روزنامه كارگزاران شماره 530 ، دوشنبه،10 تیر ، 1387 ، صفحه 11
سكوت ابدی سیاره زمین
ساسان گلفر Sasangolfar @yahoo.cam
مستند «ترومبو» به كارگردانی پیتر اسكین درباره زندگی فیلمنامهنویس مشهور هالیوودی، فیلم هندی «توداپیار تودامجیك» با بازی ریشی كاپور و سیف علیخان، «خانم سالخورده» كاترین بریا و مستند بسكتبالی «شلیك به نقطه شماره یك» از جمله فیلمهای اكران شده در روز جمعه هفتم تیرماه بودند كه در این هفته شلوغ اكران سینمایی فرصت معرفی آنها را پیدا نكردیم. ظاهرا این هفته آثار فانتزی و علمی- تخیلی قرار است پرفروشترین فیلمها باشند و دو، سه فیلم درام و كمدی هم سلیقه مخاطبان بزرگسالتر و خانوادهها را نشانه گرفتهاند.
***
تحت تعقیب Wanted
اولین فیلم هالیوودی تیمور بكمامبتف كارگردان روس سازنده «نگهبان روز» و «نگهبان شب» بر اساس مجموعه كتابهای كامیك به همین نام اثر مارك میلار ساخته شده و جیمزمك آوی، آنجلینا جولی، مورگان فریمن، ترنس استامپ، توماس كرشمن و كنستانتین خابنسكی در آن بازی میكنند. در این فیلم كه به خاطر صحنههای به شدت خشن و پر از خونریزی درجه R گرفته، مرد جوانی به دنبال انتقام قتل پدرش وارد یك انجمن مخفی میشود و نیروهای نهانی خود را كشف میكند و با زن قدرتمندی روبهرو میشود كه از سرنوشت دستور میگیرد تا انسانها را به قتل برساند. فیلمنامه این فیلم اكشن دلهرهآور را مایكل براندت، درك هاس و كریس مورگان نوشتهاند و فیلم با بودجه 65 میلیون دلار در لوكیشنهای شیكاگو، بوداپست و جمهوری چك تولید شده است.
وال ـ ای Wall-E
سال 2700 فرارسیده و آخرین انسانی كه كره زمین را به مقصد سیارهای دور دست ترك كرده، فراموش كرده كه آخرین روبات مسوول پاك كردن زمین از آشغالهای فراوان به جامانده از دوران سلطه انسان بر زمین را خاموش كند. وال- ای (مخفف عبارت انگلیسی «باربر مخصوص حمل زباله زمینی» تا سالها بعد بیوقفه به وظیفه خودش عمل میكند و روزی با روبات دیگری روبهرو میشود كه انسانها برای بررسی وضعیت زمین بازفرستادهاند و «ایو» نام دارد. وال- ای یك دل نه صددل عاشق ایو میشود و وقتی به دنبال او میرود ماجراهای خندهداری در سراسر كهكشان به وجود میآورد. این انیمیشن 120 میلیون دلاری استودیو پیكسار و والت دیزنی را اندرو استنتون (برنده جایزه اسكار برای «یافتن نیمو») كارگردانی كرده است. بن بارت، پل ایدینگ، سیگورنی ویور و جف گارلین از جمله صداپیشگان این كمدی عاشقانه علمی- تخیلی هستند كه البته بیشتر صداهای آن با ابزارهای دیجیتال ساخته شده است.
السا و فرد (Elsa & Fred (Elsa y Fred
كمدی درام «السا و فرد» برنده و نامزد چندین جایزه از جشنوارههای معتبر كشورهای اسپانیاییزبان، از جمله جوایز گویا، انجمن منتقدان فیلم آرژانتین، انجمن نویسندگان سینمایی اسپانیا و اتحادیه بازیگران اسپانیا محصول مشترك سال 2005 آرژانتین و اسپانیا است. در این فیلم 108 دقیقهای به كارگردانی ماركوس كارناواله به زبان اسپانیایی، ایتالیایی و انگلیسی، پیرمرد 77 ساله همسر از دست داده بازنشستهای در شهر مادرید به پیرزنی آرژانتینی كه در همسایگی او ساكن شده دل میبندد و این دو نفر سعی میكنند زندگی تازهای را آغاز كنند و به رم بروند تا لحظهای از فیلم «زندگی شیرین» فدریكو فلینی در كنار فواره میدان «فونتانا دیتروی» را از نو بسازند. مانوئل آلكساندر و چینا زوریلا نقشهای اصلی این فیلم را بازی میكنند. درجهبندی فیلم «السا و فرد» PG است.
گلهای سرخ و نفت Red Roses and Petrol
اقتباس از نمایشنامهای به همین نام به قلم جوزف اوكانر، فیلمی است به كارگردانی تامارا سیمون هافر كه فیلمنامهاش را نیز كارگردان نوشته و مالكوم مكداول، مكس بیزلی، الیویا تریسی و سوزان لینچ در آن بازی میكنند. این درام خانوادگی كه دركالیفرنیا فیلمبرداری شد، اما داستانش در دابلین ایرلند میگذرد، داستان مرد روشنفكر پا به سن گذاشتهای را بازگو میكند كه برای شركت در یك تشییع جنازه به خانواده از هم پاشیدهاش بازمیگردد تا رازهایی از زندگی او بر خانوادهاش مكشوف شود و به دیدگاه تازهای در مورد زندگی، خانواده، عشق و فقدان برسد. این فیلم برنده جایزه بزرگ جشنواره فیلم آوینیون و ستاره چندین جشنواره كوچك از جمله وستوود، دو ویل، نیوپورت بیچ و پالم اسپرینگز بوده است.
یافتن آماندا Finding Amanda
در فیلم كمدی «یافتن آماندا» یك تهیهكننده تلویزیون به لاس وگاس میرود تا برادرزاده جوان خود را كه گرفتار دوستان ناباب شده از خر شیطان پایین بیاورد و به یك زندگی معقول بازگرداند. متیو برادریك، بریتانی اسنو، مورا تیرنی، پیتر فاسینلی، استیو كوگان و جنیفر هال از جمله بازیگران این فیلم كمدی هستند كه پیتر تولان فیلمنامهاش را نوشته و كارگردانی كرده است. زمان فیلم 100 دقیقه و درجهبندی آن R است. «یافتن آماندا» در مدت سه ماه در لوكیشنهای سانتاكلاریتای كالیفرنیا تولید شده است.
روزنامه كارگزاران شماره 530 ، دوشنبه،10 تیر ، 1387 ، صفحه 11
نگاهی به فیلم «تحت تعقیب»
نفسگیر و بیرحمانه
تاد مککارتی:«تحت تعقیب» با به جان خریدن خطرات پیش رویاش باب جدیدی در فرآیند اقتباس از کامیکهای بوکهای گرافیکی خشن در سینما گشوده است. کارگردان متولد قزاقستان تیمور بکمامبتف در این فیلم با پیوند جسورانه شیوههای نوآورانه، خلاقانه و پیشرفته کشتن افراد با مضامین دراماتیک سنتی از جمله آدمکشهای حرفهای و انتقام خانوادگی، جایگاه خود را به عنوان اولین کارگردان مدرن روسِ به دنبال اسم و رسم در هالیوود تثبیت کرده است. «تحت تعقیب» صحنههای اکشن بیرحمانهای و بیپردهای دارد و ترکیب بازیگران خوش ظاهرش یعنی جیمز مکآوی حالا دیگر کاربلد و آنجلینا جولی به شدت خالکوبی شده فروش بالای فیلم را در سرتاسر جهان برای شرکت یونیورسال تضمین میکند.
تیمور بکمامبتف به عنوان مرد پشت پرده پرفروشترین فیلمهای تاریخ سینمای روسیه یعنی «نگهبان شب» و دنبالهاش «نگهبان روز» و فیلمسازی که مهارتهای بصری قابل قبولی دارد و مشابه کارگردانهای فیلمهای پرهزینه و پرزرق و برق به حساب میآید انتخاب خوبی برای افزودن طعم جدیدی به خوراک ژانر اکشن بوده است. وی در «تحت تعقیب» اغلب به شیوهای کارآمد و گاهی بدون دلیل منطقی تکتک نماها را در حرکتهایی ناگهانی به صورتی ماهرانه دستکاری میکند و بعضی مواقع به تغییر سرعت ناگهانی حرکت دوربین، حذف قاببندی استاندارد، ضرباهنگ عجیب اما قابل قبول و فوکوس گرفتنهای تاریخ مصرف گذشته روی میآورد. «تحت تعقیب» را دوست داشته باشید یا نه هنگام تماشایش از همان ابتدا به صندلیتان میچسبید و در طول فیلم هم کمتر فرصت نفس کشیدن پیدا میکنید.
تقریبا در همان شروع فیلم با وسلی گیبسون (جیمز مکآوی) آشنا میشویم که در نقش مدیر حسابرسی یک شرکت بدون مقدمه توسط زن مرموزی (آنجلینا جولی) مطلع میشود پدرش که از قضا یکی از بهترین آدمکشهای کل دنیا بوده دیروز به قتل رسیده است و قاتلش کراس (توماس کرشمن) همین الان در سوپرمارکت حضور دارد. این صحنه آغازگر مبارزهای 25 دقیقهای با اتومبیلهای تندرو در خیابانهای شایتاون است که از سکانسهای نفسگیر فیلم محسوب میشود. مشابه این صحنه اکشن را وقتی وسلی برای ملاقات با یک رهبر تارک دنیا به اروپا میرود میبینیم که به این زودیها از یاد تماشاگر نمیرود.
انتخاب جیمز مکآوی تازه کار ممکن است برای چنین نقش منحصر به فردی کمی غیرمنتظره به نظر بیاید اما او همیشه بازیگر خلاقی بوده است که در برخی خصوصیاتش با راسل کرو شباهت دارد. وی مانند کرو نقشهایش را با استفاده از مقداری جذابیت فیزیکی و نشان دادن جنم و خشم مردانه جلا میدهد. مکآوی را میتوان از معدود بازیگرانی دانست که از پس هر نقشی برمیآید. فاکس هم نقش مناسبی برای آنجلینا جولی است و میتواند تکرار تفننی نقش وی در فیلم «آقا و خانم اسمیت» به حساب بیاید که هم جاذبههای خشن وی را به رخ میکشد و هم از ظرافت زنانهاش غافل نمیشود. مورگان فریمن هم دیالوگها را با همان لحن همیشگیاش ادا میکند اما به عنوان رئیسی که مسوول همه اسرار است ایفاگر نقشی شده که نسبت به دیگر نقشهایش ناخوشایندتر است. بقیه بازیگران هم همگی حضور قدرتمندی دارند و بیشتر به دلیل شکل فیزیکشان در یاد تماشاگر میمانند.
فیلمهای روسی بکمامبتف نشان میدهند که وی بلد است چگونه بر تماشاگرانش تأثیر ثابت و مستمر بگذارد و در فیلم جدید با استفاده از ابزار گستردهای که در اختیار داشته است توان مضاعفی به اثر خود بخشیده است. همین الان میتوان مطمئن بود که وی بیکار نمانده است و پروژههای متعددی را پیش رو دارد. وی به همراه گروه کاملا حرفهایاش از میچل آماندسن فیلمبردار گرفته تا جان میر طراح تولید و دیوید برنر تدوینگر و افراد زیادی در بخشهای جلوههای ویژه، گریم، بدلکاری و طراح صحنه ترکیب بیعیب و نقصی از صحنههای اکشن زنده و افکتهای کامپیوتری روانه پرده سینماها کرده است که تأثیر لوکیشنهای پراگ و شیکاگو و نماهای خیابانی نیویورک در آن کاملا مشهود است. در نهایت درست همانطور که نیاز بوده است موسیقی متن دنی الفمن شتاب مضاعفی به فیلم بخشیده است.
منبع: ورایتی
روزنامه كارگزاران شماره 530 ، دوشنبه،10 تیر ، 1387 ، صفحه 11
گفتوگو با تیمور بكمامبتف، كارگردان فیلم «تحت تعقیب»
تراژدی باستانی در قالب اكشن كامیك
پل فیشر/ ترجمه: یحیی نطنزی:تیمور بكمامبتف، كارگردان روس، با فروش بالای «نگهبان شب» و دنباله موفق آن در وطن خود به فیلمساز كاملا شناخته شدهای تبدیل شد. توفیق «نگهبان شب» و «نگهبان روز» در ایالات متحده باعث شد تا بكمامبتف بتواند در فیلم جدیدش قریحه بصری بینظیر خود را در قالب فیلم پرفروش گیشه تابستانی و البته فیلمی آمریكایی به نام «تحت تعقیب» به نمایش بگذارد؛ اكشنی پر از بدلكاریهای دیوانهوار و آنجلینا جولی جذاب كه در عین حال دیدگاهی كنایی نسبت به بشر امروز را به تصویر میكشد. بكمامبتف در گفتوگوی اختصاصی زیر با پل فیشر درباره مراحل تولید فیلم، انتخاب بازیگران، فیلمهای اكشن و علاقهاش به فیلمهای آمریكایی صحبت كرده است.
تهیه كنندگان در سبك كاری تو چه دیدند كه وادار شدند برای كارگردانی فیلم «تحت تعقیب» به سراغت بیایند؟
فكر میكنم به این دلیل كه تا حدی با داستانهای انسانی و دراماتیك كه مشخصه فیلمهای اكشن بزرگ است میانه خوبی دارم.
پیش از تولید «تحت تعقیب» با كامیك بوكی كه منبع اقتباس فیلم است آشنا بودی؟
نه! هرگز آن را نخوانده بودم و اولینبار یك هفته یا دو هفته قبل از خواندن فیلمنامه سراغش رفتم. در ابتدا نمیدانستم چگونه باید آن كامیك بوك را به فیلم تبدیل كنم تا اینكه سراغ دیگر قسمتها رفتم و شیوه كار را یاد گرفتم.
برای تبدیل كامیك بوكها به فیلمنامه به چه چیزهایی نیاز بود؟ فیلمنامهنویسان داستان اصلی را چقدر فشرده كرده بودند؟
فشرده؟ آه، نه! در اقتباس از یك كامیك بوك بیش از هر چیز به اضافه كردن نیاز دارید تا فشرده كردن، چراكه اقتضای كامیك بوك اختصار است و برای تولید یك فیلم پرفروش تابستانی باید... چطور بگویم؟ باید آن را گسترش دهید.
برایم جالب است بدانم هنگام انتخاب بازیگران برایت مهم بود به جای اینكه صرفا از ستارههای سینما استفاده كنی، میان ستارهها و بازیگران معمولی تعادل به وجود بیاوری؟ ظاهرا ستاره فیلمت آنجلینا جولی است.
میخواهم رازی را با تو در میان بگذارم: آنجلینا جولی یك بازیگر فوقالعاده است؛ یك بازیگر بسیار خوب، بسیار جدی و بسیار باهوش كه به بازیگران زن تراژدیهای یونان باستان شباهت دارد. قبول دارم كه وی ستاره فیلم است اما تمام بار فیلم را به دوش نمیكشد.
در كنار آنجلینا جولی، جیمز مكآوی وجود دارد كه با اینكه یك بازیگر خوب است اما هوشمندانه در قالب شخصیتی معمولی از او استفاده كردهای. منظورم این است كه هنگام انتخاب بازیگر برای نقش وسلی آگاهانه قصد داشتی نقش وی در سایه ستارگان فیلم قرار بگیرد؟
بله! دقیقا درست است. بسیار برایم مهم بود كه دو ستاره در حد و اندازه آنجلینا جولی و مورگان فریمن پیدا كنم كه نماینده دنیای داستان و اقتدار افسانهای شخصیتهایش باشند. در مقابل به دنبال بازیگر خوبی مانند جیمز مكآوی بودم كه هرگز در چنین فیلمهایی بازی نكرده باشد تا شخصیت مكآوی برای تماشاگران غیرقابل پیشبینی شود؛ به راحتی با وی همذاتپنداری كنند و پیگیر ماجرایش شوند. در این صورت تمامی سرگذشت و ماجرای فیلم غیر قابل پیشبینی میشد و دیگر نمیتوانستید پایانش را حدس بزنید.
از آنجلینا جولی به عنوان بازیگری نام بردی كه به بازیگران زن تراژدیهای یونان باستان شباهت دارد. آیا میتوان این فیلم را - فارغ از سكانسهای اكشناش - به نوعی یك تراژدی یونانی محسوب كرد؟
میتوان! «تحت تعقیب» برای من یك «فیلم اكشن» است منتهی اكشن بودن برای آن مانند نوعی بالاپوش است. در واقع «تحت تعقیب» را میتوان یك تراژدی باستانی دانست كه جامه فیلمهای اكشن را به تن كرده است، چراكه در لایه درونی فیلم با یك درام عمیق، جذاب و گیرا مواجه هستید كه معمولا در فیلمهای اكشن سابقه ندارد.
البته داستان منسجم فیلم با صحنههای اكشن واقعا شگفتانگیزی همراه شده است. به نظر میآید قصد داشتهای در مسیری گام بگذاری كه فیلمسازان معدودی در زمینه فیلمهای اكشن به آن پرداختهاند. آگاهانه در این مسیر گام گذاشتی و از قبل میدانستی قرار است سكانسهای اكشنی تحویل تماشاگر بدهی كه در نوع خود بینظیر هستند؟
به نظر من هر زمان سراغ كاری كه دوست دارید و دلتان میخواهد، بروید و آنطور كه بلدید چیزها را راست و ریس كنید به نتیجه بینظیری دست مییابید. هنگام تولید فیلم هیچ مشكلی در این زمینه نداشتم و هرگز با خودم فكر نكردم قرار است چیز بینظیری تحویل تماشاگر بدهم. شاید چون داستان فیلم و شخصیتهایش بینظیر هستند صحنههای اكشن هم بینظیر از كار درآمدهاند چون آن صحنهها هم بالاخره جزئی از داستان هستند. تا آنجا كه من میدانم اگر از قبل بخواهم كار بینظیری انجام دهم نتیجه نهایی به كارهای دیگران شبیه میشود اما اگر به دنبال یك چیز خاص و ویژه باشید آن وقت با نتیجه بینظیری هم مواجه میشوید.
برای طراحی این صحنههای اكشن- به عنوان مثال صحنه تعقیب و گریز اصلی فیلم كه حیرتانگیز است- چقدر برنامهریزی كردید؟
خیلی زیاد! مثلا همین صحنه را سه بار با سه گروه مجزا فیلمبرداری كردیم.
قبل از فیلمبرداری زیاد از استوری بورد استفاده كردید؟
نهفقط استوری بورد، بلكه از شبیهسازیهای انیمیشنی هم استفاده كردیم. در واقع پیشنمایش انیمیشنی صحنههای اكشن از قبل آماده شده بود.
تیمور! تو در اتحاد جماهیر شوروی رشد كردهای.
درسته.
برایم جالب است بدانم آیا قبل از گورباچف و قبل از فروپاشی نهایی اتحاد جماهیر تحت تاثیر فیلمهای آمریكایی بودی؟ آیا اصلا امكان داشت تحت تاثیر یكی از اشكال فرهنگ مردمپسند آمریكایی واقع قرار بگیری؟
بله. البته! مطمئنا ما این بخت را داشتیم كه شاهد فیلمهای آمریكایی باشیم. اما متاسفانه تعداد آن فیلمها زیاد نبود. اسم یكی از آنها خاطرم مانده است: «طلای مكنا».
با بازی گریگوری پك.
بله! و فكر میكنم عمر شریف.
درسته! دقیقا!
فیلم خوبی هم بود؛ یك فیلم بزرگ. از همان زمان به فیلمهای بزرگ آمریكایی علاقهمند شدم. فیلمهای بزرگ ... امپراتوری عظیم.
این فیلمها بر جوانی كه در اتحاد جماهیر در حال رشد بود چه تاثیری گذاشتند. آیا تماشای این فیلمها تو را به فیلمساز شدن ترغیب كرد؟
فیلمساز شدن؟ اول من یك مهندس بودم. دو سال برای مهندس شدن درس خواندم تا اینكه با تماشای یك فیلم تصمیم گرفتم مهندسی را كنار بگذارم. این فیلم یك فیلم ایتالیایی بود به اسم «دیلینجر مرده است»؛ یكی از فیلمهای ماركو فرری. كل دو ساعت فیلم درباره یك نفر در یك اتاق بود. این فیلم به قدری بر من تاثیر گذاشت كه بعد از تماشای آن زندگیام دستخوش تغییر شد.
اگر اشتباه نكنم «نگهبان شب» تو را به عنوان كارگردان تثبیت كرد. فكر میكنی چرا این فیلم به اولین پرفروشات بدل شد و اسمت را سر زبانها انداخت؟
«نگهبان شب»؟ هیچچیز غیرعادیای وجود نداشت و ماجرا به تماشاگران برمیگشت. احساس كردم كه تماشاگران منتظر این فیلم هستند و من هم چیزهای زیادی برای گفتن به مردم دارم. در دهه 90 چندین و چند آگهی تبلیغاتی كارگردانی كرده بودم و ایدههای زیادی در سر داشتم. ایدههای بصری، پیامهای مختلف و شخصیتهای گوناگون. وقتش رسیده بود كه همه اینها به تصاویر سینمایی بدل شوند.
آیا انتظار داشتی فیلمت همانطور كه در روسیه پرفروش شد در آمریكا هم با اقبال مواجه شود؟
صرفا فیلمی برای اهالی روسیه كارگردانی كرده بودم. برای اتحاد جماهیر. برای مردمی كه در اتحاد جماهیر زندگی میكنند و به همین دلیل فیلمم پر از ارجاعات فرهنگی ظریف و كاملا خاص آن منطقه بود و هرگز فكر نمیكردم «این فیلم در جای دیگری هم بتواند محبوب شود» و وقتی به عنوان مثال آمریكائیان با فیلمم ارتباط برقرار كردند و به آن علاقهمند شدند واقعا غافلگیر شدم.
صنعت سینمای روسیه در چه وضعیتی قرار دارد؟ تولید فیلم چقدر در آنجا استمرار دارد و جدی گرفته میشود؟
الان؟
بله.
همزمان با فیلمبرداری اولین قسمت «نگهبان شب» تنها 5 درصد از فیلمهایی كه به نمایش درمیآمدند روسی بودند كه الان به 30 درصد رسیده است. این جهش تنها در طول چهار سال اتفاق افتاده است و هر سال هم رشد میكند. فكر میكنم تا چند سال دیگر نسبت فیلمهای آمریكایی و روسی 50/50 بشود.
برایت مهم است راهی پیدا كنی كه بتوانی همزمان در روسیه و آمریكا كار كنی؟
كار كردن در كشورهای بیگانه بسیار لذتبخش است. این روزها بیش از هر چیز به صنعت عظیم سینمای هند فكر میكنم و میدانم كه به عنوان مثال كارگردانی یك فیلم بالیوودی بسیار برایم جالب خواهد بود. چراكه نه!
منبع: Dark Horizon
روزنامه كارگزاران شماره 530 ، دوشنبه،10 تیر ، 1387 ، صفحه 11
«تحت تعقیب» از زبان بازیگران فیلم
فلسفه آدمکشی
شانس بزرگ
جیمز مکآوی: برای بازیگری که سابقه بازی در فیلمهای اکشن را در کارنامه ندارد پیشنهادی در حد و اندازه «تحت تعقیب» یک شانس بسیار بزرگ است که نمیتوان به آسانی از کنارش گذشت. خصوصا اگر ستارههای بزرگی همچون آنجلینا جولی و مورگان فریمن همبازیتان باشند. مدتها بود به دنبال نقشی متفاوت بودم که تجربه نکرده باشم و با بازی در آن نقش، دیگر تواناییهای بازیگریام را به رخ بکشم. گرچه برای بازی در این فیلم سختیهای زیادی را متحمل شدم و مثلا تمرینات فیزیکی شش هفتهای را از سر گذراندم اما نتیجه درخشان کار تمام خستگیها را از تنم بیرون برد. مورگان فریمن و آنجلینا جولی قبلا در این جور فیلمها بازی کرده بودند و به عنوان تنها عضو تازهکار گروه از راهنماییهای آنها بسیار استفاده کردم. استفاده از بازیگران جوانی مثل من، همیشه با کمی ریسک همراه است چراکه هر لحظه امکان دارد تماشاگران از نقش جدیدم خوششان نیاید و با بیرحمی تمام سالن سینما را ترک کنند. شاید به همین دلیل تهیهکنندگان فیلم بار اول که سراغم آمدند چندان مطمئن نبودند تا اینکه بعد از شش ماه دوباره سر و کلهشان پیدا شد و درخواست خود را دوباره مطرح کردند. ظاهرا برای اینکه به تواناییهای من ایمان بیاورند شش ماه وقت نیاز داشتهاند. بد نیست بدانید من چندان هم کشتهمرده فیلمهای اکشن نیستم و تنها فیلمهای اکشن علمی تخیلی و یا فانتزی را تماشا میکنم. مثلا فیلمهای جان وو که فیلمهایی صرفا اکشن هستند را نمیپسندم. بیشتر به اکشنهایی علاقه دارم که مفهومی و فلسفی باشند و «تحت تعقیب» هم یکی از همین اکشنهای فلسفی است؛ فیلمی که به شدت وامدار کارگردانی شیدا، دیوانه، عجیب، با استعداد و نابغه به نام تیمور بکمامبتف است.
آقای اسمیت كشته شده است
آنجلینا جولی: بازی در «تحت تعقیب» را در فاصله فیلمهای «یک قلب توانا» و «کودک ربوده شده» قبول کردم که هر دوی آنها به لحاظ احساسی فیلمهای خیلی خیلی دشواری بودند. همچنین فوت مادر و بارداریام مزید بر علت شد تا در شرایط شکنندهای قرار بگیرم و چون خودم را میشناختم فکر کردم بهترین کاری که الان باید انجام بدهم این است که از رختخواب بیرون بیایم، به جنب و جوش بیفتم، بر پروژهای متمرکز شوم و کمی از خودم فاصله بگیرم. بعد که شنیدم عدهای مشغول تولید «تحت تعقیب» هستند و با انتخابی غیر عادی روی مکآوی دست گذاشتهاند کنجکاو شدم ببینم ماجرا از چه قرار است. به ملاقات تیمور رفتم و متوجه شدم وی «داستان»ی برای فیلم خود دست و پا کرده است. با خودم گفتم مطمئنا وجود یک داستان خوب برای یک فیلم اکشن نعمت بزرگی است و احتمالا آن فیلم را به یک اثر درخشان تبدیل میکند. باید خدمت همه آنهایی که این فیلم را برای وجهه من به عنوان سفیر حسننیت سازمان ملل خطرناک میدانند عرض کنم به اعتقاد من صلح بدون عدالت به دست نمیآید و برای رسیدن به عدالت هم گاهی اوقات لازم است تکانی به خودتان بدهید و بلند کردن پرچم سفید را به فراموشی بسپارید. اگر قبل از اینکه هیتلر تمام آن قتل و کشتارها را انجام دهد با او مواجه میشدید و میدانستید وی قرار است در آینده جنگ جهانی راه بیندازد چه کار میکردید؟ مطمئنا باشید که حداقل من در کشتناش تردید نمیکردم. شخصیتهای «تحت تعقیب» هم همین کار را میکنند: با شناسایی و قتل جنایتکارانی که قرار است بعدا گندهای جدیدی به بار بیاورند لطف بزرگی به مردم جهان میکنند. البته باید خدمت همه آنهایی که این فیلم را یک «آقا و خانم اسمیت» بدون آقای اسمیت میدانند هم عرض کنم: بله! «تحت تعقیب» شاید داستان خانم اسمیتی باشد که هنگام افسردگی آقای اسمیت را کشته است!
تعریف كردناش آسان نیست
مورگان فریمن: «تحت تعقیب» اولین فیلمام است که با کارگردانی غیر آمریکایی کار کردهام. تیمور بکمامبتف یک کارگردان روس خوشمشرب است که اصلیت قزاقستانی دارد. پیش از این فیلم یکبار قرار بود با میلوش فورمن که او هم یک کارگردان خارجی است همکاری کنم که میسر نشد. از نتیجه کار راضیام و فکر میکنم، بکمامبتف، کامیک بوک مارک میلار را به نحو احسن به تصاویر سینمایی تبدیل کرده است. شخصیتی که در این بازی میکنم شخصیت پیچیدهای است و حتی برای من که استاد تعریف شخصیت هستم ردیف کردن خصوصیات و ویژگیهایش اصلا آسان نیست. این شخصیت ظاهرا سرکرده اتحادیه تبهکاران است و مانند رئیس یک صنف از حقوق تبهکاران و آدمکشانی که با او پیمان برادری بستهاند دفاع میکند. در کنار وی شخصیتهای دیگری مانند آنجلینا جولی و جیمز مکآوی حضور دارند که همینجا باید بگویم هر دوی آنها بازیگران فوقالعادهای هستند. آنجلینا جولی که قبلا تواناییهای خود را اثبات کرده است و مکآوی هم در این فیلم یکی از بهترین بازیهایش را ارائه داده است. بازیگران جوان معمولا بازیگران سختکوشی نیستند اما سختکوشی مکآوی برای ایفای نقشی که به او سپرده شده است واقعا قابل تحسین است. به همین دلیل معتقدم وی در آینده به بازیگر بزرگی تبدیل میشود.