روزنامه كارگزاران شماره 480 ، دوشنبه، 9 اردیبهشت ، 1387 ، صفحه 11
گفتوگو با كارگردان «اسامه بنلادن در كجای این دنیا است؟»
قهرمان مردمان تیرهروز
فرانسین رومرو / ترجمه: آرش فرحزاد: 4 سال پیش نخستین فیلم بلند مستند مورگان اسپارلاك كارگردان مستقل آمریكایی به نام super size me اكران شد كه توجه بسیاری را به خود جلب كرد و حتی در لیست كاندیداهای دریافت جایزه اسكار در رشته فیلمهای مستند نیز قرار گرفت. سوژه آن فیلم رستورانهای زنجیرهای مك دونالد بود. اسپارلاك در آن فیلم یك ماه و 3 وعده در روز تنها از غذاهای تولید شده مك دونالد استفاده میكرد تا نتایج چنین كاری را به نمایش بگذارد. این بار اسپارلاك 38ساله كه علاوه بر كارگردانی به تهیهكنندگی برنامههای تلویزیونی و فیلمنامهنویسی نیز میپردازد سوژه جالبی را انتخاب كرده و فیلمی درباره اسامهبنلادن رهبر القاعده ساخته است. «اسامه بنلادن در كجای این دنیا است؟» دومین فیلم بلند اسپارلاك چندی پیش در آمریكا اكران شد و واكنشهای متفاوتی را در پی داشت.
او در مصاحبه با هفتهنامه تایم از سفر خود به خاورمیانه و تولید این فیلم سخن گفته است.
چرا این بار بنلادن را به عنوان سوژه انتخاب كردید؟
من هم مثل بسیاری از مردم پس از حوادث یازده سپتامبر 2001 توجهم به بنلادن جلب شد. اما از سال 2005 و آغاز دوره دوم ریاست جمهوری بوش بیش از گذشته ذهنم مشغول پدیده بنلادن شد. در آن زمان دو سال از جنگ آمریكا در عراق میگذشت و هر از چند گاهی فیلم ویدئویی یا نوار صوتی ضبط شده از بنلادن از شبكههای مختلف پخش میشد كه آمریكا و غرب را تهدید به نابودی میكرد. مردم همه جا این سوال را مطرح میكردند كه «چرا عدالت در مورد این مرد اجرا نمیشود؟» «چرا نمیتوانیم او را پیدا كنیم؟» «بنلادن در كدام نقطه از این كره پهناور پنهان شده است؟» این سوالاتی بود كه هر فردی میخواست هر چه زودتر جواب آن را پیدا كند.
فكر میكنید چه چیزی باعث اهمیت فوقالعاده بنلادن شده است؟
فكر میكنم عوامل بسیاری دست به دست هم دادند كه باعث شده بنلادن در جایگاه امروزش قرار بگیرد. در جریان این فیلم به خوبی میتوان دریافت كه مردم چگونه به این دو جهت سوق داده میشوند كه یا میخواهند بنلادن را ستایش كنند یا كمك كنند تا هر چه زودتر دستگیر شود. نظامهای دیكتاتوری در خاورمیانه موجب شده كه مردم این كشورها در رنج و سختی زندگی كنند، فقر بسیار شدید و كمبود دسترسی به امكانات بهداشتی و آموزشی؛ مردمی كه احساس میكنند حكومتهایشان به آنها ظلم و ستم روا میدارند. مایكل شوئر مسوول سابق واحد بنلادن در سازمان سیا حرف بسیار هوشمندانهای میزند. او میگوید: مردم این كشورها به جای اینكه خودشان به فكر سرنوشت كشور خود باشند مجبورند كه به دنبال حامی و قهرمان بروند و این طرز زندگی است كه باید اصلاح شود.
خطرناكترین چیزی كه با آن روبهرو شدید چه بود؟
خطرناكترین و البته ترسناكترین لحظه زمانی بود كه در كنار نیروهای نظامی مستقر در افغانستان قرار گرفتم. این نیروها به طور مداوم توسط القاعده و طالبان تهدید میشدند و طبعا جان ما نیز در خطر بود. در همان روزهای اول ورودمان به اردوگاه نظامیان توسط خمپاره مورد حمله قرار گرفتیم كه خوشبختانه جان سالم به در بردیم. البته از ما محافظت كامل صورت میگرفت اما مثلا یك بار زمانی كه در جاده در حال حركت بودیم به ما خبر دادند كه كمی جلوتر بمب كار گذاشته شده و باید تغییر مسیر دهیم و یا اینكه صبر كنیم تا آن بمب خنثی شود. این اتفاقات باعث میشد كه مرگ همیشه در مقابل چشممان باشد.
تهیهكنندگان و سرمایهگذاران فیلم شما را از انجام چه كارهایی منع كرده بودند؟
چیزی به خاطر نمیآورم. تقریبا هر كاری كه قصد انجام آن را داشتیم را با هر مشكلی بود به انجام میرساندیم. مثلا در ابتدا برای سفر به پاكستان مشكل داشتیم و به ما ویزا نمیدادند اما با رشوه توانستیم اجازه ورود دریافت كنیم. جالب اینجا بود كه 3 بار درخواست ما برای دریافت ویزا رد شد. فردی كه در دولت پاكستان با ما در ارتباط بود به ما گفت كه تحت هیچ شرایطی به ما اجازه ورود به پاكستان نخواهند داد. وقتی دلیل مخالفتشان را میپرسیدیم 2 دلیل میآوردند. اول اینكه نمیخواهیم آسیبی به شما وارد شود و ماجرای «دانیل پرل» مجددا تكرار شود و دلیل دوم هم نگرانی آنها از چیزهایی بود كه ممكن بود در مورد آنها حرف بزنیم یا به اطلاعات ممنوعه دسترسی پیدا كنم. اما با رشوه دادن به یكی از كاركنان سفارت پاكستان در افغانستان به راحتی توانستیم وارد خاك پاكستان شویم.
قبل از این كه سفر به افغانستان و پاكستان را آغاز كنید تصور میكردید با چه چیزی روبهرو شوید و این تصور تا چه حد با واقعیت منطبق بود؟
تصور میكردم با میزان خشونت بیشتری روبهرو شویم. انتظار برخورد با مردمی را داشتم كه دیدگاههایی كاملا ضدآمریكایی داشته باشند اما این چیزی نبود كه در واقعیت دیدم. افراد بسیاری بودند كه با دولت آمریكا و سیاستهای این كشور مخالفت میكردند اما آنها به خوبی میتوانستند میان مردم یك كشور و دولت آن كشور تمایز قائل شوند.
در صحنهای از فیلم مردم رفتاری خشن و زننده با شما دارند. دلیل آن چه بود؟
آن صحنه در منطقه میا شاروم گرفته شد كه ساكنان آن افكاری بسیار سنتی و محافظهكارانه دارند. آنها نگرشی كاملا منفی نسبت به غیربومیها دارند و حتی به رسانهها نیز كوچكترین اعتقادی ندارند. راهنما و كارچاقكن ما پیشنهاد داد كه این منطقه جای بسیار مناسبی برای گفتوگو با بومیان است. به آنجا رفتیم و شروع به داد و فریاد كردیم، گفتیم «از سوراخهایتان بیرون بیایید» «شما اهل اینجا نیستید» خیلی زود مردم دور ما جمع شدند و صحنهای كه در فیلم میبینید ایجاد شد.
واقعا تصور میكردید بتوانید بنلادن را پیدا كنید؟
هدف اصلی من این نبود. قصد داشتم تقریبا به تمام كشورهای منطقه سفر كنم و تصویری بزرگتر و واقعیتر از خاورمیانه ثبت كنم. هدف ما تنها بنلادن نبود. میخواستم به مناطق و كشورهایی سفر كنم كه بنلادن در آنها به دنیا آمده، رشد كرده و به این مرحله رسیده است. مناطقی كه فرهنگشان باعث ظهور بنلادنهای زیادی میشود. صرف یافتن بنلادن چیزی را حل نمیكند.
اینكه هیچ ویدئویی از بنلادن در این فیلم وجود نداشت تصمیم خودتان بود؟
بله، دقیقا نیازی به این كار نبود. تصاویر و حرفهای او را هر از گاهی میبینیم و میشنویم اما اینكه دیگران چه میگویند مهم است.
دوست دارید در آینده و هنگامی كه فرزند شما این فیلم را تماشا كند چه دركی از آن داشته باشد؟
امیدوارم با دیدن این فیلم توجهش به مردم و فرهنگهای متفاوت جلب شود. امیدوارم علاقهمند شود به چنین مناطقی سفر كند. البته این آرزویی است كه نه تنها برای پسرم بلكه برای هر فردی كه این فیلم را ببیند، دارم. ما در كشوری زندگی میكنیم كه از هر 4 نفر یك نفر پاسپورت دارد. فكر میكنم بسیار جالب باشد كه هر فرد بخواهد خودش مردم و فرهنگهای مختلف را تجربه كند. شخصا خودم خیلی دوست دارم همه جا سفر كنم و از نزدیك با همه چیز آشنا شوم نه اینكه تنها به چیزی كه رسانهها در اختیارم قرار میدهند اكتفا كنم.
منبع: تایمز