معرفی فیلم های روز سینمای جهان

روزنامه شرق، دوشنبه 30 خرداد 1390، صفحه 14

درباره تازه ترین فیلم جی.جی ابرامز

برخورد نزدیک از نوع «سوپر 8»

سیدحسام فروزان

یکی از فواید سریال حیرت‌انگیز LOST این بود که علاقمندان سینما در ایران را با پدیده‌ای به نام جی.جی ابرامز آشنا کرد. در زمان تماشای LOST  شاید دیدن نام ابرامز در تیتراژ اهمیتی نداشت چرا که او را نمی‌شناختیم؛ اما امروز جی.جی. ابرامز درست مثل یک برند معتبر برای خودش طرفدارانی دارد و هر فیلم سینمایی و یا تلویزیونی که نام او را بر پیشانی داشته باشد کنجکاوی برانگیز است. حالا در اتفاقی خوشایند، استیون اسپیلبرگ و جی.جی ابرامز دست به دست هم داده‌اند و فیلمی علمی تخیلی ساخته‌اند که خاطره بهترین‌های این ژانر را زنده می‌کند و احتمالاً تبدیل به یکی از بهترین فیلمهای تابستان امسال خواهد شد. بنظر می‌رسد «سوپر 8» از آن فیلمهایی باشد که بعدها در تاریخ ژانر اهمیتی در حد مثلاً «ای تی: موجود فرازمینی» پیدا کند.

چه کسانی فیلم را ساخته‌اند؟

کمپانی پارامونت بودجه‌ای در حدود 45 میلیون دلار را در اختیار اسپیلبرگ گذاشت تا پروژه سوپر 8 به سرانجام برسد. در مقایسه با بودجه‌های بالای صدمیلیونی اکشن‌ها و دنباله‌های عظیم تابستان امسال، سوپر 8 هزینه زیادی نداشته است. اما بنظر می‌رسد سازندگان فیلم با همین بودجه قصد رقابت با تولیدات پرهزینه را دارند. استیون اسپیلبرگ که تهیه‌کننده فیلم است معرف حضور همه علاقمندان سینما هست. او کسی است که در سالهای نوجوانی و جوانی با فیلم‌های سوپر 8 و شانزده میلیمتری‌اش نبوغ و استعدادش را نشان داد و از «دوئل» به «آرواره‌ها» و «برخورد نزدیک از نوع سوم» و البته «ای تی: موجود فرازمینی» رسید. وقتی سابقه‌ی اسپیلبرگ را مرور می‌کنیم می‌بینیم مشارکت او در پروژه سوپر 8 عجیب نیست: سوپر 8 روایت سالهای نوجوانی خود اسپیلبرگ هم هست. او نیز درست مثل شخصیت‌های فیلم نوجوان کنجکاوی بود با یک دوربین آماتوری در دست و نبوغی که جایی برای ابراز می‌خواست.

حالا می‌رسیم به جی.جی ابرامز که با سریال مشهور «گمشده‌گان» بسیار شناخته شد. ابرامز نویسنده و کارگردان و تهیه‌کننده‌ای است که حدود بیست سال است دارد به صورت حرفه‌ای کار می‌کند و در تولید چند سریال تلویزیونی شاخص نقش اصلی را داشته است. از سریال های مشهور او علاوه بر «گمشده‌گان» می‌توان به «سعادت» (Felicity) اشاره کرد و همینطور به Alias که  طرفداران خاص خودش را دارد. اگر سریال Fringe  را هم اضافه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که ابرامز استعداد بی‌پایانی دارد چرا که تنها یکی از  این سریال‌ها برای اثبات توانایی یک فیلمساز کافی بود. ابرامز در تولید فیلم‌های «آرماگدون» و «ماموریت غیرممکن 3» نیز نقش داشته و دو فیلم بلند هم تا پیش از این ساخته بود. او «پیشتازان فضا» را در سال 2009 ساخت و پس از آن «شکوه صبحگاهی» را در سال 2010 از او دیدیم. اگرچه او در سریال‌سازی ید طولایی دارد، اما در زمینه فیلم بلند چندان سابقه‌ای ندارد و «سوپر 8» در واقع سومین فیلم بلندی است که او خود نویسندگی و کارگردانی‌اش را به انجام رسانده. ابرامز با سومین فیلمش نشان می‌دهد که چه فیلمساز کاربلدی است و تا استاد شدن راه چندانی در پیش ندارد.

بازیگران اصلی فیلم ال فانینگ، آماندا میشالکا و کایل چندلر هستند. بازیگران نوجوان به خصوص ال فانینگ بسیار خوب و تاثیرگذار ظاهر شده‌اند و حتی روی بازیگران بزرگسال نیز تحت الشعاع آنها قرار می‌گیرد. 

داستان از چه قرار است؟

داستان فیلم مثل فیلم‌های اولیه اسپیلبرگ در شهر کوچکی در ایالت اوهایو می‌گذرد. تابستان سال 1979 است و چند نوجوان مدرسه‌ای که با هم دوست هستند در حال ساختن فیلمی سوپر 8 هستند تا در یک جشنواره محلی شرکت کنند. شبی که در حال فیلمبرداری در ایستگاه قطار هستند با صحنه تصادف قطاری مواجه می‌شوند که بسیار حیرت‌انگیز و اسرارآمیز است. آنها از تصادف قطار جان سالم به در می‌برند اما خیلی زود عجیب بودن تصادف و اتفاقات پس از آن کنجکاوی و شک آنها را برمی‌انگیزد. اتفاقات عجیبی در شهر روی می‌دهد: چند نفر ناپدید می‌شوند، حوادث غیرقابل توضیحی اتفاق می‌افتد و ارتش امریکا خیلی سریع وارد ماجرا می‌شود. مقامات سیاسی و نظامی حقیقت را پنهان می‌کنند و درباره خطراتی که هست با مردم صحبت نمی‌کنند. حقیقت چیز وحشتناکی است که هیچکدام از این بچه مدرسه‌ای های باهوش حتی تصورش را هم نمی‌توانند داشته باشند.

 

سوپر 8 چه جور فیلمی است؟

این  از آن فیلم‌هایی است که تماشاگری که غرابت و غافلگیری داستان برایش مهم است نباید پیش از تماشا چیزی درباره‌اش بخواند و یا آنونس‌اش را ببیند. روشن است که وقتی اسپیلبرگ و آدمی مثل جی.جی ابرامز دست در دست هم می‌دهند باید منتظر چیزی اسرارآمیز و عجیب و غریب باشیم. نسل تماشاگرانی که در اواخر دهه هفتاد و سالهای میانی دهه هشتاد نوجوانی خود را گذرانده‌اند و فیلم‌های علمی تخیلی آن دوره را دیده‌اند با این فیلم دچار حس نوستالژی می‌شوند.

سوپر 8 می‌تواند نوستالژی دهه هفتاد و هشتاد و سالهای جنگ سرد باشد. سالهایی که رقابت میان ایالات متحده و شوروی سابق اوج گرفته بود و هر اتفاق ناگواری در امریکا به عوامل شوروی ربط داده می‌شد. نوجوان‌های مدرسه‌ای فیلم در سالهای بلوغ هستند. پشت سر گذاشتن معصومیت کودکی و جست‌وجو و کشف خود می‌تواند یکی از درونمایه‌هایی زیرین فیلم باشد. سوپر 8 بطور ناخودآگاه با فیلم‌های اولیه اسپیلبرگ و «ای تی» مقایسه می‌شود؛ هرچند این مقایسه  اشتباه است و آن فیلمها را باید در زمان خودش دید و امروز سال 2011 است و جی.جی ابرامز همان اسپیلبرگ جوان نیست. اما فیلم به شدت از فیلم‌های بزرگ ژانر تبعیت می‌کند و تقریباً همه عناصر فیلم‌های علمی تخیلی دهه هشتاد در فیلم هست. حتی خطر شوروی سابق! بیشتر از حد معمول مورد تأکید قرار می‌گیرد.

آنچنان که از نظرات تماشاگران برمی‌آید فیلم شروع خوبی دارد و صحنه تصادف قطار در واقع تماشاگر را نمک‌گیر می‌کند. صحنه تصادف آنقدر خوب اجرا شده که شاید نظیر آن تا به حال دیده نشده باشد. جی.جی ابرامز نشان می‌دهد که تا چه حد در فیلمسازی مهارت دارد؛ او می‌داند چطور باید بر تماشاگر تأثیر بگذارد و یک صحنه اکشن باید چقدر خوب و باورپذیر اجرا شود. جلوه‌های ویژه فیلم می‌تواند از همین حالا یکی از بهترین‌های سال باشد. جلوه‌های بصری فیلم در نهایت تأثیرگذاری و باورپذیری است. نوعی سرخوشی و بازیگوشی در فیلم هست که در پایان فیلم بیشتر خودش را نشان می‌دهد. به احتمال زیاد سرخوشی و شیطنت موجود در فیلم متأثر از اسپیلبرگ است. این فیلم می‌تواند بهترین فیلم اکران تابستان امسال در هالیوود باشد و حتی در اسکار هم مدعی چند مجسمه طلایی باشد. هرچند بعید نیست که اسکار به کلی فیلم را نادیده بگیرد، چرا که جزو فیلمهای پرهزینه و دهان‌پُرکن نیست.  به لحاظ مضمونی می‌توانیم فیلم را ترکیبی از «ای تی :موجود فرازمینی» و «جنگ دنیاها» و «مزرعه شبدر» بدانیم.

منتقدان چه می‌گویند؟

از قراین و شواهد چنین برمی‌آید که جی.جی ابرامز در سومین فیلم خود کاری کرده کارستان و فیلم موفق خواهد شد به طور همزمان استقبال تماشاگران و منتقدان را داشته باشد. پیتر دی‌بروگ منتقد «ورایتی» فیلم را درام خانوادگی صمیمی می‌داند که می‌خواهد تریلرهای پرهزینه را به چالش بکشد. او می‌نویسد فیلم نتوانسته شخصیت‌هایی در حد علمی-تخیلی‌های ترسناک خلق کند، اما همچنان چیزهای زیادی در فیلم هست که کنجکاوی‌برانگیز باشند. تاد مک‌کارتی منتقد هالیوود ریپورتر معتقد است که فیلم مثل جمع‌ کردن قطعات یک هواپیمای قدیمی، چیزهایی از 30 سال گذشته را در کنار هم جمع کرده تا اثری لذتبخش ارائه کند. او می‌نویسد در تمام این سالها می‌شد انتظار چنین فیلمی را از اسپیلبرگ داشت: فیلمی درباره نوجوانان عشق فیلم در دهه هفتاد. او نقش اسپیلبرگ را در این فیلم به عنوان هدایتگر اصلی پروژه محفوظ می‌داند و می‌نویسد کمپانی پارامونت قصد دارد با این فیلم جنگ پرسودی علیه فیلم‌های پرهزینه به راه بیندازد و با اقبال عمومی روبرو شود. 

 

 

گفت و گو با جی. جی. آبرامز، کارگردان «سوپر 8»

عبور از پل

ریک بنتلی

ترجمه: پریا لطیفی خواه

جی. جی. آبرامز با آغوش باز پذیرای پیشرفته ترین فناوری ها برای ساختن سریال های تلویزیونی نظیر «گمشدگان» (Lost) و «حاشیه» (Fringe)  و فیلم هایی مانند «پیشتازان فضا» بوده است. او در تازه ترین فیلم سینمایی اش، «سوپر 8»، بار دیگر مرزهای فناوری را گسترش داده است. با این حال روح خلاق او همچنان به آنچه امروز مثل فناوری ابتدایی به نظر می رسد- فیلم های 8میلیمتری موسوم به سوپر 8- علاقه مند است. آبرامز برای این فرمت فیلم که در سال 1965 پدید آمد، احترام بسیار قائل است چون اولین روزنه برای بروز خلاقیت های وی بود. 

آبرامز در جریان گفت و گوی ما با او در هتل «فور سیزنز» لس آنجلس می گوید: « نگاه کردن به فیلم های سوپر 8 بسیار خاطره انگیز است. می توانید این خاطره انگیز بودن را ناشی از کیفیت تصویر این فیلمها بدانید که تصویرشان خیلی شفاف و روشن نیست، انگار لایه ای تور مانند میان شما و آنچه می بینید، کشیده شده است. شاید هم بخاطر صامت بودن این فیلم ها باشد. شاید بگوید که سر و صدای پروژکتورها چنین حس و حالی ایجاد می کند. یه هر حال، چیزی در تماشای فیلم های آنالوگ وجود دارد که مسلماً قویتر از فیلم های دیجیتال است.»

استیون اسپلبرگ، فیلمسازی که دید بسیار دقیقی دارد و مثل آبرامز کارش را با دوربین های کوچک شروع کارده، همین حساسیت را در مورد سوپر 8 دارد. او اولین بار با آبرامز بخاطر همین علاقه مشترک ملاقات کرد. وقتی آبرامز نوجوان بود، اسپیلبرگ او را استخدام کرد تا فیلم های 8 میلیمتری را که خودش در جوانی ساخته بود، تعمیر کند. چند سال پیش، آبرامز و اسپیلبرگ درباره روزهای ابتدای کارشان صحبت می کردند و ایده فیلم «سوپر 8» در جریان همین مکالمه پیش آمد. فیلم درباره گروهی از نوجوانان است که در سال 1979 هنگام فیلمبرداری فیلمی درباره زامبی ها، تصاویر غافلگیر کننده ای می گیرند. آبرامز فیلم را نوشت و کارگردانی کرد و اسپیلبرگ تهیه کننده اش بود.   

آبرامز این روزها از فناوری کاملاً متفاوتی استفاده می کند اما تجلی سبک منحصر به فرد او مخصوصاً شیوه داستانگویی اش- را در فیلم های سوپر 8 او می توان دید. آبرامز می گوید: «من همیشه دوست داشتم روی داستان هایی کار کنم که در مورد گروهی از افراد است که چیزی غیرمعقول آنها را دور هم جمع می کند. هیجان انگیزترین چیز به نظر من عبور از پلی است میان آنچه می دانیم واقعی است و آنچه خارق العاده است. مسأله برای من همیشه این بوده که چکونه از آن پل عبور کنم.»

موقع ساختن فیلم «سوپر 8»، مهم ترین مسأله این بوده که تماشاگر با چه سرعتی باید از چنین پلی عبور کند. آبرامز باید می فهمید که تا چه زمانی می تواند تماشاگر را با عنصر راز و رمز در هیجان نگه دارد -همین مسأله است که باعث می شود «سوپر 8» یکی از آثار تابستان امسال باشد که طرفدارنش بیش از همه انتظارش را می کشند.

آبرامز می گوید: «در بسیاری از فیلم ها، موضوع هیجان انگیز در صفحه 30 فیلمنامه اتفاق می افتد. ساختار این فیلم اینطور نیست. تا صفحه 90 فیلمنامه نمی توانید کاتالیست را پیدا کنید.» همین موضوع کمک می کند تا فیلم در عین علمی-تخیلی بودن (چیزی میان فیلم های ترسناکی که در سینماهای «درایو این» دهه 1950 نمایش داده می شد و «ای. تی.») ذاتاً داستانی درباره خانواده، عشق و فقدان باشد. آبرامز گاه به گاه چند چشمه از نکات مرموز و ترسناک به تماشاگر نشان می دهد، در حالی که داستان فیلمسازان جوان و خانواده هایشان را می گوید.

یافتن تعادل میان این عناصر بود که هنگام نوشتن فیلمنامه آبرامز را نگران می کرد. «قراردادی نبودن مشکل ساز می شود. دلتان نمی خواهد تماشاگری را از دست بدهید که فکر می کند  فیلم به اندازه کافی بامزه نیست یا افرادی را که می خواهند فیلم بیشتر از این علمی-تخیلی باشد. هدف این بود که فقط یک فیلم ترسناک، یا فقط یک داستان عاشقانه تحویل مردم ندهم، بلکه تجربه ای عاطفی برایشان فراهم بیاورم.» او برای نوشتن لحظات عاطفی و احساسی خیلی تمرین کرده است. آبرامز کارش را در سال 1990 به عنوان نویسنده شروع کرد و بخاطر نگارش فیلمنامه سریال های تلویزیونی هفتگی نظیر «فلیسیتی» و «آلیاس» مشهور شد. او همچنان می نویسد اما برنامه کارش تغییر کرده است.  

«آدم بی قراری هستم و دوست ندارم مدت زیادی با یک چیز سر کنم. دیگر هرگز نخواهم توانست به همان اندازه که برای سریال های "فلیسیتی" و  " آلیاس" فیلمنامه می نوشتم، بنویسم. این روزها خیلی ناشکیبا شده ام. می خواهم به سراغ پروژه بعدی بروم.»

آن پروژه های بعدی، سریال تازه «اشخاص مورد علاقه» شبکه سی بی اس و فیلم سینمایی «مأموریت غیرممکن-پروتکل شبح» هستند. فیلم دیگری از مجموعه «پیشتازان فضا» نیز در میان است. آبرامز برای همه این پروژه های تازه ناچار است از پیشرفته ترین تکنولوژی های موجود بهره ببرد، اما در درونش همیشه پسربچه ای بوده که به شور و شوقش برای داستان گفتن به شیوه سوپر 8 پی برده است.

منبع: میامی هرالد

 

روزنامه شرق، سه شنبه 24 خرداد 1390، صفحه 14

رؤیاهایی که می آیند

معرفی فیلم های اکران هفته (هفته چهارم خرداد ماه 1390)

ساسان گلفر

رازهای مخوف

شاید مایکل وینتر باتم دست از سر سیاست، تروریسم یا مأمور پلیس جنایتکار «قاتل درون من» برداشته باشد و «سفر»ی بی خطر در پیش گرفته باشد، اما لااقل سه فیلم معرفی شده در این ستون با رازهای مخوف مربوط به دولت و مأموران دولتی سر و کار دارند. متأسفانه مجالی برای معرفی کمدی کودکانه «جودی دمدمی و تابستان نه چندان مزخرف»، درام گنگستری «زنده باد ریوا!» و مستند «درست مثل ما» که از جمعه روی پرده رفته اند، نداریم.

سفر

The Trip

مایکل وینترباتم، فیلمساز بریتانیایی که که آثاری مانند «به سارایوو خوش آمدید»، «جاده ای به گوانتانامو» و «یک قلب توانا» را در کارنامه دارد و پنج سال پیش کمدی «تریسترام شندی: یک داستان آسمان و ریسمان» را بر اساس رمان غیرمتعارف لارنس اشترن ساخته است، بازیگران اصلی فیلم «تریسترام شندی»، راب برایدون و استیو کوگان را به سفری در مناطق روستایی انگلستان فرستاده است. کوگان به عنوان روزنامه نگار و یادداشت نویس در مورد وضعیت رستوران های محلی راهی سفری به شمال انگلستان می شود و چون همسفری ندارد از برایدون دعوت می کند تا با او همراه شود. این زوج غیرعادی علاوه بر دعواهای گاه و بیگاه دست به شیرین کاری های فی البداهه ای می زنند، از جمله تقلید رفتار مشاهیری مثل مایکل کین، وودی آلن و لیام نیسون. این فیلم 107 دقیقه ای نسخه طولانی تری نیز دارد که اخیراً به عنوان سریال تلویزیونی پخش شده است.

سوپر 8

Super 8

در تابستان 1979، چند دوست نوجوان در شهری کوچک در اوهایو هنگام ساختن یک فیلم آماتوری سوپر 8 شاهد تصادف فاجعه بار قطاری هستند که بعداً معلوم می شود فراتر از یک تصادف بوده است و در پی آن افرادی در شهر ناپدید می شوند و اتفاقاتی غیرقابل توضیح به وقوع می پیوندد که به پروژه های تحقیقاتی اسرارآمیز دولت مربوط می شود . «سوپر 8» را جی جی آبرامز، کارگردان فیلم اخیر «پیشتازان فضا» و از پدید آورندگان مجموعه های تلویزیونی «آلیاس» و «گمشدگان» نوشته و کارگردانی کرده است.  کایل چندلر، ال فانینگ، ران الدارد، نواه امریش و زاک میلز از بازیگران این فیلم اکشن علمی تخیلی محصول استودیوی پارامونت هستند. زمان نمایش فیلم 112 دقیقه است و با درچه پی جی 13 اکران شده است.

شکارچی ترول

The Troll Hunter ) Trolljegeren(

گروهی از دانشجویان در این فیلم ترسناک نروژی شبه مستند که به سبک «مزرعه شبدر» ساخته شده است، مشغول تحقیق درباره کشته شدن مرموز خرس ها هستند اما به تدریج پی می برند که اتفاقات خطرناک تری در حال وقوع است. آنها به شکارچی مرموزی برمی خورند که ترول ها (موجوداتی افسانه ای در اسطوره های نروژی که در کوه ها و غارها زندگی می کنند) را شکار می کند و سرنخ این ماجراها به یک توطئه دولتی برمی گردد. آندره اوردال این فیلم را نوشته و کارگردانی کرده است و بازیگرانش اتو یسپرسن، هانس مورتن هنسن، توماس آلف لارسن، یوهانا مورک و کنوت هاروم هستند. زمان نمایش این فیلم که با بودجه 20 میلیون کرون نروژ ساخته شده، 96 دقیقه است.

آفتاب پرست

The Chameleon

فیلم بر اساس داستانی واقعی ساخته شده که  پیش از این هم کریستف دانتونیو رمان پرفروشی به همین نام در موردش نوشته است. در این درام دلهره آور، الن بارکین نقش مادر خانواده ای از هم پاشیده را دارد که تصور می کند پسر گمشده اش پس از سالها به خانه بازگشته است، اما این مرد که نقش او را مارک آنده گروندن بازی می کند، یک مأمور اف بی آی با گذشته ای مرموز و تاریک و چهره های گوناگون است. ژان پل سالومه این فیلم را کارگردانی کرده و فیلمنامه را با همکاری ناتالی کارتر نوشته است.  فمکه جانسن، امیلی دو راون، نیک استال، برایان گراگتی و خاویر بوووآ از بازیگران این فیلم 106 دقیقه ای محصول مشترک آمریکا، کانادا و فرانسه هستند.