تبليغاتX
تازه های جهان سینما - تندر گرمسیری / Tropic Thunder
معرفی فیلم های روز سینمای جهان

روزنامه كارگزاران شماره 567 ، دوشنبه،28 مرداد ، 1387 ، صفحه 11

 

زمانی برای وودی آلن و كلود شابرول

زمانی برای وودی آلن و كلود شابرول

ساسان گلفر www.cinemaglobe.blogfa.com

انیمیشن «مرا تا ماه به پرواز درآور»، مستند «آنیتااودی:‌ زندگی‌ خواننده جاز»، كمدی ترسناك «جك بروكز: هیولاكش» و فیلم هندی «باچنا آئه‌هنسو» از جمله فیلم‌های دیگر اكران شده در این هفته شلوغ اكران بودند كه امكان معرفی آنها در این ستون وجود نداشت. فصل پرفروش‌های تابستانی دیگر تقریبا به پایان رسیده و از این به بعد چشم‌مان به جمال فیلم‌هایی مثل وودی آلن و كلود شابرول روشن‌ می‌شود.

ویكی كریستینا بارسلونا Vicky Cristina Barcelona
چهارمین پروژه غیرآمریكایی وودی‌ آلن و اولین پروژه اسپانیایی او كه در آویه بارسلون و اوویدو با پروژه 15میلیون یورو تهیه شده و مسئله تامین 10درصد هزینه تولید آن- یك میلیون یورو از محل شهرداری بارسلون و نیم میلیون یورو از دولت خودمختار كاتالونیا- بحث و جنجال بسیاری در آن كشور برانگیخت. اسكارلت جوهانسن در سومین همكاری‌اش با وودی آلن نقش كریستینا را دارد و ربكا هال نقش ویكی را. این دو زن توریست آمریكایی به بارسلون می‌روند و به خاویر باردم كه یك نقاش اسپانیایی است، علاقه‌مند می‌شوند و زندگی او و همسرش پنلوپه كروس كه اوضاع روانی بی‌ثباتی دارد را تحت تاثیر قرار می‌دهند. زمان نمایش این كمدی درام كه به سه زبان اسپانیایی، انگلیسی و كاتالان تولید شده و درجه PG-13 گرفته، 96دقیقه است. اولین نمایش این فیلم در بخش خارج از مسابقه جشنواره كن امسال بوده است.
تندر گرمسیری Tropic Thunder
تصور كنید اگر بازیگر فیلم جنگی پرخرجی باشید كه ناگهان داستان آن به واقعیت بدل شود، چه حالی به شما دست می‌دهد. این اتفاقی است كه در فیلم «تندر گرمسیری» برای بن‌استیلر، جك‌بلك و رابرت داونی جونیور می‌افتد كه نیك نولتی نویسنده این فیلم درون فیلم، با ایده فرستادن بازیگران به وسط میدان جنگ واقعی، آنها را به بد مخمصه‌ای می‌فرستد. فیلمنامه را ایتان كوئن، جاستین ثورو و بن استیلر نوشته‌اند و بن استیلر- بازیگر نقش‌های معمولا كمدی- آن را كارگردانی كرده است. «تندر گرمسیری» در هاوایی با بودجه حدود 150 میلیون دلار تولید شده و محصول مشترك آمریكا و آلمان است. زمان نمایش فیلم 124 دقیقه است.
دختر دو نیم شده La Fille Coupee en Deux
برنده جایزه منتقدان «باستون بیانكو» از جشنواره ونیز 2007، تازه‌ترین فیلم كلود شابرول، داستان یك دختر مجری برنامه هواشناسی تلویزیون است كه باید بین دو نفر- یك نویسنده پا به سن گذاشته و یك مرد جوان كارخانه‌دار- دست به انتخاب بزند. در این درام دلهره‌آور فرانسوی كه در شهر لیون فیلمبرداری شده، لودیوین سانیه، بنوآ ماژیمل، فرانسوا بورلئان و ماتیلدامی بازی می‌كنند. علاوه بر كلود شابرول نویسنده و كارگردان، دو پسرش ماتیو شابرول و توماس شابرول- اولی به‌عنوان آهنگساز و دومی به‌عنوان بازیگر- و همسر او اوروره شابرول در مقام ناظر فیلمنامه در تولید این فیلم نقش داشته‌‌اند. زمان فیلم 115 دقیقه است.
هنری پول اینجاست Henry Poole Is Here
این فیلم كه اولین‌بار حدود هفت ماه پیش در جشنواره ساندانس 2008 به نمایش درآمد، فیلمی است به كارگردانی مارك پلینگتون درباره مرد جوانی كه درمی‌یابد شش هفته بیشتر از زندگی‌اش نمانده و كار و نامزد و مادرش را رها می‌كند تا روزهای آخر را در تنهایی بگذراند اما همسایه تازه‌اش اوضاع را به هم می‌ریزد و معجزه‌ای در زندگی‌اش اتفاق می‌افتد. لوك ویلسون، جورج لوپز، رادا میچل، مورگان لیلی و شریل هینز از بازیگران كمدی درام 100دقیقه‌ای هستند. فیلم در لوكیشن‌های كالیفرنیا فیلمبرداری شده است.
جنگ ستارگان: نبرد كلون‌ها Star Wars: The Clone Wars
این انیمیشن CGI علمی- تخیلی در فاصله «جنگ ستارگان اپیزود 2: حمله كلون‌ها» و «جنگ ستارگان اپیزود 3: انتقام سیث» اتفاق می‌افتد. جنگ كلون‌ها میان نظام كنفدراسیون مستقل و جمهوری كهكشانی اتفاق می‌افتد، پسر جابا گم می‌شود، آناكین اسكای واكر و اوبی وان كنوبی برای یافتن او به راه می‌افتد و یودا، آشوكا تانو را همراه آنها می‌فرستد... جورج لوكاس تهیه‌كننده فیلم است و دیو فیلونی آن را كارگردانی كرده است. مت لنتر، جیمز آرنولدتیلور، اشلی درین، كریستوفر لی، ساموئل ال. جكسون و یان ابركامبی از جمله صداپیشگان این انیمیشن 98 دقیقه‌ای هستند.
آینه‌ها Mirrors
بازسازی فیلم ترسناك كره‌ای سال 2003 به نام «به درون آینه»‌را آلكساندر آژا كارگردانی كرده كه قبلا هم «تپه‌ها چشم دارند» را بازسازی كرده است. كیفر ساترلند سرپرست حراست یك فروشگاه بزرگ است كه وقایع مرگبار غیرقابل توجیهی در آن اتفاق می‌افتد. این فروشگاه همچنین هدف حمله تظاهركنندگانی قرار گرفته كه تقاضای غرامت برای مرگ تعدادی از كاركنان آن در یك آتش‌سوزی را دارند. وقتی سرو كله زنی پیدا می‌شود كه ادعا می‌كند خواهر اوست كه در آتش‌سوزی از دسته رفته (پائولا پاتن) آینه‌هایی كه به دنیای دیگری راه دارند نیز بر سر راه او قرار می‌گیرند. این فیلم 110 دقیقه‌ای 35 میلیون دلاری محصول مشترك آمریكا و رومانی در لوكیشن‌های بخارست تولید شده است.

 

-----------------------

 

روزنامه كارگزاران شماره 567 ، دوشنبه،28 مرداد ، 1387 ، صفحه 11

 

نگاهی به فیلم «تندر گرمسیری»

لبخندهای توخالی

تاد مك كارتی:«تندر گرمسیری» به‌طور کلی تقلیدی گستاخانه از هالیوود و به ویژه از فیلم‌های اکشن است و لبخند‌های اندک و غیرقابل انکاری بر لبان تماشاگر می‌نشاند که البته بیشترشان لبخندهایی پوچ و توخالی هستند. کمدی فارس پر از ستاره بن استیلر تمام سعی خود را می‌کند تا به بامزگی‌های غافلگیرکننده نزدیک شود و در این مسیر از گروهی از بازیگران خودشیفته لوس و نُنُر کمک می‌گیرد که با به دست آوردن نقشی رمبو وار با محوریت فرار در لوکیشن جنوب غربی آسیا به بیشتر از آنچه استحقاق‌‌اش را داشته‌اند رسیده‌اند. غیر از تک صحنه‌هایی که با تکیه بر حضور رابرت داونی جونیور و تام کروز خنده‌دار شده‌اند مسخره بازی‌های فیلم تاحدی کم‌مایه هستند و حشو زواید یکنواخت و بی‌موردی دارند.
استیلر هفت سال پس از تلاشش برای کارگردانی در «زولندر» فیلمنامه‌ فیلم جدیدش را با همکاری جاستین ثورو و ایتان کوئن نوشته است پایش را روی گلیم بزرگ‌تری گذاشته است تا به نتیجه مشابهی در سبک هجویه‌سازی‌‌اش برسد. وی در این فیلم یک‌بار دیگر در محیطی ساختگی و آشنا به تناوب خل بازی‌های از خود بروز می‌دهد و نقش سوپراستاری را بازی می‌کند مدت‌هاست از روزهای اوجش فاصله گرفته است.
«تندر گرمسیری» یک فیلم در فیلم است که هرگز در مسیر صحیح گام برنمی‌دارد. وقتی سرمایه‌دار فیلم لی گراسمن (کروز) راضی نمی‌شود دوربین‌ها به سمت به یک انفجار میلیون دلاری نشانه بروند کارگردان بریتانیایی و کله‌‌خر فیلم (استیون کوگان که دیوانگی‌اش قابل پیش‌بینی است) تصمیم می‌گیرد ‌خودش دست به کار شود و – همراه با تازه کاری به نام کوین ساندانسکی (جی باروشل) – بدون حضور عوامل،‌دستیاران و تلفن‌های همراه به دل جنگل بزند. جالب است که شکارچیان داستان خود طعمه شکار چریک‌های دلال مواد مخدر می‌شوند که برعکس گروه فیلمبرداری از مهمات واقعی استفاده می‌کنند.
فیلم غیر از بازیگران مشهور نازپرورده‌ای که ارتباطی با محیط پیرامون‌شان ندارند و از بخت بد در میانه صحنه‌های اکشن گرفتار شده‌اند، از فقدان اصول اولیه رنج می‌برد. کمدی دیوانه‌وار در کنار شخصیت‌های خل وضع در بستر یک منطق تصنعی می‌تواند نتیجه بخش باشد اما «تندر گرمسیری» ارجاعات و اشاره‌هایی به جهان واقعی دارد و زیر بار جزئیات کوچک و بی‌موردی کمر خم کرده است که فایده‌ای برای فیلم ندارند. آیا کارگردانی فیلمی با این مشخصات را می‌توان به یک کارگردان میانسال تازه کار سپرد؟ آیا کسی که آن دوربین‌های نظارتی در جای جای جنگل کار گذاشته است می‌تواند از پس یک فیلم قابل نمایش بربیاید؟
کمدی‌های اصیل درواقع از وجود مضامین و صحنه‌های ابزورد سود می‌برند. در حالی که لازاروس (بن استیلر) در این فیلم بازیگری سفیدپوست است که ظاهرا خیلی خوشش می‌آید نقش یک سرباز سیاه پوست را بازی می‌کند. این نوع بدلکاری که بامزگی بالقوه‌ای دارد با حضور شخصیت مضحکی به نام آلپا چینو (با بازی بازیگر واقعا سیاه‌پوست برندان تی. جکسون) برجستگی بیشتری یافته است و به لازاروس یادآوری می‌کند نقشی را غصب کرده است که باید به برادر دیگری سپرده می‌شده است. اگر مردم به دنبال ارجاعات سیاسی هم باشند به بازی رابرت داونی جونیور توجه کنند. رابرت داونی جونیور که همیشه میمیک درخشانی دارد در این فیلم با موهایی کرکی و ریش و با گریمی شبیه گریم لارنس اولیویر برای نقش اتللو نقش شخصیتی را بازی می‌کند که اعتماد به نفس بالایی دارد و درباره جعل هویتش به مزخرفات هیچ کس گوش نمی‌کند.
به‌طور کلی بازی بازیگران در حدی نیست که بتوان چیزی درباره‌شان نوشت. بن استیلر درست مانند «زولندر» صرفا از شگرد‌های نمایشی چهره و بدنش استفاده می‌کند. نفس نفس زدن‌های وی در نقش یک شخصیت کمدی دیوانه مواد مخدر تقریبا قبل از اینکه شروع شوند بی‌مزه به نظر می‌آیند. در مقابل برندان تی. جکسون که به دنبال کشف بُعد جدیدی در حرفه‌اش است حضور قابل قبولی دارد و جی باروشل هم که بیشتر به حاشیه رانده می‌شود. نیک نولتی هم انتخاب مناسبی برای یک نویسنده قسی‌القلب با موهای خاکستری است که کتاب خود زندگی‌نامه‌ای‌اش منبع اقتباس فیلم استیون کوگان شده است.
منبع: ورایتی

------------------------------------

 

روزنامه كارگزاران شماره 567 ، دوشنبه،28 مرداد ، 1387 ، صفحه 11

 

گفت‌وگو با بن استیلر کارگردان و بازیگر فیلم «تندر گرمسیری»

جنگیدن خنده‌ ندارد

ادوارد داگلاس/ ترجمه: یحیی نطنزی:بن استیلر در طول 10 سال گذشته توانست جایگاه خود را از اجرای نمایش‌های سطح پایین کمدی در شبکه تلویزیونی MTV تا حد یکی از ستاره‌های پرفروغ هالیوود ارتقا ببخشد. تابستان امسال شاهد چهارمین فیلم وی در مقام کارگردان به نام «تندر گرمسیری» هستیم که ماجرای مضحک یک گروه فیلمسازی را در دوران جنگ ویتنام به تصویر می‌کشد. برخی منتقدان از آن به عنوان نسخه کمدی فیلم‌های «اینک آخرالزمان»،‌ «جوخه» و حتی «رمبو» نام برده‌اند.

هفت سال از زمانی که آخرین فیلمت را کارگردانی کردی می‌گذرد. چرا فکر کردی زمانش رسیده است یکبار دیگر به عنوان کارگردان پشت دوربین قرار بگیری؟
خب!‌ از خیلی وقت پیش درگیر ایده این فیلم بودم. ایده این فیلم از حدود 20 سال پیش و زمانی که مشغول بازی در «امپراطوری خورشید» (1987) بودم به ذهنم خطور کرد، چون آن وقت‌ها فیلم‌های زیادی درباره جنگ ویتنام تولید می‌شد و من و دوستانم برای اغلب آنها تست می‌دادیم و البته همیشه دوستانم پذیرفته می‌شدند و برای آموزش‌های لازم راهی کمپ‌های آموزشی می‌شدند. آن وقت انگار همه بازیگر‌ها باید سری به کمپ‌های آموزشی می‌زدند و از تجربیاتی حرف می‌زدند که از سر گذرانده بودند و اینکه چگونه حضور در آن کمپ‌ها زندگی‌شان را برای همیشه تغییر داده است. این چیزها همیشه برای من جذاب بود؛ شاید چون هرگز نتوانستم به عنوان جزئی از آن فیلم‌ها نقش‌آفرینی کنم. بازیگران این فیلم‌ها همیشه جوری رفتار می‌کردند که انگار واقعا صحنه جنگ را تجربه کرده‌اند و من هم به آنها می‌گفتم حضور خودتان در این فیلم‌ها را باید مدیون سربازانی بدانید که واقعا به این کمپ‌های آموزشی رفته‌اند و با تجربیات واقعی دست و پنجه نرم کرده‌اند. ایده بازیگرانی که نقش سربازان آمریکایی در ویتنام را بازی می‌کنند از همان دوران همراهم بود حتی می‌خواستم فیلمی درباره بازیگرانی کارگردانی کنم که بعد از اینکه به خانه برگشته‌اند فراموش شده‌اند که البته ابدا ایده خنده‌داری نبود. بعد با خودم فکر کردم جالب می‌شود اگر این بازیگران برای فیلمبرداری به جنگلی بروند و اتفاقی درگیر جنگ واقعی شوند. حدود 10 سال هم روی فیلمنامه کار کردم که در هشت سالش جاستین ثورو همراهم بود و چهار سالی هم از ایتان کوئن کمک گرفتم.
از همان ابتدا می‌خواستی فیلمت درجه نمایشی R داشته باشد؟
همان وقت که فیلمنامه را می‌نوشتیم حواسمان بود که فیلم درجه R می‌گیرد اما وقتی درگیر مقدمات کار شدیم دیگر حواس‌مان به این چیزها نبود. البته این درجه دلیلی جز زبان فیلم نداشته است اما وقتی مشغول تولید فیلمی جنگی هستید نمی‌توانید از این چیزها صرف نظر کنید چون بخشی از ماجرا هستند.
هنگام فیلمبرداری رویکردی شبه مستند هم به ماجراها داشته‌ای. کمی درباره این رویکرد صحبت می‌کنی؟
این فیلم که هجویه نیست واقعا قواعد آن را رعایت نکرده است. از طرفی با اصول پارودی هم سازگاری ندارد. «تندر گرمسیری» بیشتر یک فیلم قائم به ذات است که البته از نمونه‌های قدیمی مانند «اینک آخرالزمان» هم تأثیر پذیرفته است. شاید اگر آن فیلم‌ها وجود نداشتند این فیلم هم هرگز ساخته نمی‌شد. به همین دلیل از جاستین ثورو و ایتن کوئن کمک گرفتم تا شبه مستندی درباره فیلمی که قرار است توسط بازیگران فیلم تولید شود، به تصویر بکشم.
احتمالا وقتی سر صحنه یک فیلم مانند «تندر گرمسیری» بوده‌ای سختی‌های زیادی را به جان خریده‌ای و زحمت زیادی برای راست و ریس کردن کارها کشیده‌ای؟
قطعا سختی‌های زیادی وجود داشته است. خصوصا در آن صحنه‌ای که دست من از پشت بسته‌ شده است و باید با دست بسته کارگردانی می‌کردم و منظورم را به بازیگرها منتقل می‌کردم.
برایت جالب نبود که توانستی از رابرت (داونی جونیور) در این سن و سال استفاده کنی و وی را به اختیار خودت درآوری؟
این فیلم چیزی در حد و اندازه‌های «جنگ‌ ستارگان» نیست که مردم منتظرش باشند و حتما به تماشایش بروند. قبل از تولید فیلم سر یک چیز اتفاق نظر داشتیم آن هم چیزی نبود جز اینکه بدون حضور بازیگران درست و حسابی دست به کار نشویم چون اگر از بازیگران مشهور استفاده نمی‌کردیم مردم به تماشای فیلم می‌رفتند با خودشان می‌گفتند «این دیگه چه مزخرفیه؟».
پس از تام کروز به همین منظور استفاده کرده‌ای؟
بله! اگر تام کروز در فیلمی حضور داشته باشد مردم تماشایش می‌کنند چون همیشه دنبال کارهای جدیدش هستند. از بابت او خیلی نگران نبودم چون کاری که او در فیلم انجام می‌دهد به شکل دیوانه‌واری خنده‌دار است و فوق‌ العاده است.
در سال‌های گذشته جایگاه خود را در فیلم‌های پرهزینه‌ای تثبیت کرده‌ای که فروش خوبی هم داشته‌اند. اما همیشه درباره تولید دنباله‌های آنان بحث‌هایی وجود داشته است. احساس خودت در مورد این فیلم‌های دنباله‌ای چیست؟
خب! فکر می‌کنم پاسخ این سوال همیشه به این بستگی دارد که فیلم دنباله‌ای چه جور فیلمی است. من همیشه در برابر دنباله‌ای مخالفت می‌کردم تا اینکه برای «ملاقات با والدین» رابرت دونیرو صدایم کرد و گفت: «قراره تو دنباله این فیلم بازی کنی. قراره انجامش بدی. باشه؟». من هم گفتم: «خیلی خب». اگر درخواست رابرت دونیرو نبود، هرگز قبول نمی‌کردم اما با این حال در قسمت دوم با بازیگران بی‌نظیری مانند باربارا (استرایسند) همکاری کردم که فکر می‌کنم در زندگی آدم فقط یکبار می‌تواند اتفاق بیفتد. در مورد «شبی در موزه» هم فکر می‌کردم آنها فیلمنامه و ایده بهتری نسبت به فیلم قبلی در دست دارند و به همین خاطر به بازی در قسمت دوم راضی شدم.

«تندر گرمسیری» از نگاه سایر بازیگران
رابرت داونی جونیور: تحقیق زیادی انجام دادم تا به شخصیتی که در فیلم می‌بینید برسم. کهن الگوهای قومیتی مختلف را بررسی کردم تا از بهترین گزینه ممکن در بهترین مکان ممکن استفاده کنم. در این فیلم به جای اینکه لهجه ایرلندی داشته باشد لهجه‌ای استرالیایی دارم و مانند فیلم «قاتلین بالفطره» الیور استون به شیوه استرالیایی‌ها حرف می‌زنم. البته وقتی فیلمنامه را خواندم به نظرم آمد شخصیت کرت لازاروس را کسی مانند کالین فارل، دنیل دی لوئیس یا حتی راسل کرو باید بازی کند خصوصا اینکه فیلم درباره هالیوود و وضعیت بازیگران در آن است و حتما جالب می‌شد اگر چنین بازیگرانی راضی می‌شدند در آن بازی کنند. قبل از اینکه «مرد آهنی» به نمایش درآید مطمئن بودم که فیلم پرفروشی خواهد شد و این روزها همان حس را درباره «تندر گرمسیری» دارم. چراکه نه؟ ترکیبی از بازیگران بزرگی که کار خود را بلدند در کنار یک داستان فوق‌العاده جذاب در بستر جنگ ویتنام و اشاراتی به عالم فیلمسازی در هالیوود هم باعث می‌شود این فیلم با اقبال مواجه شود و مردم زیادی به تماشایش بروند.
جک بلک: به عنوان بازیگر نقش‌های کمدی باید بگویم بعد از اینکه در چند پروژه کوچک و بزرگ کمدی بازی می‌کنید، مردم به محض اینکه شما را می‌بینند به خنده می‌افتند و شروع به مسخره‌بازی می‌کنند. اگر خوش شانس باشید و قبلا در فیلم‌های خوبی بازی کرده باشید، مردم هنگام تماشای فیلم جدیدی از شما خیلی سخت نمی‌گیرند و به راحتی به خل بازی‌های شما می‌خندند و گاهی حتی از خنده، ریسه می‌روند. به همین دلیل در «تندر گرمسیری» لازم نبود زحمت زیادی بکشم و هنگام فیلمبرداری می‌توانستم مانند هر یک تماشاگران معمولی شاهد صحنه‌های خنده‌دار فیلم باشم و واقعا و بدون هیچ ادا و اصولی بخندم. «تندر گرمسیری» بیش از هر چیز درباره هالیوود است و درباره کسانی صحبت می‌کنند که خود را مرکز جهان می‌دانند و خیال می‌کنند هر کاری می‌کند درست‌ترین کار عالم است. فیلم، این افراد را به بازی می‌گیرد و با گرفتار کردن آنها در جنگ ویتنام بلایی سرشان می‌آورد كه دیگر هوس جاه‌طلبی به سرشان نزند و بفهمند که در این دنیا آدم‌های دیگری غیر از آنها هم وجود دارند.
استیون کوگان: سختی همکاری با بن استیلر در این بود که هر چیزی خودش تجربه کرده بود و به هر دلیلی برایش جالب بود را در فیلمنامه جای داده بود و از ما می‌خواست بدون اینکه به لزوم آن کار یا حرف پی ببریم، نقش‌های دلخواه او را بازی کنیم. این وضعیت برای کسانی مانند من و رابرت داونی جونیور که بازیگران متد هستیم و برای فهم نقش‌مان به اطلاعات جانبی نیاز داریم، کمی سخت بود. با این حال سخت‌ترین بخش کار برای من صحنه‌هایی بود که باید همراه با بن استیلر نقش کارگردان را بازی می‌کردم و او باید به بازیگری‌اش می‌پرداخت. در واقع کارگردان اصلی او بود اما من هم نقش کارگردان را بازی می‌کردم و در آن صحنه‌ها گاهی اوقات کارها به هم گره می‌خورد. خصوصا جایی که قرار بود او کات بدهد و من هم باید طبق فیلمنامه کات می‌دادم و آن وقت بلبشوی جالبی سر صحنه ایجاد می‌شد. برای بازی در نقش کارگردان سعی کردم بیشتر ادای کارگردان‌های سختگیر و عصبی‌مزاج بریتانیایی را در بیاورم و رفتارهای غیرعادی آنها را به بازی بگیرم. کارگردان‌های انگلیسی وقتی به هالیوود می‌آیند تا حد زیادی تحت فشار قرار می‌گیرند و من هم سعی کردم نشان بدهم فشار تهیه‌کنندگان چه بلایی سر این فیلمساز بخت برگشته آورده و چرا تا این حد شبیه آدم‌های خل وضع رفتار می‌کند.
منبع: Coming Soon