|
سيدحسام فروزان
محصول تازه کمپاني دريم ورکز فيلمي است که ممکن است به دليل مضمون غم انگيزش به مذاق تماشاگران ساده پسند امريکايي خوش نيايد. «آنچه در آتش از دست داديم» که در کانادا فيلمبرداري شده از آن دست فيلم هايي است که احتمالاً تماشاگران موقع انتخاب فيلم درباره اش مي گويند؛ «اين يکي را نرويم ببينيم، افسرده مي شويم». سوزان بي ير کارگردان فيلم با استفاده از بازيگران توانايي چون «بنيچيو دل تورو» و «هال بري» در کنار « ديويد داوچوني» درامي خانوادگي ساخته است که به تقدير، عشق و ازدواج بين نژادي و مواد مخدر مي پردازد. درباره بازيگران اصلي فيلم، در بيشتر اظهارنظرهايي که پس از تماشاي فيلم منتشر شده اند اين نکته مشهود است که بازي دل تورو و هال بري بسيار خوب بوده و اگر اينها در فيلم هاي متوسط بازي مي کنند به اين دليل است که در هاليوود فيلمنامه خوب و مناسبي به آنها پيشنهاد نمي شود تا قابليت هاي شگفت انگيزشان را نشان دهند.
در طرح دو خطي داستان اين طور آورده شده؛ آندره، زني که به تازگي بيوه شده است، جري بهترين دوست شوهر مرحومش را دعوت مي کند که با او و دو فرزندش زندگي کند. همچنان که زندگي جري دگرگون مي شود، به اين خانواده کمک مي کند که با مشکلاتش روبه رو شود. دل تورو که انگار براي بازي در نقش آدم هاي رنج کشيده ساخته شده است (21 گرم را به ياد بياوريد)؛ اينجا نقش مردي را بازي مي کند که قبلاً وکيل بوده و حالا معتاد به هرويين است و دارد تلاش مي کند به کمک انجمن معتادان گمنام از اعتياد پاک شود. سوزان بي ير کارگردان دانمارکي پيش از اين «قلب هاي مهربان» (2002) و «برادرها» (2005) را هم ساخته بود.
جيمز براردينلي درباره اين فيلم مي نويسد؛ ««آنچه در آتش از دست داديم» اولين تاخت و تاز سوزان بي ير کارگردان دانمارکي در سيستم استوديويي سينماي امريکاست. گذار کارگردان به اين سينما بي کم و کاست است. سبک امضاگونه او با نماهاي ساده و کلوزآپ هاي متناوب دست نخورده باقي مانده است و همين طور است انتخاب مضاميني چون تعامل ميان آدم هاي آسيب ديده و رنجور. آنهايي که فيلم قبلي بي ير، «بعد از عروسي»، را ديده اند ريتمي مشابه آن در اين فيلم خواهند يافت. اگرچه موضوع اين فيلم جدي است و لحن فيلم به طور نماياني غم انگيز است، اما کارگردان به اندازه کافي لحظه هاي سبکسرانه در فيلمش مي گنجاند تا فيلم در گروه «ناخوشايند» ها قرار نگيرد. با اين وجود، اگر به دنبال شبي لذتبخش در سينماها هستيد، اين فيلم انتخاب خوبي نيست.»
اما راجر ايبرت منتقد شيکاگو سان تايمز معتقد است؛ «سوزان بي ير کارگردان مستعد دانمارکي فيلمش را روي دو شخصيت آسيب ديده متمرکز مي کند؛ شخصيت هايي که دقيقاً به هم کمک نمي کنند، اما حداقل در کنار هم احساس تنهايي نمي کنند.
الن بوب فيلمنامه نويس اين فيلم در دنبال کردن خط هاي موازي و گذشته شخصيت ها خوب عمل کرده است؛ مخصوصاً در نشان دادن رابطه بچه هاي آندره با تازه واردي مثل جري، رابطه يي با خشم و سپس وابستگي و در نهايت عدم اطمينان. علاوه بر اين فيلم به موضوع گروه هاي انجمن معتادان گمنام و اينکه چطور با قدم هاي 12 گانه کار مي کنند توجه مي کند، به ويژه با شخصيت «کلي» (اليسون لومان) که از اعضاي انجمن است و مواظب جري هست و به آندره هشدار مي دهد که به مسير قبلي اش برگردد.»
اين منتقد کهنه کار در ادامه مطلبش به سبک فيلمسازي کارگردان اشاره مي کند؛ «سوزان بي ير دو فيلم ساخته است که من تحسين شان کرده ام، «قلب هاي مهربان» و «برادرها» اما در اولين اثر امريکايي اش يک مقدار در سبک پردازي زياده روي کرده است، خصوصاً در کلوزآپ ها و به خصوص در کلوزآپ چشم ها. من هرگز در فيلمي اين همه چشم بزرگ نديده بودم؛ چشم هاي زيباي هال بري، چشم هاي خون گرفته دل تورو، چشم هاي پر از ترديد بچه ها.
همان طور که اينگمار برگمان به ما ياد داد، چهره انسان شگفت انگيز ترين موضوع براي دوربين است اما اجزاي صورت اگر به موضوع ربطي نداشته باشند عجيب و غريب به نظر مي رسند.»
کنت توران منتقد لس آنجلس تايمز زياد نظر مثبتي راجع به فيلم ندارد؛ ««آنچه در آتش از دست داديم» کم و بيش به دشواري عمل مي کند؛ نه فقط به خاطر مضمون غمگينانه اش يا محک زدن اينکه آدم هاي مختلف چگونه با يک خسارت فاجعه آميز روبه رو مي شوند.
پيش از اينکه داستان فيلمنامه شروع شود، فلاش بک هايي از زندگي آندره و شوهرش برايان مي بينيم که معلوم نيست چرا اينقدر طول مي کشند. داستان بين اينکه آگاهانه سنگين يا سبکسرانه باشد در نوسان است، در وضعيتي که کلوزآپ هاي بيشمار از چشم هاي آدم ها کمکي به فيلم نمي کند.» |