تبليغاتX
تازه های جهان سینما - اسپید ریسر / Speed Racer
معرفی فیلم های روز سینمای جهان

روزنامه كارگزاران شماره 492 ، دوشنبه،23 اردیبهشت ، 1387 ، صفحه 11

دلهره‌های آغاز تابستان

ساسان گلفر sasangolfar@yahoo.com

 تابستان داغ سینمایی كه از هفته گذشته با افتتاحیه 200 میلیون دلاری «مرد آهنی» آغاز خوبی داشت، این هفته با اكران چند فیلم چشمگیر و لااقل از لحاظ بصری درخشان، ادامه یافته است و ظاهرا تا چهار ماه دیگر گرمایش را حفظ خواهد كرد. به فیلم‌هایی كه از جمعه اكران شده و در این ستون معرفی شده‌اند، اسامی «صدا» با بازی تیم رابینز و ویلیام هارت كه كمدی- درام است، درام «پرستاران بچه»، «به رودخانه برو» با بازی فمكه جانسن، كمدی رمانتیك «نامزدی پیشین» و مستندهای «سوار تخته شنا» و «بی‌خانمان» را اضافه كنید.

اسپید ریسر Speed Racer
تازه‌ترین اثر برادران واچوفكسی، خالقان سه‌گانه «ماتریكس» اقتباس از سریال انیمیشن ژاپنی دهه 1960به همین نام «اسپید ریسر» (به معنی «مسابقه دهنده سرعت») است. اندی و لری واچوفسكی فیلمنامه این فیلم را نوشته‌اند و با بودجه 120 میلیون دلار با همكاری جوئل سیلور تهیه كرده‌اند و طبق معمول كارگردانی آن را به‌طور مشترك انجام داده‌اند. در این فیلم 135 دقیقه‌ای با تصاویر خیره‌كننده از لحاظ رنگ، حركت و جلوه‌های ویژه امیل هیرش، سوزان ساراندون، كریستینا ریچی، جان گودمن و متیو فاكس (در نقشی كه قرار بود كیانو ریوز بازی كند) حضور دارند. امیل هیرش (بازیگر «به سوی سرزمین وحشی») در این فیلم نقش مرد جوانی با نام «اسپید ریسر» را بازی می‌كند كه به صورت طبیعی راننده‌ای با استعداد است و قصد دارد با برنده شدن در مسابقه اتومبیلرانی، افتخارات خانوادگی‌اش را حفظ كند.

سقوط The Fall
لس‌آنجلس دهه 1920 دختربچه‌ای در بیمارستان با مردی روبه‌رو می‌شود كه قصه‌هایی شگفت‌انگیز برای او تعریف می‌كند و به تدریج این قصه‌ها دنیای واقعیت و تخیل را چنان در هم می‌آمیزند كه یك فانتزی حماسی خلق می‌شود. این فیلم 117 دقیقه‌ای محصول مشترك هندوستان، انگلستان و آمریكا را تارسم سینگ با فیلمنامه‌ای از دن گیلروی و نیكو سولتاناكیشن در لوكیشن‌های ایالت اوتارپرادش هندوستان كارگردانی كرده و به‌خاطر خلق تصاویر خارق‌العاده‌اش یك جایزه ویژه خرس بلورین از جشنواره برلین 2007 دریافت كرده است. كاتینكا اونتارو، جاستین ودل و لی پیس از جمله بازیگران فیلم «سقوط» هستند.

خرد و ریزهای تریسی The Tracey Fragments
جست‌وجوی تریسی بركوویتز، دختر نوجوان 15 ساله، برای یافتن برادر كوچك‌اش او را به نقاط ناشناخته شهر می‌كشاند و ماجراهای پررمز و رازی را برای او رقم می‌زند. الن پیچ (بازیگر «جونو») در این درام كانادایی به كارگردانی بروس مك دانلد در كنار لیبی آدامز، استیون آمل و آری كوهن بازی می‌كند كه فیلمبرداری آن 14 روز در انتاریو زمان برده اما تدوین‌اش 9 ماه به طول انجامیده است. این فیلم 77 دقیقه‌ای نامزد و برنده چندین جایزه از جشنواره‌های معتبر جهانی از جمله جشنواره برلین و كانون منتقدان ونكوور بوده است.

اُ.اس.اس 117: قاهره لانه جاسوسان OSS 117:Cairo, Nest of spies
برنده جوایز متعدد از جشنواره توكیو، سیاتل و سزار، فیلمی 99 دقیقه‌ای به كارگردانی میشل‌ هازانا ویشوس محصول كشور فرانسه كه در كازابلانكا پایتخت مراكش فیلمبرداری شده، هجویه‌ای است بر ژانر جاسوسی. در قاهره سال 1955، مامور اُ.اس.اس 117 (ژان دوژاردن) با ماموران عجیب و غریبی از روسیه، جدایی‌خواهان مصری، بلژیكی‌های دست و پا چلفتی و نئونازی‌ها رودررو می‌شود. این فیلم با بودجه 14 میلیون یورویی ساخته شده است.

آنچه در وگاس اتفاق می‌افتد... What Happens in Vegas...
كمدی رمانتیكی به كارگردانی تام وگهان با بازی كمرون دیاز، اشتون كوچر و كویین لطیفه درباره زوج جوانی است كه از سر بی‌مبالاتی با هم ازدواج كرده‌اند و بعد كه سعی می‌كنند از هم جدا شوند و به زندگی ناشادشان پایان بدهند، در عین اینكه قصد دارند پولی را از چنگ یكدیگر بیرون بیاورند، به تدریج به یكدیگر علاقه‌مند می‌شوند. فیلمنامه را دانا فاكس نوشته و شركت فاكس قرن بیستم نیز آن را تهیه كرده است. زمان فیلم 99 دقیقه و درجه‌بندی آن PG-13 است.

مرز Frontier
در این درام دلهره‌آور كه مایه‌هایی از سینمای وحشت را دارد، گروهی از دزدان خیابانی پاریس بعد از وقایعی كه به انتخابات و شورش‌های سیاسی در شهر مربوط می‌شود، پا به مهمانخانه‌ای می‌گذارند كه عده‌ای از نئونازی‌های آدمخوار آن را اداره می‌كنند و می‌خواهند با برقرار كردن «نظم نوین جهانی» به فانتزی فاشیستی خود جامه‌عمل بپوشانند. خاویر ژن این محصول مشترك فرانسه و سوئیس را كارگردانی كرده كه به علت صحنه‌های به شدت خشن و چندش‌آور درجه NC-17 گرفته است.

 =========================

روزنامه كارگزاران شماره 496 ، شنبه،28 اردیبهشت ، 1387 ، صفحه 11

 

گفت‌و‌گو با بازیگران فیلم «اسپید ریسر»

فیلم مستقل صد میلیون دلاری

سیندی رایت/ ترجمه: یحیی نطنزی: اندی و لری واچوفسکی که در فیلم «ماتریکس» و دنباله‌های پیشرو آن مرز میان رابطه فیلم و تکنولوژی را بازتعریف کردند، این بار هم با فیلم «اسپید ریسر» در همان مسیر سابق گام برداشته‌اند. «اسپید ریسر» فیلمی است با تحرک و جنب‌وجوش فراوان که به شیوه‌ای سبک‌شناسانه از مجموعه انیمیشن ژاپنی محبوبی به همین نام اقتباس شده است. انتخاب بازیگران و عوامل تولید این فیلم بی‌شک تجربه‌ای متفاوت برای برادران واچوفسکی بوده است. بیشتر صحنه‌های فیلم در برلین فیلمبرداری شده است و بازیگران آن در فضاهای مجازی در برابر پرده سبز ایفای نقش کرده‌اند و با اینکه آنها تا حدی نتیجه نهایی را پیش‌بینی می‌کرده‌اند، اما بیشترشان مانند دیگر عوامل فیلم با دیدن نسخه نهایی غافلگیر شده‌اند. برادران واچوفسکی برای شخصیت «اسپید ریسر» از امیل هیرش استفاده کرده‌اند که بازی او در فیلم قبلی‌اش با نام «به‌سوی سرزمین وحشی» تحسین‌های بسیاری برانگیخته بود. هیرش با چشمان پر از احساس و صورت صادق خود به خوبی در نقش «اسپید» فرو رفته است. نقش دوست و همکار مسابقه او را هم کریستینا ریچی بر عهده دارد که حتی وقتی لباس و تجهیزات مسابقه را بر تن دارد، باز هم ویژگی‌های دخترانه خود را از دست نمی‌دهد. هیرش، ریچی و دیگر بازیگران فیلم در گفت‌وگو‌ی زیر درباره فرآیند تولید «اسپید ریسر»، رابطه‌شان با برادران واچوفسکی و مقایسه بازی خودشان با شخصیت‌های نسخه انیمیشن صحبت کرده‌اند.

عاشق این كارتون بودم
امیل هیرش
تاکنون در فیلم‌های مستقل زیادی بازی کرده‌اید اما «اسپید ریسر» اولین فیلم بزرگ هالیوودی شما محسوب می‌شود. تجربه بازی در این فیلم بزرگ چقدر با تجربه بازی در فیلم‌های مستقل تفاوت داشت؟
بازی در یک فیلم هالیوودی پر هزینه که اکثر صحنه‌هایش با پرده سبز گرفته می‌شود، از یک جهت با فیلم‌های مستقل قابل مقایسه است. در این فیلم‌های هالیوودی شما پس زمینه و اسباب و اثاث سر صحنه فیلمبرداری ندارید و اصلا متوجه نمی‌شوید که هزینه تولید فیلم به 100 میلیون رسیده است. برای من بازی در این فیلم شبیه بازی در یکی از نمایش‌های مستقل نیویورکی بود.
همکاری با برادران واچوفسكی چطور؟ آنهم هم مانند کارگردانان مستقل هالیوودی کار می‌کنند؟
تا وقتی آن دو را از نزدیک ندیده‌اید با خودتان می‌گویید «آه! خدای من، آنها چقدر مرموز هستند». اما به محض اینکه به دیدارشان می‌روید متوجه می‌شوید با دو آدم واقع‌بین و قابل اعتماد و معقول مواجه شده‌اید که قبلا کسی مانند آنها را ندیده‌اید. برادران واچوفسكی تخیل شگفت‌انگیزی دارند و چند و چون کار خود را می‌شناسند. به همین دلیل هم فیلم‌های‌شان را دوست دارم و معتقدم کاری که آنها می‌کنند را نباید دست‌کم گرفت و به راحتی فراموش کرد. قبل از شروع فیلمبرداری «اسپید ریسر» با خودم می‌گفتم برادران واچوفسكی که فیلم‌هایی در حد و اندازه‌های ماتریکس در کارنامه دارند، در فیلم‌ بعدی‌شان چه برگ برنده‌ای را می‌خواهند رو کنند. حالا فیلم که آماده شده است و آن را تماشا کرده‌ام با خیال راحت می‌گویم «اسپید ریسر» هم مانند فیلم‌های قبلی برادران واچوفسكی یک فیلم جدید، متفاوت و البته مفرح است.
بازی در برابر پرده سبز چطور بود؟ طبیعتا وقتی نمی‌دانید نسخه نهایی قرار است چگونه از کار دربیاید ممکن است کمی گیج بشوید و بازی خوبی ارائه ندهید.
تقریبا 100 درصد «اسپید ریسر» با تکنولوژی پرده سبز فیلمبرداری شده است. در این شیوه بازیگر باید از تخیل خود کمک بگیرد و با تجسم صحنه نهایی بازی خود را کنترل کند. من هم سعی می‌کردم جزئیات صحنه‌ها را به خاطر بسپارم و حتی گاهی اوقات به سراغ طراح جلوه‌های ویژه فیلم، جان گیتا، می‌رفتم و نمونه‌های طراحی شده روی لپ تاپ‌اش مشاهده می‌کردم. بعد هم جلو دوربین می‌ایستادم و مثلا وانمود می‌کردم ماشینی به سمت من در حال حرکت است که هر لحظه امکان دارد با آن تصادف کنم.
شما هم در زمان کودکی‌تان کارتون اسپید ریسر را تماشا می‌کردید؟
البته‌! من هم مانند خیلی از کودکان آمریکایی صبح‌ها ظرف حاوی برشتوکم را به دست می‌گرفتم، ‌روبه‌روی تلویزیون می‌نشستم و غرق صحنه‌های زیبا و مهیج کارتون اسپید ریسر می‌شدم. اسپید ریسر از آن کارتون‌هایی بود که هنگام تماشایش واقعا به هیجان می‌آمدم. از آن کارتون‌های پر هیجان‌، پر زد و خورد و رنگی که کودکان دهه 60 عاشقش بودند.
خودتان هم باورتان می‌شود
کریستینا ریچی

سال‌ها پیش در فیلم «خانواده آدامز» در قالب شخصیتی فرو رفتید که از یک كمیك استریپ اقتباس شده بود. آیا میان بازی در آن فیلم و اسپید ریسر رابطه‌ای برقرار است؟
نه! «خانواده آدامز» متعلق به سال‌های دور است و هنگام بازی در آن فیلم فقط 10 سال داشتم. آن زمان فقط هیجان‌زده بودم و نسبت به جزئیات کار آگاهی نداشتم. اما در مورد برادران واچوفسكی قضیه فرق می‌کرد چون واقعا می‌خواستم با آنها همکاری کنم و به دنبال راهی می‌گشتم که به پروژه «اسپید ریسر» وارد شوم. 10سالی می‌شد که نسخه انیمیشن را می‌شناختم و بارها در طول این مدت مردم به من گفته بودند شبیه شخصیت زن کارتون هستم و حتما باید یک‌بار در نقش او بازی کنم. به همین دلیل وقتی با پیشنهاد برادران واچوفسكی برای بازی در نقش تریکسی مواجه شدم با خوشحالی قبول کردم تا مطمئن شوم بالاخره قرار است در نقش تریکسی بازی کنم.
خودتان هم قبول دارید که به شخصیت «تریكسی» در نسخه انیمیشن شبیه هستید؟
وقتی بارها از زبان مردم بشنوید که شبیه تریکسی هستید آرام آرام خودتان هم باورتان می‌شود که شباهت‌هایی وجود دارد. با این شباهت‌ها کنار آمدم و سعی کردم هنگام بازی در فیلم به خوبی از آنها استفاده کنم.
وقتی برای اولین بار نسخه نهایی فیلم را تماشا کردید چه عکس‌العملی نشان دادید؟ شما هم مانند بقیه عوامل غافلگیر شدید؟
برادران واچوفسكی در طول کار سعی می‌کردند با توضیحات خود ما را برای دیدن نسخه نهایی آماده کنند تا بیش از حد غافلگیر نشویم. چند بار مجموعه‌ای از تصاویر را که تا آن زمان آماده شده بود، نشان‌مان دادند تا با قاعده و اصول کار در مقابل پرده سبز آشنا شویم. کارگردان‌های فیلم تقریبا از همه چیز به صورت 360 درجه فیلمبرداری کرده‌‌‌اند و هنگام تدوین آزادی عملی زیادی داشته‌اند. به همین دلیل پیش‌بینی صحنه‌های نهایی برای هیچ‌کس جز خود آنها ممکن نبود. مطمئنم فقط خودشان می‌دانستند چه بلایی قرار است سر شخصیت‌ها بیاید. البته آنها تخیل قدرتمندی دارند و با تکیه بر همین تخیل به سراغ ایده‌هایی می‌روند که به ذهن هیچ‌کس جز خودشان نمی‌رسد.
پس همه شما به کارگردان‌های فیلم اعتماد کرده‌اید؟
زمانی که با برادران واچوفسكی کار می‌کنید، چاره‌ای جز اعتماد ندارید و اگر به توانایی‌های آنها شک داشته باشید، فرآیند تولید برایتان به شدت عذاب‌آور می‌شود. در اسپید ریسر همه به یکدیگر اعتماد داشتند و در سایه همین اعتماد به هم کمک می‌کردند تا نتیجه نهایی فیلم خوبی از کار دربیاید. در پشت صحنه برای یکدیگر جوک تعریف می‌کردیم، لباس‌های رنگارنگ خود را مسخره می‌کردیم و یکدیگر را دوست داشتیم. مطمئن باشید در غیر این صورت برادران واچوفسكی نمی‌توانستند ایده‌های شگفت‌انگیز خود را عملی کنند و از بازیگران بخواهند در برابر پرده‌های سبز تجربه‌های دشواری را از سر بگذرانند.
بازیگر به مثابه شیء بی‌جان
سوزان ساراندون

به عنوان یک نیویورک‌نشین چندان نباید آدم ماشین دوستی باشید. چه عاملی در فیلمنامه برادران واچوفسكی وجود داشت که شما را جذب خود کرد؟
هم من و هم پسرانم از طرفداران دوآتشه ماتریکس‌ها هستیم. به خصوص پسر کوچکم که خیلی به آنها علاقه دارد. شخصا به استعداد برادران واچوفسكی ایمان دارم با اینکه وقتی با من تماس گرفتند چیزی از داستان فیلم‌شان نفهمیدم باز هم قبول کردم در اسپید ریسر بازی کنم. آنها دائما درباره شگردهای تکنیکی فیلمشان توضیح می‌دادند اما من کماکان چیزی نمی‌فهمیدم. در آخر تصمیم گرفتم مانند یک شیء بی‌جان خودم را به آنها بسپارم و هر کاری از من می‌خواهند، انجام دهم. می‌دانید که بازیگری هستم که در کار فیلمساز دخالت می‌کنم و نظراتم را با او در میان می‌گذارم اما در این فیلم به خصوص تصمیم گرفتم برای اولین بار برده گوش به فرمان واچوفسكی‌ها باشم. البته ایده‌های آنها ایده‌های وسوسه‌انگیزی بود که می‌دانستم هر کسی از عهده اجرای‌شان برنمی‌آید. اما با خودم گفتم «اگر می‌خواهی در یک فیلم بزرگی بازی کنی مطمئنا این دو نفر انتخاب‌های مناسبی هستند. اگر به دنبال تجربه‌های جدیدی در سینما هستی و نمی‌خواهی تجربه‌های قدیمی در استفاده از پرده سبز را تکرار کنی، باز هم واچوفسكی‌ها بهترین انتخاب هستند». از طرف دیگر بدم نمی‌آمد تابستان را در برلین بگذرانم! برادران واچوفسكی گفته بودند خانواده در فیلم‌شان اهمیت زیادی دارد و قصد دارند با تکیه بر کارکرد خانواده، داستان فیلم‌شان را پیش ببرند و به همین دلیل من را برای بازی در نقش مادر انتخاب کرده‌اند.
نظرتان در مورد ترکیب بازیگران فیلم چیست؟ از انتخاب آنها راضی هستید؟
یکی از دلایل موافقت من برای همکاری در این پروژه گروه خوب و حرفه‌ای آن بود. بازیگران و کلا همه عوامل واقعا حرفه‌ای بودند. پشت صحنه‌ فیلم هم با وجود آن همه بازیگر حرفه‌ای که هر کدام از کشوری آمده بودند بسیار جذاب و مفرح بود. به علاوه در فیلمنامه برای همه بازیگران نقش‌های مشخصی تعریف شده بود و تک تک آنها می‌دانستند قرار است چه نقشی را ایفا کنند و از روابط خود با دیگر بازیگرها مطلع بودند. به همین دلیل همگی به یکدیگر کمک می‌کردند تا دشواری‌های کار در برابر پرده سبز کمتر حس شود.
نظرتان درباره تکنیک پرده سبز چیست؟ فکر نمی‌کنید استفاده بیش از حد از این تکنیک می‌تواند فیلم را بیش از حد غیر واقعی کند؟
مطمئنا برای یک بازیگر حضور در برابر پرده سبز کار بسیار دشواری است، چون مجبور است در برابر اتفاقات و شخصیت‌هایی عکس‌العمل نشان دهد که وجود خارجی ندارند و بعدا قرار است اضافه شوند. برعکس آنچه مرسوم است بازی در چنین فیلم‌هایی به تخیل فوق‌العاده قدرتمندی نیاز دارد و از عهده هر کسی برنمی‌آید. فیلمسازی در این شیوه واقعا یک کار جمعی است و بازیگر نمی‌تواند صرفا با تکیه بر توانایی‌های خود به ایفای نقش بپردازد.
رمز و رازی وجود ندارد
جان گودمن
قبول دارید برادران واچوفسكی اصرار داشته‌اند بازیگران‌شان تا حد ممکن از بازی واقع‌گرا فاصله بگیرند و به خدمت ویژگی‌های سبک‌شناسانه فیلم درآیند؟

نه! درست برعکس آنچه شما گفتید آنها می‌خواستند به رغم تکنیک بالای موجود در فیلم، بازیگران بازی رئالیستی داشته باشند و به سمت شیوه‌های غیرواقعی نروند. البته به اعتقاد من در هر فیلم سینمایی شما مشغول بازآفرینی واقعیت هستید و معمولا بعد از اینکه از واقعی‌بودن فیلم‌تان مطمئن شدید به سراغ سبک و جلوه‌های تکنیکی می‌روید. اما طبیعتا وقتی شما مشغول تولید یک کمدی «فارس» فرانسوی هستید، شیوه متفاوتی را برای کارتان اتخاذ می‌کنید. وقتی هم قرار است از یکی از درام‌های آرتور میلر اقتباس کنید، باز هم از شیوه متفاوتی استفاده می‌کنید. اما در هر دوی این موارد اگر شما واقعیت را کنار بگذارید قطعا شکست می‌خورید. یک نمایش «فارس» بدون توجه به واقعیت، خنده‌دار از کار در نمی‌آید و یک درام هم بدون توجه به افعال روزانه شخصیت‌ها، تاثیرگذار نمی‌شود.
فکر نمی‌کنید استفاده مفرط از جلوه‌های ویژه باعث شده است شخصیت‌های اسپید ریسر واقعی نباشند و در سایه ابداعات تکنیکی فراموش شوند؟
اتفاقا این فیلم شخصیت‌های قدرتمندی دارد. اسپید ریسر، تریکسی و سایر شخصیت‌های فیلم از جایگاه مشخص و ثابتی برای خود برخوردارند و به هیچ‌وجه تک‌بعدی نیستند. مطمئنم برادران واچوفسكی‌ می‌دانسته‌اند که یک فیلم بدون شخصیت‌های تاثیرگذار به یک کاغذ دیواری شبیه شود که صرفا ارزش تزئینی دارد.
وقتی برای اولین بار فیلمنامه به دست‌تان رسید از ویژگی‌های شخصیت خود نترسیدید؟ واقعا مطمئن بودید می‌توانید از پس مهارت‌های نینجایی شخصیت بربیایید؟
همه این صحنه‌ها را با کمک بدلکار انجام دادم. در ناحیه زانوها و شانه دچار ورم مفاصل هستم و هرگز نمی‌توانستنم به تنهایی صحنه‌های اکشن و پر زد و خورد را اجرا کنم. بدلکاران این فیلم همان بدلکاران مجموعه فیلم‌های «ماتریکس» بودند که نیازی به تعریف ندارند. آنها در «هویت بورن» هم صحنه‌های مشابهی را خلق کرده بودند و با تکیه بر تجربه خود کمکم کردند تا دشواری‌های نقش پدر خانواده را پشت سر بگذارم.
قبلا با برداران فیلمساز دیگری غیر از برادران واچوفسكی همکاری کرد‌ه‌اید. به نظر شما واچوفسكی‌ها چگونه توانسته‌اند به موفقیت‌های کنونی‌شان دست یابند؟
هیچ رمز و رازی در شیوه کار آنها وجود ندارد. ویژگی مثبت آنها این است که بسیار اهل مطالعه و تحقیق هستند و شناخت خوبی از فرهنگ مردم‌پسند دارند. آنها علاوه بر اینکه دانش تکنیکی بالایی دارند، قواعد داستانگویی را هم می‌شناسند و مهم ‌اینکه هماهنگی خاصی میان‌شان برقرار است؛ هرگز کاری را بدون هماهنگی با یکدیگر انجام نمی‌دهند.

 =========================

روزنامه كارگزاران شماره 496 ، شنبه،28 اردیبهشت ، 1387 ، صفحه 11

 

نگاهی به فیلم «اسپید ریسر»

 

پر زرق‌و‌برق و بی‌مصرف

تاد مك‌كارتی: «اسپید ریسر» چهار دهه پس از کارتون تلویزیونی منبع اقتباس خود كه محبوب كودكان در دهه 60 بوده است، باز هم در قالب یك فراكارتون اكشن به برتری‌های فرهنگی موجود در جامعه می‌تازد. نسخه قدیمی با خصوصیاتی همچون رنگ‌های Day-Glo (نشان تجاری رنگ‌های نارنجی، سبز، زرد و صورتی روشن كه نور فلوروسنت را در روشنایی روز هم نشان می‌دهند. م)، بی‌توجهی به تمام قوانین طبیعت و به تصویركشیدن نیروهای خیر و شر كه هدفی جز رانندگی با ماشین سفید ندارند، شناخته می‌شود. برادران واچوفسكی در اولین فیلم سینمایی خود بعد از سه‌گانه «ماتریكس» همان داستان سابق را به نحوی بازآفرینی كرده‌اند تا علاوه بر كودكان، سایر افراد خانواده را هم به خود جذب كند. اما نتیجه به یك اكشن ویدئویی شبیه شده است كه تنها خصیصه قابل ذكرش جادوی تكنولوژیك موجود در آن است. به عبارت دیگر، فیلم برادران واچوفسكی یك پشمك مغذی است كه البته شیرینی زیادی دارد و جوان‌های تازه بالغ نمی‌توانند در برابر وسوسه خوردن آن مقاومت كنند. سایر تماشاگران جهانی هم می‌دانند كه تازه‌ترین فیلم شركت برادران وارنر یك فیلم ذاتا پرفروش است كه در هر فرمت و قالبی از ایمكس گرفته تا نمایش‌های خانگی فروش می‌كند؛ یكی از آن فیلم‌هایی كه دختر بچه‌های خانواده باید چند بار به تماشایش بروند تا پول بیشتری به جیب تهیه‌كنندگان سرازیر شود. نسخه سینمایی برادران واچوفسكی نسبت به نسخه انیمیشن روایتی بسط یافته اما آبكی دارد، دیالوگ‌هایش ملال‌آورند،‌ طرفدار دوآتشه همبستگی افراد خانواده است و از پرده سبز تكنولوژی CGI استفاده كرده است. با این حال، تلاش آنها چیزی بیشتر از سری فیلم‌های «بچه‌های جاسوس» رابرت رودریگس را به یاد نمی‌آورد! «اسپید ریسر» هم مانند مجموعه فیلم‌های «بچه‌های جاسوس» از آن فیلم‌هایی است كه تنها در صورتی قابل تحمل‌اند كه هنگام تماشایشان خیل سخت نگیرید؛ چرا كه اگر بخواهید مو را از ماست بیرون بكشید، گند كار درمی‌آید و مزخرف‌بودن فیلم لو می‌رود. البته هنوز برایم سوال است كه تهیه‌كنندگان فیلم چطور تصور كرده‌اند این فیلم بچگانه برای مدت زمانی بیشتر از دو ساعت كشش دارد. در واقع بیشتر صحنه‌های «اسپید ریسر» تماشاگران را سرگرم نمی‌كند یا حداقل آنها را به وجد نمی‌آورد؛ چرا كه زیبایی‌شناسی بصری انیمیشن‌های ژاپنی با پویایی موجود در بازی‌های ویدئویی‌ همخوانی دارد و در فیلم‌های سینمایی چندان به كار نمی‌آید. به همین دلیل این فیلم خوش ظاهر را می‌توان یك شیء تزئینی خوشگل اما بی‌مصرف دانست كه با كمك بازیگران تازه نفس خود می‌تواند كودكان را در خانه سرگرم كند اما برای سایر تماشاگران صرفا یك اثر سینمایی است كه اتومبیل‌های زیادی در آن دائما به هم برخورد می‌كنند.

فیلمنامه برادران واچوفسكی با مجموعه‌ای از پیچیدگی‌های سست روایی هم همراه است كه در هویت‌های افشانشده شخصیت‌ها یا موتیف‌های مرموز نمود پیدا می‌كند و برای مخاطب امروزی جذابیت چندانی ندارند. تنها عاملی كه فیلم برای جذب تماشاگران از آن استفاده می‌كند صحنه‌های متعدد متحرك و پرجنب و جوشی است كه چشم تماشاگران را دائما به خود مشغول می‌كند. البته همین صحنه‌ها می‌توانند علیه برادران واچوفسكی استفاده شوند و كیفیت فیلم‌شان را زیر سوال ببرند. صحنه‌های مسابقه، چه صحنه‌های واقعی كه در فضای باز فیلمبرداری شده‌اند و چه صحنه‌های مصنوعی كه توسط عوامل فیلم طراحی شده‌اند، همگی شبیه صحنه‌های ترن هوایی شهربازی‌ها، مسابقات اسكی مارپیچ و اسكیت بورد شده‌اند و با پیچ و تاب‌ها و چرخش‌های غیرممكن باعث شده‌اند كه فیلم بیش از حد غیرواقعی جلوه كند. حتی بعضی ماشین‌های فیلم با اسلحه تجهیز شده‌اند تا به راحتی رقبا را از دور خارج كنند. ماشین‌ها سر پیچ‌ سر می‌خورند، به هوا می‌پرند، به یكدیگر می‌كوبند و با استفاده‌ از شیوه‌های غیرواقعی به جنگ یكدیگر می‌روند. شكی نیست كه این صحنه‌ها تماشایی از كار درآمده‌اند اما هیجان، شور و تعلیقی در تماشاگر ایجاد نمی‌كنند و به زودی از یاد می‌روند و فراموش می‌شوند.
منبع: ورایتی