، «الیزابت» یا «شب های بلوبری من» بسازند و گاه ممکن است در بازسازی یک اثر خود که کاملاً نمودی غربی یافته، مشارکت داشته باشند، ولی باز هم در این موارد حرکت کلی جریان فرهنگی از شمال به جنوب یا در جهت ساختن یک «دیگ هفت جوش» و ذوب و امتزاج آلیاژی در یک فرایند استحاله فرهنگی است. شاید تولید فیلم «ببر خیزان، اژدهای غران» و موفقیت آن در مراسم اسکار سال 2001 را بتوان یکی از موارد اولیه بروز «حرکت از جنوب به شمال» در صنعت سینما به شمار آورد، ولی جریان تأثرگذاری و تأثیرپذیری فرهنگی آن فیلم و ترکیب عوامل سازنده و مضامین مطرح شده چنان نبود که این ویژگی در آن خیلی به چشم بیاید. به‌علاوه، در مورد «ببر خیزان، اژدهای غران» و شرایط زمانی و مکانی تولید آن دیگر نمی‌شد با قطعیت از دو دنیای متفاوت فرهنگی سخن به میان آورد، چون سرزمین چین و به ویژه هنگ کنگ و تایوان زمان ساخته شدن «ببر خیزان، اژدهای غران» دیگر چندان در مرزهای «جنوب» نمی‌گنجید.

در مورد«میلیونر زاغه‌نشین» مسئله کاملاً فرق می‌کند. این فیلم آشکارا حاصل شیفتگی فیلم‌ساز غربی به یک فرهنگ و تمدن شرقی و مظاهر خاص فرهنگ عامه آن و به ویژه سینمای بالیوود است. عوامل خلاق رأس گروه تولید فیلم از به اصطلاح شمال و بدنه گروه سازنده از جنوب هستند و مضامین مطرح شده در عین جهان‌شمول بودن وابسته به مضامین مشخص و تکرار شونده در بالیوود و فرهنگ عامه مردم هند است. نوع درآمیختگی فرهنگی قابل مشاهده در فیلم هم نه به شکل یک به اصطلاح «دیگ هفت جوش» که بیشتر از نوع «ظرف سالاد» است که هر یک از مواد آن طعم و بو و شکل جداگانه‌اش را حفظ می‌کند، ولی محتوای ظرف در کلیت خود خاص و منحصربه فرد است. [1]     

روایت فیلم «میلیونر زاغه‌نشین» از یک سو طنین کلیشه‌های آشنای بالیوود را دارد، همان گم شدن‌ها و بعد از سال‌ها پیدا شدن‌های نامحتمل فیلم‌های بی‌شمار هندی در این فیلم نیز حداقل دو بار اتفاق می‌افتد، یتیم و بی‌مادر شدن قهرمانان یک عنصر آشنای بالیوودی است و یکی از همان عشق‌های جاودانی و ابدی رقم خورده در تقدیر قهرمانان هم در سراسر فیلم حضور پررنگی دارد. البته این عناصر روایت را می‌توان به رمان «سؤال و جواب» نوشته ویکاس سواروپ هندی که سایمن بوفوی فیلم‌نامه‌نویس از آن اقتباس کرده، نسبت داد، ولی آواز و پایکوبی کوریوگرافی شده تیتراژ پایانی دیگر به وضوح ادای دین فیلمساز به آثار بالیوودی است. از سوی دیگر عناصر غربی نیز در روایت و فرم فیلم حضور دارند. روایت فیلم بی‌شباهت به افسانه‌های پریان از نوع اروپایی و قصه‌های برادران گریم نیست؛ مثلاً سکانس ورود جمال به کاخ رئیس گنگسترها که بلافاصله قصه «جک و ساقه لوبیا» را تداعی می‌کند. رویکرد مستندواری که فیلم‌ساز در ساختن «میلیونر زاغه‌نشین» به‌کار گرفته، یکی از موارد فاصله گرفتن او از سینمای فانتزی‌پرداز بالیوود است. دنی بویل حتی برای تأکید بر مستند بودن، نمایی را در فیلم گنجانده که پلیس‌ها دوربین را خطاب قرار می‌دهند و می‌گویند اجازه فیلمبرداری ندارد. خشونت عریان موجود در زاغه‌ها و هفت‌تیرکشی‌هایی که گاهی یادآور آثار اولیه مارتین اسکورسیزی است، باعث شده فیلم دنی بویل از فرهنگ «آهیمسا» یا نفی خشونت مردم هند فاصله بگیرد و غربی به نظر برسد. کارگردان هنگام بازی گرفتن از عوامل هندی نیز ناچار شده یک عنصر مهم بومی را حذف کند. او احتمالاً چنین تشخیص داده که تماشاگران غربی تکان‌های سر و گردن بازیگران در هنگام صحبت که یک عادت فراگیر مردم هند است را به اغراق در بازی تعبیر می‌کنند و به همین خاطر بازیگرانش را وادار کرده که از این تکان‌ها در هنگام دیالوگ گفتن پرهیز کنند. این نکته باعث شده است که بازیگران فیلم از آنیل کاپور و عرفان خان تا دیو پاتل و فریدا پینتو و بچه‌های زاغه نشین حس و حالی غربی پیدا کنند.

دو قطب «شرق ـ غرب» یا «شمال ـ حنوب» در سراسر فیلم «میلیونر زاغه‌نشین» حضور دارند. کودکان هندی فیلم از ابتدا شیفته شخصیت‌های «سه تفنگدار» آلکساندر دومای فرانسوی هستند، گرچه اصلاً تفنگدار سوم را نمی‌شناسند و این نکته در آخرین پرسش مسابقه تلویزیونی اهمیت پیدا می‌کند. پرسش‌های مطرح شده در مسابقه تقریباً یک در میان بازتاب دهنده فرهنگ بومی و فرهنگ غربی هستند. ارتباط بچه‌ها با توریست‌های غربی بازدید کننده از «تاج محل»، اجرای اپرای ایتالیایی که پسرک جیب بر را در رویاهای دور و دراز عاشقانه فرو می‌برد، دست به دست شدن اسکناس صد دلاری و بحث تصویر بنجامین فرانکلین روی این اسکناس و مهاتما گاندی روی اسکناس هزار روپیه‌ای، کتک خوردن پسر که «هندوستان واقعی» را به توریست های آمریکایی نشان داده، از راننده آمریکایی که ضرب شست «آمریکای واقعی» را به او چشانده و گفت‌و‌گوی تلفنی با یک انگلیسی زبان درباره خانه «شان کانری» نمونه‌های دیگری از ارتباط دوسویه فرهنگ‌ها در این فیلم است. قهرمان فیلم که از مخمصه کشمکش‌های قومی و نسل‌کشی‌ها جان به‌در برده، حالا درست در قلب دهکده جهانی ارتباطات حضور دارد. جمال مالک در تمام طول فیلم قهرمان یک مسابقه تلویزیونی است که مردم سراسر کشور پای آن می‌نشینند و شغل او هم اشاره‌ای به همین عصر ارتباطات است. گرچه او در اداره مخابرات یک «چای والا» یا آبدارچی بیشتر نیست، اما فرصتی پیدا می‌کند تا خودش را اپراتور این دم و دستگاه جا بزند و راهش را از حاشیه به سمت مرکز باز کند. حالا دیگر زاغه‌نشین کوچکی که برای رسیدن به آرزوی به‌ظاهر دست‌نیافتنی‌اش حاضر است تا فرق سر در منجلاب فرو رود اما نگذارد لکه‌ای بر تصویر ستاره محبوب بالیوودی‌اش ـ‌آمیتاباچان ـ بنشیند، می‌تواند در ارتفاعی بلند بر فراز سر دنیای سابقش کنار برادری بنشیند که می گوید: «حالا دیگر هندوستان مرکز دنیاست و من مرکز این مرکز هستم.»

 

[1] توضیح بیشتر در مورد این دو اصطلاح آشپزی/فرهنگی را در این کتاب می توانید پیدا کنید: سی دبلیو واتسون، کثرت گرایی فرهنگی، ترجمه حسن پویان، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1381، ص 13 و 14.

سايت خبر آنلاين

زمان انتشار:دوشنبه 5 اسفند 1387 - 12:51:17

رویا ساختن از هیچ

كريستين كالسن و گروه فيلمسازي «ميليونر زاغه‌نشين» هنگام دريافت جايزه اسكار بهترين فيلم

فرهنگ > سینما - گزارشی کامل از مراسم اهدای جوایز اسکار 2009

ساسان گلفر: روشن شدن چراغ‌های آبی‌رنگ کف و کنار صحنه سالن کداک تیه‌تر که از خلال یک‌صدهزار قطعه کریستال دیده می‌شود، نوای سازهای زهی و بادی برنجی ارکستری که موسیقی متن پرجنب‌وجوش فیلم وسترن «سرزمین بزرگ» را در سالن می‌پراکند و ورود هیو جکمن، بازیگر بلندقد و خوش‌چهره استرالیایی که امسال برای اولین بار اجرای مراسم اسکار را بر عهده گرفته، آغازگر مراسم هشتادویکمین دوره اهدای جوایز اسکار است که درست رأس ساعت 5 صبح دوشنبه 5 اسفند به وقت تهران آغاز و از چندین شبکه تلویزیونی بین‌المللی به‌طور مستقیم در سراسر جهان پخش می‌شود.

جکمن با یک «شب به‌خیر و به جوایز آکادمی خوش آمدید» شروع می‌کند و رسم سر به سر ستاره‌ها گذاشتن در ابتدای مراسم را با اشاره به بازی کیت وینسلت انگلیسی در نقش یک آلمانی و رابرت داونی جونیور در نقش سیاه‌پوست آمریکایی آفریقایی‌تبار شروع می‌کند و درباره خودش می‌گوید که یک استرالیایی است و بازیگر نقش یک استرالیایی در فیلم «استرالیا» است و ابراز امیدواری می‌کند که در فیلمی به نام «نیوزیلند» ظاهر شود. بعد از گفتن این‌که «در هالیوود به پولی نیاز ندارید و می‌توانید از هیچ، رؤیا بسازید»، در دکورهای مقوایی و سرهم‌بندی‌شده‌ای (احتمالاً در اشاره به فیلم «نوار را ببر عقب» میشل گوندری) مشابه صحنه تلویزیون «میلیونر زاغه‌نشین» و شهر گاتهام «شوالیه تاریکی» و پشت لباس‌های سنین مختلف «بنجامین باتن» به سبک فیلم‌های موزیکال زیر آواز می‌زند و با آن هاتاوی که ظاهراً علاقه ای به حضور روی صحنه ندارد به عنوان نیکسن مصاحبه می‌کند و بعد از گفتن «آه نیکسن!» و خواندن «من کتاب‌خوانی در این‌جا نمی‌بینم» و بستن محافظ آرنج «کشتی‌گیر»، از ارتفاع کوتاه میان صحنه و حاضران سالن به ردیف اول می‌رود و فرانک لانجلا را «نیکسن واقعی» می‌خواند و آرنج‌بندها را به میکی رورک «کشتی‌گیر» می‌دهد و البته آنجلینا جولی و برد پیت را هم بی‌نصیب نمی‌گذارد.

جکمن در اشاره به 15 بار نامزدی اسکار مریل استریپ می‌گوید «این کار داروهای آستروئید است» و بعد سالن در تاریکی فرو می‌رود. بر پرده انتهای صحنه، تصویری از زنان برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل دوره‌های قبلی دیده می‌شود و 5 نفر از آن‌ها ـ اوامری سینت، آنجلیکا هیوستن، ووپی گلدبرگ، گلدی هاون و تیلدا سوینتن ـ به روی صحنه می‌آیند و هر یک، از ویژگی‌های کار یکی از بازیگران زن نامزد جایزه بهترین بازیگری نقش مکمل این دوره (به ترتیب: ویولا دیویس، پنلوپه کروز، ایمی آدامز، تارا جی پی. هنسن و ماریسا تومی) تعریف می‌کنند. پنلوپه کروز، اولین برنده این مراسم، بعد از یادآوری این‌که 45 ثانیه بیشتر فرصت ندارد، از اعضای آکادمی و سایر نامزدها و خانواده و پدرو آلمودوار و بسیاری دیگر تشکر می‌کند.

جکمن به نوازندگان که قطعه‌ای را شروع کرده‌اند می‌گوید که «این قسمت به موسیقی احتیاج ندارد» و از استیو مارتین و تینا فی می‌خواهد به روی صحنه بیایند. شوخی این دو با فیلمنامه و کاغذ و درخت و غیره، به خواندن نامزدها و جوایز دو بخش فیلمنامه اریژینال و اقتباسی ختم می‌شود. نام هر نامزد با صحنه‌ای از فیلم و شرح صحنه و دیالوگی که روی تصویر و بر زبان دو اجراکننده این بخش می‌آید، همراه است.

بخش بعدی، معرفی بهترین انیمیشن با شوخی‌های جک بلک و جنیفر انیستن است. قطعه فیلمی پخش می‌شود که «وال.ای»، اسکاری را در میان آشغال‌ها می‌یابد و دور می‌اندازد و تصاویری از اکثر انیمیشن‌های عمده سال ـ از «هورتن» تا «بولت» و «ماداگاسکار 2» ـ پخش می‌شود و بعد، نام سه نامزد این بخش ـ یعنی «بولت»، «کونگ فو پاندا» و «وال.ای» ـ اعلام می‌شود و جایزه را اندرو استنتن، کارگردان «وال.ای»، در دست می‌گیرد. انیمیشن کوتاه «خانه مکعب‌های کوچک»، برنده بعدی است که کارگردان ژاپنی آن با گفتن چند «ثانکی یو بری ماچ!» تشکر می‌کند و در آخر به‌ناچار به زبان ژاپنی ادامه می‌دهد.

ورود دنیل کریگ و سارا جسیکا پارکر از در یک انبار، آغازگر بخش معرفی بهترین طراح صحنه و بهترین طراح لباس است که دنیل کریگ طی آن، یکی دو بار تپق می‌زند و بعد این دو بهترین چهره‌پرداز را مشخص می‌کنند. در هر بخش، صحنه مطابق با رشته‌ای که جایزه در آن اهدا می‌شود تغیییر می‌کند و مثلاً تصویر نامزدهای رشته چهره‌پردازی روی مونیتورهایی بزرگ به شکل آینه عمودی اتاق گریم می‌آید.

یک ساعت اول مراسم، با میان‌پرده‌ای درباره «رومنس 2008» به پایان می‌رسد و بعد بخش معرفی بهترین فیلمبرداری با حضور ناتالی پورتمن در کنار بن استیلر است که ریش قرمز بلند و نامرتب و موی بلند آشفته‌ای دارد و گیج روی صحنه به این سو و آن سو می‌رود و آدامسش را روی میز می‌چسباند و دوباره می‌خورد و می‌گوید شنیده است که «میلیونر زاغه‌نشین» کاملاً با تلفن موبایل فیلمبرداری شده است.

شوخی تصویری ست روگن و جیمز فرانکو، بازیگران «پاین‌اپل اکسپرس»، با چند فیلم و بعد پیوستن یانوش کامینسکی به آن‌ها به عنوان «اولین مدیر فیلمبرداری مجری اسکار» در روی صحنه، مقدمه بخش بهترین فیلم کوتاه زنده است و در بخش بعد، هیو جکمن با اعلام این‌که «موزیکال بازگشته است»، قطعاتی از چند موزیکال تاریخ سینما ـ از «آواز در باران» و «گریس» تا «مولن روژ» ـ را همراه با بیانسه ناولز و چند خواننده دیگر اجرا می‌کند.

بخش معرفی بهترین بازیگر مرد نقش مکمل، مثل سایر بخش‌های بازیگری، با حضور پنج بازیگر از برندگان سابق این رشته (کریستوفر واکن، کوین کلاین، کوبا گودینگ جونیور، آلن آرکین و جان گری) سرانجام به معرفی هیث لجر فقید به عنوان برنده می‌رسد که با حضور پدر و مادر و خواهر او روی صحنه، تصاویر تلویزیونی، دقیقه‌ای اشک در چشمان شان پن، برد پیت، آدرین برودی و سایر حضار را نشان می‌دهند.

معرفی فیلم «مردی روی سیم» به عنوان بهترین مستند بلند این دوره، علاوه بر حضور فیلمسازان روی صحنه، با ورود بندباز فرانسوی موضوع این فیلم و یک چشمه شعبده‌بازی با سکه و نگه داشتن مجسمه روی چانه او همراه است و پس از معرفی بهترین مستند کوتاه، ویل اسمیت روی صحنه می‌رود و با عنوان کردن این‌که «من عاشق فیلم‌های اکشن و تعقیب اتومبیل و انفجار هستم»، جوایز بهترین جلوه‌های تصویری، تدوین صدا، میکس و تدوین را اعلام می‌کند.

جایزه جین هرشولت برای خدمات انسان‌دوستانه، با حضور ادی مورفی در روی صحنه، به جری لوئیس اهدا می‌شود که تصاویری از او و فیلم‌ها و فعالیت‌هایش در کمک به کودکان معلول پخش می‌شود و خود او در حالی‌که به‌سختی نفسش بالا می‌آید، در میان آواز Smile چارلی چاپلین، روی صحنه می‌رود و تشکر می‌کند.

پس از اجرای پشت سر هم سه قطعه آوازی نامزد دریافت جایزه بهترین آواز با حضور آ.ر. رحمان و خواننده سیاه‌پوستی که به جای پیتر گابریل آمده، جایزه بهترین آواز به رحمان ـ آهنگساز هندی ـ می‌رسد که دقایقی پیش، جایزه بهترین موسیقی متن اریژینال را نیز دریافت کرده است. فریدا پینتو، بازیگر «میلیونر زاغه‌نشین»، و لیام نیلسون، جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را اهدا می‌کنند که در کمال تعجب، نام فیلم ژاپنی «مسافران» از پاکت بیرون می‌آید و بعد از آواز اندوهناکی که کویین لطیفه در سوگ از دست رفتگان سال گذشته می‌خواند ـ و هم‌زمان، تصاویر اشخاصی مانند مایکل کرایتون، هرولد پینتر، ریچارد ویدمارک، چارلتن هستون، آنتونی مینگلا و پل نیومن روی پرده می‌آید ـ هیو جکمن از ریس ویترسپون می‌خواهد که جایزه بهترین کارگردانی را اعلام کند؛ جایزه‌ای که به دنی بویل می‌رسد و او را لحظه‌ای به بالا و پایین پریدن پشت میکروفن وا می‌دارد.

سوفیا لورن، شرلی مک‌لین، هالی بری، نیکول کیدمن و ماریون کوتیار بعد از معرفی نامزدهای جایزه بهترین بازیگر زن نقش اصلی، جایزه را به کیت وینسلت می‌دهند که ضمن تشکر و گفتن این‌که نطقی آماده نکرده و عذرخواهی از مریل استریپ، از پدرش می‌خواهد با سوت زدن جایش را مشخص کند! بعد رابرت دونیرو، بن کینگزلی، آنتونی هاپکینز، آدرین برودی و مایکل داگلاس جایزه بهترین بازیگر مرد نقش اصلی را به شان پن می‌دهند که می‌گوید «میکی رورک برادر من است».

سرانجام استیون اسپیلبرگ، پای ثابت بخش بهترین فیلم اسکار، جایزه بهترین فیلم برای «میلیونر زاغه‌نشین» را اعلام می‌کند و حدود بیست نفر دست‌اندرکاران هندی و انگلیسی فیلم به روی صحنه می‌ریزند.

در پایان مراسمی که 3 ساعت و نیم طول کشیده، ولی کمتر از مراسم سال‌های گذشته خسته‌کننده بوده و با ریتم درست‌تر و انسجام و تنوع بیشتر برگزار شده، هیو جکمن مجری اعلام می‌کند که بعد از خداحافظی، تصاویر آخر برنامه را هم ببینید. درست می‌گوید؛ این اعلام برنامه آینده اسکار است. در کنار تیتراژ پایانی برنامه اسکار 2009، کلیپی از فیلم‌های مطرح سال بعد ـ از «شرلوک هلمز» و «جولی و جولیا» و «سرقت پلهام 1 2 3» تا «هری پاتر و شاهزاده دورگه» و «فرشتگان و شیاطین» ـ پخش می‌شود.

کد خبر:4303

 

 

زاغه‌نشینان هندی روی صحنه کداک‌تیه‌تر می‌روند

فرهنگ > سینما - به سوی اسکار 2009 - 24

ساسان گلفر: روبینا علی 9 ساله و اظهرالدین محمد اسماعیل 10 ساله،  بازیگران نقش کودکی آتیکا و سلیم «میلیونر زاغه‌نشین» بالاخره موفق شدند به لس‌آنجلس پرواز کنند تا هنگام اعلام خبر برنده شدن این فیلم به عنوان بهترین فیلم هشتاد ویکمین دوره مراسم اسکار - که با احتمال 90 درصد تقریباً قطعی به نظر می‌رسد - در آخرین دقایق مراسم امسال همراه با گروه 9 نفری سازندگان این فیلم روی صحنه بروند. قبلاً اعلام شده بود که والدین آنها مخالف پروازشان به هالیوود هستند و معادل نقدی بلیت هواپیما را از تهیه‌کنندگان  طلب کرده‌اند، اما دنی بویل کارگردان فیلم روز جمعه خبر داد که «بچه‌ها در راه آمدن به مراسم اسکارهستند. اینجا همه هیجان‌زده شده‌اند!» 9 بازیگر در نقش 3 شخصیت اصلی این فیلم در 3 مرحله از زندگی‌شان بازی کرده‌اند و فعلاً دیو پاتل 18 ساله و فریدا پینتو 25 ساله بازیگران نقش بزرگسالی دو شخصیت سلیم و آتیکا برای خود به ستاره بدل شده‌اند و حتی مجله مشهور مد Vogue عکس آنها را به عنوان چهره‌های تازه مد چاپ کرده است. با این حال روبینا و اظهرالدین ناچارند بعد از مراسم به زاغه‌هایشان بازگردند و نزد پدر و مادر مسلول و بیکارشان به زندگی ادامه دهند. روبینا می‌گوید: «من  خیلی خوشحالم که به اسکار می‌روم. دوستانم به من می‌گویند سرنوشت من خیلی خوب است. البته می‌ترسم. چون یک عالمه از من عکس می‌گیرند و به مردم در همه‌جا نشان می‌دهند.» او که همراه با عمویش به سفر آمده، قصد دارد با شلوار جین و تی‌شرت روی صحنه برود. اظهرالدین که مثل روبینا تاکنون سوار هواپیما نشده، همراه با مادرش به هالیوود می‌آید. کریستین کالسن تهیه کننده فیلم گفته است که مبلغ کافی برای فراهم آوردن امکان ادامه تحصیل در اختیار این بچه‌ها قرار می‌گیرد، اما به رقم دقیق آن اشاره نکرده است.

 

منابع: دیلی نیوز، مرکوری نیوز

کد خبر:4187

 

 

 

 نسخه چاپی

توهین «میلیونر زاغه­نشین» به احساسات زاغه­نشین­ها

فرهنگ > سینما - به سوی اسکار 2009 - 22

ساسان گلفر: همانطور که انتظار می­رفت، در اندک زمان باقی­مانده تا پیروزی «میلیونر زاغه­نشین» در مراسم اسکار که شب 22 فوریه (صبح 5 اسفند به وقت تهران) برگزار می­شود، این فیلم از سوی نهادهایی در داخل کشور هندوستان مورد حمله قرار گرفت و دادخواستی علیه کارکنان هندی آن تنظیم شد. روز چهارشنبه دادگاهی در ایالت بیهار ادعانامه­ای علیه آ.ر. رحمان آهنگساز، آنیل کاپور بازیگر و سایر دست­اندرکاران هندی این فیلم صادر و آنها را به «توهبن به ساکنان زاغه­ها» متهم کرد. علت اصلی این ادعا نیز وجود عبارت  Slumdogبه معنای تحت­اللفظی «سگ زاغه­نشین» در عنوان فیلم است.  خانم تاپشوار ویشواکارما دبیرکل جمعیت دفاع از حقوق ساکنان زاغه­ها اتهام دست­اندرکاران هندی این فیلم را «توهین به احساسات ساکنان زاغه­ها از طریق کاربرد عبارت اهانت­آمیز در عنوان­بندی فیلم» اعلام کرد. به گفته خانم ویشواکارما «نام فیلم علیه ارزش­های اساسی انسانی است.» یک نسخه از ادعانامه به کمیسیون ملی حقوق بشر و رونوشتی نیز به اداره ممیزی فیلم دولت هندوستان ارسال شده است. این گروه از دنی بویل کارگردان بریتانیایی فیلم شکایتی نکرده است.

منبع: هندوتایمز

کد خبر:4097

تاریخ درج خبر:جمعه 2 اسفند 1387 - 15:35:55

 

کد خبر:3878

زمان انتشار:دوشنبه 28 بهمن 1387 - 15:44:52

بچه‌های زاغه‌نشین اجازه شرکت در مراسم اسکار را ندارند

فرهنگ > سینما - به سوی اسکار ـ 18

ساسان گلفر: والدین اظهرالدین محمد اسماعیل و روبینا علی، دو کودک 9 ساله‌ای که در فیلم «میلیونر زاغه‌نشین» نقش خردسالی سلیم و لاتیکا را بر عهده دارند، از حضور آنها در مراسم اسکار جلوگیری کرده‌اند.

به گفته کریستین کالسن، تهیه‌کننده «میلیونر زاغه‌نشین» موفقیت غیرمنتظره این فیلم باعث شده است تا نقشه او و دنی بویل کارگردان برای بهره‌مند ساختن این کودکان بازیگر از یک سفر طولانی و لذتبخش و سودمند به لس آنجلس نقش بر آب شود و یک رشته درگیری‌های حقوقی با پدر و مادر آنها بر سر پول به وجود آید. پدر و مادر این کودکان که ساکن زاغه‌های ساخته شده از قطعات پلاستیک در کنار ریل راه‌آهن محله باندرا در بمبئی هستند، به جای سفر هوایی به لس آنجلس از تهیه‌کننده تقاضای پول کرده‌اند. این کودکان تا پیش از بازی در فیلم نتوانسته‌اند به مدرسه بروند، پدر اظهرالدین مبتلا به سل است و پدر روبینا از زمانی که پایش شکسته بیکار و زمین‌گیر است. تهیه‌کنندگان اعلام کرده‌اند که به این کودکان برای 30 روز فیلم‌برداری دستمزد کامل یکی از کارکنان ارشد استودیو در بریتانیا را پرداخت کرده اند ـ 500 پوند به روبینا و 1700 پوند به اظهرالدین ـ که سه برابر درآمد سالانه یک کارمند محلی است و در عین حال سعی کرده‌اند سرپناهی نیز برای خانواده‌های آنان به وجود آورند. بویل و کالسن گفته‌اند که مبلغ 1500 روپیه در ماه نیز به آنها می‌پردازند، ولی پرداخت بی‌رویه و بیش از اندازه مبالغی به پدر و مادرها نوعی بی‌مسئولیتی و موجب سوء‌استفاده افرادی غیر از خود این کودکان است؛ آن هم در شریطی که معلوم نیست بر سر دستمزد پرداخت شده چه آمده است.

اظهرالدین از تصمیم پدر و مادرش اظهار بی‌اطلاعی کرده و گفته است که دوست دارد در مراسم شرکت کند و مشغول یادگیری زبان انگلیسی است. روبینا نیز اکنون اخیراً در گفت‌و‌گویی اعلام کرده است که سودای تبدیل شدن به یک ستاره بالیوود را در سر دارد.

 

منابع: دیلی تلگراف، نیوکرالا دات کام، رویترز